نوشته شده در تاریخ 90/3/20 ساعت 1:31 ع توسط جواد قاسم آبادی
مرگ و طلبکاران انسان
هر انسانى در طول عمر خود طلب کارانى دارد که هر کدام از آنان چیزى را طلب مى کنند. بعضى در تمام عمر، خود را طلبکار مى دانند و بعضى در هنگام مرگ . امام سجاد علیه السلام تعداد طلبکاران انسان را چنین معرفى مى کند. روزى به آن حضرت گفته شد: چگونه صبح کردى ؟ فرمود: صبح کردم در حالى که هشت نفر هر کدام چیزى را از من مى طلبند. 1 - خداوند متعال واجبات خود را از من مى طلبد. 2 - پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله روش و سنت خود را مى طلبد. 3 - اهل و عیال روزى خود را طلب مى کنند. 4 - نفس عماره طالب شهوت است . 5 - شیطان خواستار معصیت مى باشد. 6 - دو ملک نویسنده اعمال ، درستکارى را مى خواهند. 7 - ملک الموت طالب روح من است . 8 - قبر طالب بدن است .(51) هنگامى که عمر انسان به پایان مى رسد و در بستر مرگ قرار مى گیرد. عده اى ناشناس به عنوان طلب کار اطراف او را مى گیرند و هر کدام از آنان چیزى را طلب مى کنند. از جمله این طلبکاران ، شیطان ، فرشته مرگ ، فرشتگان رحمت و فرشتگان غضب هستند.
|
مرگ و شیطان
موقعى که انسان در حال احتضار قرار مى گیرد و نزدیک است جان از بدنش مفارقت کند، شیطان با فرزندان و یاران خود بر بالین او حاضر مى شوند و تلاش مى کنند تا با حیله هاى مختلف ((ایمان )) او را گرفته و آن را از چنگش بیرون آورند و این سخت ترین حالت براى محتضر است . از امام صادق علیه السلام نقل شده است : هیچ انسانى نیست مگر این که در هنگام مرگ شیطان یکى از ماءمورین خود را نزد او حاضر مى کند تا وى را وسوسه کند و در دینش به شک اندازد و او را به کفر بکشانند. این وسوسه ادامه دارد تا این که روح از بدن او خارج شود. اگر ((ایمان )) محتضر سست و عاریه اى باشد، شیطان به آسانى آن را از او مى گیرد و کافر از دنیا مى رود. و اگر محتضر از مؤ منان حقیقى باشد، شیطان نمى تواند بر او غالب شود و دین و ایمانش را بگیرد. سپس فرمود: هرگاه یکى از شما بر بالین شخصى از کسان خود رفتید که مرگش فرا رسیده است ، شهادتین را به او تلقین کنید تا شیطان به او دست نیابد.(52) در حدیث دیگرى آمده است : وقتى انسان در حال مرگ قرار مى گیرد، شیطان با یارانش بر او وارد مى شوند و در طرف چپ و راست او مى نشینند و مى گویند: دین خود را رها کن و بگو خدا دو تاست تا از این بلا و سختى که به تو روى آورده است نجات پیدا کنى .(53) (چپ و راستى که در حدیث آمده است : کنایه از سعى و کوشش کردن شیطان در گمراه ساختن محتضر است . یا این که طرف راست کنایه از گمراهى در اعتقادات و اعمال صالحه ، مانند خیرات و مبرات است و طرف چپ کنایه از گمراهى به واسطه فسق و فجور و شرب خور جهت علاج درد مى باشد.) وارد شده است : انسان هنگام مرگ ، زیاد تشنه مى شود. شیطان از این فرصت براى گرفتن ایمان او استفاده مى کند و ظرف پر از آب سرد و گوارایى را در دست گرفته و بر بالین انسان مى ایستد و ظرف را حرکت مى دهد. محتضر در حالى که شیطان را نمى شناسد به او مى گوید: مقدارى از این آب را به من بده تا بیاشام . شیطان در جواب او مى گوید: اگر مایل به آشامیدن آب هستى و مى خواهى به تو آب دهم ، بگو خدایى در عالم وجود ندارد. اگر جواب او را ندهد و صورت خود