نوشته شده در تاریخ 90/3/20 ساعت 1:33 ع توسط جواد قاسم آبادی
مرگ و حضور پیامبر و على
از جمله کسانى که موقع جان دادن انسان ، به بالین او حاضر مى شوند، پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و امیرالمؤ منین علیه السلام و فرزندانشان مى باشند. حاضر شدن ((پیامبر و على )) به بالین محتضر به این جهت است که بر کارهاى او شهادت دهند و او را به ((فرشته مرگ )) معرفى کنند. اگر محتضر از اولیاء الله و دوستان و شیعیان امیرالمؤ منین باشد سفارش او را به ((ملک الموت )) مى کنند و مى گویند: اى ((گیرنده جان ها)) ملاحظه حال این محتضر را بکن ؛ زیرا او از دوستان و شیعیان ما مى باشد. ((ملک الموت )) هم ، با کمال مهر و محبت و به آسانى جان او را از بدنش بیرون مى آورد. بعد از مرگ در پیشانى آن مؤ من نوشته مى شود این شخص از دوستان و شیعیان على و اولادش مى باشد. اما اگر انسان در حال مرگ ، ازم منافقان و دشمنان پیامبر اسلام و امیرالمؤ منین باشد. به ((ملک الموت )) مى گویند: این شخص از دشمنان ما خانواده بوده و در دنیا ارتباطى با ما نداشته است . هر جور صلاح مى دانى با او رفتار نما و قبض روحش کن . ((فرشته مرگ )) هم ، با شدت و سختى جان او را از بدنش به بیرون مى کشد. بعد از مرگ هم ، در پیشانى او نوشته مى شود. این شخص منافق است یا کافر. روایاتى در این باره آمده است . 1 - حضرت على علیه السلام فرمود: هیچ کس نیست که مرگش فرا رسد مگر آن که پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و ائمه معصوم علیهم السلام همگى (با بدن مثالى ) نزد او مجسم و حاضر مى شوند به طورى که آنان را مى بینند. اگر محتضر از مؤ منان باشد، وقتى ایشان را مى بیند به آنان علاقه پیدا مى کند و عشق مى ورزد. و اگر از مؤ منان نباشد هنگام مشاهده ایشان آنان را دشمن مى دارد و به دیدار آنان علاقه ندارد.(72) 2 - ابى حمزه ثمالى مى گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم : هنگام مرگ ، ((فرشتگان )) با ما چه رفتارى دارند. فرمود: آیا مى خواهى ترا به چیزى بشارت دهم که خوشحال شوى ؟ گفتم : آرى ، فرمود: هنگامى که روح شخص مؤ من به گلویش رسد، رسول خدا صلى الله علیه و آله و امیرالمؤ منین علیه السلام نزد او حاضر مى شوند و در بالینش قرار مى گیرند. حضرت رسول صلى الله علیه و آله به او خطاب مى کند و مى فرماید: آیا مرا مى شناسى ؟ من رسول خدا هستم . آنچه در پیش رو دارى از آنچه ترک مى کنى براى تو بهتر است . اى ((روح پاک )) به سوى رضوان و رضایت و خشنودى خدا خارج شو. امیرالمؤ منین هم همین جملات را مى فرماید.(73) 3 - در حدیث دیگرى آمده است که امام صادق علیه السلام فرمود: هرگاه دوستى از دوستان ما در سکوت مرگ قرار گرفت . رسول خدا صلى الله علیه و آله و امیرالمؤ منین علیه السلام و امام حسن و امام حسین علیهم السلام نزدش حاضر مى شوند به طورى که او ایشان رامى بیند و آن بزرگواران او را به بهشت و رضوان بشارت مى دهند. و اگر محتضر از دشمنان ایشان باشد هنگام ملاقات ، از دیدن آنان کراهت دارد و نمى خواهد که با او روبه رو شوند.(74) 4 - امام صادق علیه السلام فرمود: دوستان و طرفداران امیرالمؤ منین علیه السلام در سه موضع آن حضرت را مى بینند به طورى که از دیدن او شادمان مى شوند. 1 - هنگام جان دادن . 2 - نزد پل صراط یا هنگام عبور از آن . 3 - در کنار حوض کوثر.(75) 5 - امیرالمؤ منین علیه السلام در جواب یکى از شیعیان واقعى و اصحاب باوفایش به نام ((حارث بن اعور همدانى )) فرمود: اى حارث همدانى ! بدان ، هر کس از مؤ منان و منافقان که بمیرد مرا مى بیند.