را از او برگرداند، شیطان از هر طرف پا ظاهر مى شود و آن ظرف را حرکت مى دهد. شخص مؤ من باز درخواست مقدارى آب مى کند. شیطان مى گوید: اگر مى خواهى به تو آب دهم ، بگو محمد صلى الله علیه و آله و سلم پیامبر من نیست . اگر او ((ایمانش )) عاریه اى باشد آن جمله را مى گوید و بدین وسیله ایمان خود را به شیطان مى دهد و کافر از دنیا مى رود. در این هنگام آن ملعون آب را روى زمین مى ریزد و ظرف را مى شکند و مى گوید: من کار خود را کردم و احتیاجى به تو ندارم . اما اگر ایمانش ثابت و محکم باشد کلام شیطان را رد مى کند و به او توجهى نمى نماید.(54) اگر انسان مى خواهد ایمانش دستخوش وسوسه هاى شیطان قرار نگیرد، باید اعمالى را که بزرگان دین به او دستور داده اند انجام دهد. از جمله : هنگام نماز شب از خدا بخواهد که ایمان او را کامل گرداند و شیطان را از او دور کند و در برابر نعمت ((ایمانى )) که به او عنایت کرده است شکر گذار باشد و به بندگان خدا ستم روا ندارد، دعاى عدلیه را زیاد بخواند، اعتقاد خود را به پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم و ائمه معصوم علیهم السلام محکم کند. نمازهاى خود را ضایع نکند و از آن ها مواظبت نماید در اول وقت بخواند. از طرفى اطرافیان محتضر باید هنگام مرگ بر بالین او قرآن بخوانند و شهادتین را به او تلقین کنند تا جان از بدنش مفارقت نماید. از امام صادق علیه السلام نقل شده است : کسى که از نمازهاى خود مواظبت کند و آن ها را با شرائطش انجام دهد. هنگامى که شیطان براى گرفتن ایمانش نزد او حاضر مى شود ((ملک الموت )) آن ملعون را مى راند و دور مى گرداند و شهادتین را به او تلقین مى نماید.(55) شیطان براى گرفتن ایمان انسان و گمراه کردن او از راه هاى گوناگونى وارد مى شود تا به مقصود پلید خود برسد. امام صادق علیه السلام در این باره فرمود: شیطان ممکن است به صورت جد و پدر انسان در آید و بگوید: از مذهب و ایمان خود دست بردار، زیرا من هم بر این دین بودم و اکنون مرا به واسطه آن عذاب مى کنند. سپس فرمود: از این جهت خویشان محتضر باید شهادتین را به او تلقین کنند و اعتقادات را به وى تذکر دهند؛ زیرا شیطان دشمنى آشکار براى انسان است .(56) وقتى انسان از دنیا مى رود باز شیطان دست از او بر نمى دارد و سعى مى کند به هر نحوى جنازه او را آزار دهد و انتقام خود را از او بگیرد. امام صادق علیه السلام در این باره فرمود: مرده هاى خود را هرگز تنها نگذارید؛ زیرا شیطان با آنان بازى مى کند و به اندرونشان ضرر مى رساند.(57) (ممکن است مراد این باشد که شیطان حشرات یا حیوانات را مانند گربه و موش و مورچه و سوسک و مانند اینها را برانگیزد تا بر جسد میت راه پیدا کنند و از راه بینى و دهان و گوش داخل اندرون او شوند، اعضا و جوارح او را بخورند و مجروح گردانند).(58)
|
مرگ و ملک الموت