(76) 6 - نیز حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمود: یا على ! دوستان و شیعیان تو در سه مکان وقتى ترا ببینند خوشحال مى شوند. 1 - هنگامى که روح از بدن آنان خارج مى شود و تو شاهد بر ایشان باشى . 2 - هنگام سؤ ال نکیر و منکر در قبر در حالى که تو آنان را تلقین مى کنى . 3 - هنگامى که وارد بر خدا مى شوند (و در کنار پل صراط) در حالى که تو آنان را مى شناسى .(77) سه روایت آخر گویاى این است که فقط امیرالمؤ منین علیه السلام موقع جان دادن به بالین محتضر حاضر مى شود. ولى از احادیث دیگرى که در ((بحارالانوار)) آمده است : به دست مى آید که پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و بقیه ائمه معصوم و حتى فاطمه زهرا علیهاالسلام کنار محتضر حاضر مى شوند. خوشا بحال کسانى که در دنیا اعمال شایسته اى انجام دادند و به دستورات پیامبر و ائمه معصوم علیهم السلام عمل کرده اند و هنگام مرگ ، آن بزرگواران را در کنار خود مى ببنند و با خشنودى و خرمى چشم از این جهان فرو مى بندند. و آنان تا وقتى در دنیا به سر مى برند زبان حالشان چنین بوده است .
اى که گفتى : فمن یمت یرنى
|
|
مرگ سخت ترین حالت براى مجرم
عایشه مى گوید: روزى حضرت رسول صلى الله علیه و آله به من فرمود: کدام حالت براى میت از همه حالات سخت تر است ؟ عرض کردم : خدا و رسول آگاه ترند. فرمود: اى عایشه ! تو بگو! عرض کردم : سخت ترین حالت وقتى است که مى خواهند میت را از خانه اش بیرون برند، اولاد او اطرافش را گرفته و فریادشان بلند است و مى گویند: ((وا ابتا وا ابتا)) ، فرمود: این حالت بسیار سخت است ! اما سخت تر از این این هم هست ، عرض کردم : سخت تر از این وقتى است که میت را در لحد گذارند و خاک رویش بریزند و او را تسلیم خدا کنند، دوستان از کنار قبرش برگردند و او را تنها گذارند. فرمود: از این سخت تر هم مى باشد. عرض کردم : یا رسول الله ! شما بفرمایید. فرمود: از همه حالت براى میت سخت تر، وقتى است که غسال براى غسل دادن میت داخل خانه او شود، انگشتر جوانى را از دست و پیراهن عروسى را از بدنش بیرون آورد و عمامه را از سر علماء و فقها بردارد. در این هنگام وقتى روح ، بدن را عریان بیند فریاد زند و با صداى بلند که همه خلایق (مگر جن و انس )، بشنوند. گوید: اى غسال ! ترا به خدا قسم که ! لباس مرا به آرامى بیرون آور؛ زیرا در این ساعت تازه از دست ملک الموت راحت شدم . زمانى که غسال آب روى میت ریزد فریاد زند و گوید: اى غسال ! ترا به خدا قسم آب را به آرامى روى من بریز، آن را ملایم کن که نه سرد باشد و نه گرم ، زیرا جسد من در اثر خارج شدن روح از آن ، آتش گرفته و طاقت ندارد. وقتى غسال مشغول غسل دادن شود، فریادش بلند گردد: اى غسال ! ترا به خدا قسم دست خود را به آرامى بر روى من بکش ؛ این جسد به واسطه خارج شدن روح از آن ، مجروح شده و تحمل ندارد که دست خود را با قوت بر آن بکشى . موقعى که از غسل دادن فارغ شد و میت را در کفن گذاشت و پاهاى او را محکم بست ، فریادش بلند شود و گوید: اى غسال ! ترا به خدا قسم ! سر و صورت مرا با کفن نپوشان تا زن و بچه و بازماندگان ، مرا ببینند، زیرا این آخرین دیدار است ، من امروز از آنها مفارقت کنم و تا قیامت مرا نمى بینند. چون میت را براى بردن به قبرستان ، از خانه خارج کنند، فریاد زند: اى جماعت ! در بردن من عجله نکنید تا خانه و اهل و عیال خود را وداع کنم . سپس فریاد کند و گوید: من زن خود را تنها و بدون شوهر