از جمله کسانى که موقع مرگ انسان ، ادعاى طلب کارى مى کنند و چیزى را از درخواست مى نماید ((ملک الموت )) است که او طالب روح و جان شخص محتضر مى باشد. قبض روح تمام انسانهاى مؤ من و کافر در دست ((ملک الموت )) و زیر نظر او انجام مى گیرد. قرآن در این باره مى فرماید: ((ملک الموت )) ماءمور قبض روح است ، روح و جان همه شما را مى گیرد و سپس به سوى پروردگارتان باز مى گرداند(59) پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرموده است : تمام بیمارى و دردهایى که به انسان رو مى آورد قاصدان مرگ و فرستادگان او هستند. هنگامى که عمر انسان به پایان مى رسد و در بستر مرگ قرار مى گیرد ((ملک الموت )) براى قبض روح او حضور پیدا مى کند. انسان از دیدن او به وحشت مى آید و آمدن او را بدون مقدمه مى داند. ولى ((فرشته )) مرگ مى گوید: اى بنده خدا! (چرا به فکر نبودى و فراموش کردى )؟ چه اندازه رسول بعد از رسول و خبر بعد از خبر و پیک بعد از پیک براى تو فرستادم ؟ من آخرین خبرم و بعد از آمدن من دیگر خبرى نیست . سپس مى گوید: اى بنده خدا! دعوت پروردگارت را خواه از روى میل و رضا و خواه از روى جبر و اکراه اجابت کن . هنگامى که ((فرشته )) مرگ جان انسان را از کالبدش بیرون مى کشد، بازماندگان و بستگان او مشغول گریه و ناله مى شوند. ((ملک الموت )) مى گوید: براى چه کسى گریه مى کنید و اشک مى ریزید؟ براى چه کسى غمگین و محزونید؟ براى چه کسى دست از کار کشیده و بى صبرى مى کنید؟ به خدا سوگند! عمر او به پایان رسیده و در دنیا روزى خود را دریافت کرده بود. پروردگارش از او دعوت به عمل آورد و او هم دعوت حق را اجابت کرد. اگر مى خواهید گریه کنید بر خویشتن بگریید؛ زیرا من باز به این خانه مى آیم تا هیچ یک از شما را باقى نگذارم .(60) لازم نیست ((ملک الموت )) هنگام قبض روح انسان نزد او ظاهر شود، بلکه در هر کجاى عالم باشد از همان جا مى تواند محتضر را قبض روح کند. امام صادق علیه السلام در این باره فرمود: از ((فرشته مرگ )) پرسیدند: چگونه چندین نفر را در یک زمان قبض روح مى کنى در حالى که عده اى در مغرب و عده اى در مشرق اند؟ گفت : آنان را به سوى خودم مى خوانم مرا اطاعت مى کنند. سپس گفت : همانا همه جهان هستى ، پیش من ، مانند کاسه اى است در برابر یکى از شما که از هر کجاى آن بخواهد بخورد مى خورد.(61) و نیز گفت : همه عالم هستى و دنیاى شما نزد من ، مانند درهمى است که در دست شما باشد و هر طور بخواهد آن را مى گرداند. (من نیز با دنیاى شما چنین مى کنم و همان گونه دنیا و جان انسان ها را در اختیار دارم ).(62) در حدیث دیگرى آمده است : ((ملک الموت )) به حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم عرض کرد من بارها و بارها به هر خانه اى رفت و آمد مى کنم . هیچ خانه اى در مشرق و مغرب عالم نیست مگر این که روزى پنج مرتبه هنگام نماز با اهل آن ملاقات مى کنم و حساب عمر آنان را مى رسم و من به کوچک و بزرگشان از خودشان عالم تر هستم .(63) (عمر آنان و شماره عدد نفس هاى ایشان را مى دانم و موقعى که آخرین نفس خود را کشیدند جان آنان را مى گیرم )0 درباره حضور یافتن پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم و امیرالمؤ منین علیه السلام و اولاد طاهرینش بر بالین محتضر، چنین آمده است . هنگامى که بنده اى از بندگان خالص خدا در بستر مرگ قرار مى گیرد ((ملک الموت )) و یارانش براى قبض روح او حضور پیدا مى کند. در این موقع مشاهده مى کند که حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم بر بالین سر او و امیرالمؤ منین در کنار آن حضرت ، حسن و حسین در پایین پا، دوستان و شیعیان در اطراف ایشان قرار گرفته اند. محتضر متوجه آنان مى شود و مى گوید: خوش آمدید، چقدر مشتاق دیدار شما بودم و چقدر از آمدن شما خوشحال شدم . بعد از آن مى گوید: یا رسول الله ! ((ملک الموت )) وارد شد. یقین دارم که با من مهربان است ، زیرا از دوستان و پیروان تو و برادرت امیر المؤ منین مى باشم . حضرت رسول هم گفته او را تصدیق مى کند. در این هنگام ، آن حضرت متوجه ((ملک الموت )) مى شود و مى فرماید: اى ((ملک الموت ))! سفارش خداوند درباره مهربانى کردن با دوستان و طرفداران ما را فراموش نکن . ((ملک الموت )) عرض مى کند: یا رسول الله ! به او دستور بده که به سوى بهشت و آنچه خداوند براى او آماده کرده است نظر کند. حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم مى فرماید: اى بنده مطیع خدا! نظر به سوى آسمان نما. وقتى نظر مى کند چیزهایى را که خدا براى او آماده کرده است مى بیند. در این هنگام ((ملک الموت )) متوجه آن حضرت مى شود و مى گوید: چگونه به کسى که این قدر خدا به او لطف دارد مهربان نباشم . اگر شما هم سفارش او را نمى کردید باز درباره او لطف داشتم و با وى مهربانى مى کردم . حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم خطاب به ((ملک الموت )) مى کند و مى فرماید: اى ((ملک الموت )) این شخص برادر ما و از دوستان و پیروان ما است . او را به تو سپردیم ، مراقب حال او باش و جان او را به آسانى قبض کن . سپس حضرت با کسانى که در اطراف محتضر بودند به سوى بهشت حرکت مى کند و پرده از جلوى چشم او کنار مى رود پیامبر و ائمه را در کاخ هاى بهشت مشاهده مى کند. در این حال متوجه ((ملک الموت )) مى شود و مى گوید: اى ((ملک الموت ))! هر چه بیشتر در گرفتن روح من عجله کن ؛ زیرا طاقت دورى محمد و اولیاى خدا را ندارم و هر چه زودتر مرا به ایشان ملحق کن . ((ملک الموت )) همان طور که مو را از میان آرد بیرون مى کشند جان او را به آسانى از بدنش بیرون مى کشد.(64)
|
مرگ و فرشتگان رحمت
هنگامى که انسان در حالت مرگ قرار مى گیرد، اگر از مؤ منان و صالحان و شیعیان باشد ((ملک الموت )) با فرشتگان ((رحمت )) با زیباترین صورت و خوشحال ترین قیافه با طبق هایى از گل ، بر او وارد مى شوند و وى را به بهشت بشارت داده و جایگاهش را به او نشان مى دهند. آنان مانند خدمت گزاران با ادب ، در مقابل محتضر مجسم مى شوند و اجازه ورود مى خواهند. قرآن در این باره مى فرماید: ((کسانى که ایمان آورده و تقوا اختیار کرده اند، پیوسته در زندگى دنیا و آخرت ایشان را به نعمتهاى بهشت بشارت مى دهند و این بشارت پیروزى و رستگارى بزرگى براى انسان است )).(65) در جاى دیگر مى فرماید: ((کسانى که گفتند: پروردگار ما خداى جهانیان است و روى آن پافشارى کردند. ملائکه بر آنان نازل مى شوند و مى گویند: نترسید و محزون نباشید. بشارت باد شما را به بهشتى که به آن وعده داده شده اید)).(66) در برخى روایت ها درباره بشارت دادن فرشتگان چنین آمده است : هنگامى که فرشتگان بر محتضر وارد مى شوند و کنار او قرار مى گیرند. خداوند متعال ، پرده را از جلوى چشم او کنار مى زند و جایگاه او را به وى نشان مى دهد. انسان مى گوید: این کاخ ها، باغ ها و درختان از کیست ؟ فرشتگان مى گویند: آنها متعلق به تو است . مى گوید: اگر متعلق به من است ، چرا مرا به آن جا نمى برید؟ مى گویند: اختیار با تو است . اگر مایل باشى ترا به آنجا مى بریم . در این هنگام ، طبق هاى گل بهشتى را مقابل بینى او قرار مى دهند. از بوى خوش آنها بسیار لذت مى برد و حالتى شبیه نعشه و خوابى لذت بخش به او دست مى دهد که در اثر آن ، تمام دردها و رنج ها و سختى ها از او برطرف مى شود و به دنبال بو کشیدن گل ها روح به آسانى از بدنش خارج مى شود. قرآن در این باره مى فرماید: ((اگر محتضر از نیکان و مقربان درگاه خدا باشد روح و ریحان (آسایش دائمى و گل ها) و نعمت هاى بهشت جاوید براى اوست .))(67) وقتى ((ملک الموت )) با کمال ادب و احترام روح او را مى گیرد، فرشتگان ((رحمت )) آن روح پاک را از ((ملک الموت )) تحویل مى گیرند و در پارچه هایى از حریر مى پیچانند و به سوى آسمانها مى برند. به هر آسمانى که مى رسند فرشتگان آن آسمان ، با احترام تمام او را تشییع مى کنند تا بر خداوند عرضه نمایند. سپس آن را برمى گردانند تا تشییع کنندگان و غسل دهندگان و نمازگذاران خود را ببیند و دفن شدن جسد خود را مشاهده کند. بعد از آن ، روح را به آسمان مى برند و در ((اعلا علیین )) (آن جایى که پرونده و روح نیکان مى باشد) جاى مى دهند. در حدیث دیگرى از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل شده است : هنگامى که خداوند از بنده مؤ من خود راضى شد. به ((ملک الموت )) مى فرماید: ((روح فلان بنده مرا پیش من آورید؛ زیرا وى را آزمایش کردم آن طور که او را مى خواستم یافتم . ((ملک الموت )) با پانصد فرشته که همه آنان لباس هاى سبز پوشیده اند و به دست هر کدام شاخه هاى گل و زعفران است و نزد او مى آیند و هر کدام او را بشارتى مى دهند غیر از بشارتى که دیگران به وى داده اند مى گویند آماده شوید براى خارج کردن روح این بنده مؤ من )).(68)
|
مرگ و فرشتگان غضب
وقتى عمر کسى به پایان مى رسد، اگر از مشرکان و کافران و معصیت کارانى باشد که هنوز توبه نکرده است ((ملک الموت )) به همراه فرشتگان ((غضب )) در حالیکه همه آنان لباسهاى سیاه در بدن و وسیله هاى شکنجه در دست دارند.(69) با زشت ترین صورت و بداخلاق ترین قیافه بر او نازل مى شوند که محتضر با مشاهده آنها به وحشت مى افتد و اعضاى او به لرزه مى آید. آنها جایگاه او را در جهنم به وى نشان داده و به عذاب الهى و داخل شدن در آتش وعده مى دهند و جان او را با سخت ترین حالت مانند کندن پوست از بدن و بریدن گوشت آن با قیچى و مانند به گردش در آوردن میله آسیا در حدقه چشم از بدنش بیرون مى کشند به طورى که تمام رگهاى بدن را پاره مى کند. قرآن در این باره مى فرماید: اى رسول گرامى ! ((اگر ستمکاران را هنگام سختى جان دادن مشاهده کنى در حالى که فرشتگان ((عذاب )) دستهاى خود را گشوده باشند و گویند: روحهاى خود را بیرون آورید. امروز به واسطه آن حرفهاى خلاف و ناروایى که به خدا نسبت مى دادید و به آیات او کفر مى ورزیدید، به عذاب هاى خوارکننده اى جزا داده مى شوید)).(70) فرشتگان ((غضب )) منتظراند که ((ملک الموت )) روح پلید و سیاه او را از بدنش خارج کند و آنها با خفت و خوارى آن را از ((ملک الموت )) تحویل بگیرند و در عذاب سجین با روح هاى کفار و مشرکان و جنایت کاران همنشین قرار دهند. آنان وقتى از دنیا رفتند و داخل قبر و عالم برزخ شدند. عذاب موقتى برزخى شان تا روز قیامت شروع مى شود و در قیامت به عذاب دائم دچار خواهند شد.(71)
|