گذاشتم اذیتش نکنید، اولاد من یتیم شدند به آنها ظلم روا ندارید؛ زیرا من امروز از خانه خود خارج شدم و دیگر به آنجا بر نمى گردم . بعد از آن که جنازه را به سوى قبرستان حمل کردند. گوید: شما را به خدا قسم ، عجله نکنید تا صداى اهل و عیال خود را که گریه و ناله مى کنند بشنوم ؛ زیرا من از آنها جدا مى شوم و دیگر تا روز قیامت صداى آنها را نمى شنوم . چون جنازه را کنار قبر به زمین گذاشتند. فریاد زند و گوید: اى دوستان و برادران ! اى اهل و عیال و اى بازماندگان ! و اى همسایگان من ! دنیا شما را فریب ندهد کما این که مرا فریب داد، زمانه با شما بازى نکند، همین طور که با من بازى کرد، از من عبرت گیرید؛ زیرا مالى جمع کردم و همه را براى ورثه گذاشتم بدون آن که خود از آن استفاده کنم ! در حالى که وقتى خداوند حساب آنها را رسد و در دادگاه ، مجرم شناخته شوم آن ها گناهان مرا به دوش نمى گیرند. موقعى که بر میت نماز خوانده مى شود عده اى از دوستان و اهل و عیال او بر مى گردند. مى گوید: اى دوستان و برادران ! مى دانستم که میت در دل دوستان از زمهریر سردتر مى شود اما نمى دانستم به این زودى از دل آنها بیرون مى رود و نسبت به آن سرد مى شوند. بعد از آن که میت را داخل قبر نهادند. با فریاد بلند گوید: اى وارثین ! مال و منال زیادى جمع کردم و همه را براى شما گذاشتم . من با دست خالى و بدون این که چیزى از آن را براى خود حمل کنم و از میان شما رفتم ، مرا فراموش نکنید و از این مال و ثروت بهره و نصیبى هم براى من قرار دهید و با دعاى خیر و صدقه ، مرا یارى کنید و یاد نمایید.(78)
|
مرگ و شکایتها
وقتى مجرم از دنیا برود و اعمال ناشایسته خود را ببیند قبل از آن که او را دفن کنند از اعمال و کردار خود شکایت مى کند. اما متاءسفانه کسى شکایت او را نمى شنود! اگر هم بشنود عبرت نخواهد گرفت و به زودى فراموش خواهد کرد. حضرت رسول اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: وقتى یکى از شما از دنیا برود قیامت او برپا خواهد شد و تمام اعمال خود را از نیک و بد خواهید دید. زمانى که یکى از مجرمین از دنیا مى رود و او را به سوى قبرش حمل مى نمایند. ندا مى کند: اى برادران و اى دوستان ! من به نزد شما از آن چیزى که برادر بدبخت شما در آن واقع شد شکایت مى کنم ؛ زیرا دشمن خدا ((شیطان یا دنیا)) مرا وعده فریب داد و به آن عمل نکرد، برایم قسم خورد که من صالح ناصحى هستم ولى به من خیانت نمود. نزد شما شکایت مى کنم از دوستان بى وفایى که دنبال هوا و هوس مى رفتند و دائما دور مرا گرفته و به من تاءمین مى دادند و خود را حامى و طرفدار من مى دانستند و مى گفتند: ما تا آخر با تو خواهیم بود ولى الان از من تبرى جسته تنهایم مى گذارند و مى روند. شکایت مى کنم از اولادم که چقدر از آنان دفاع کردم ، به خاطر رفاه و راحتى آنها خود را به رنج و زحمت انداختم ، تمام مالم را در اختیارشان گذاشتم . آنها مالم را خوردند و مرا تسلیم خدا و ملائکه نکیر و منکر و قبر و برزخ مى کنند و بر مى گردند. شکایت مى کنم از مالم که چگونه آن را ضایع نمودم ، حق خدا و مردم را ندادم ، از هر راهى آن را جمع کردم ولى الان وزرو و بالم شده است جواب دادن از آن با من و سود و منفعتش براى دیگران است . شکایت مى کنم به سوى شما از طول اقامتم در قبر و دورى سفرم ، از تنهایى و وحشت و ظلمت قبرم ، سئوال از بزرگ و کوچک اعمالم . پس حذر کنید از آن چیزى که به من نازل شد، واى از بلاى طولانى و رنج و عذاب بزرگ ؛ زیرا نه شفیعى براى من است و نه دوستى . شکایت مى کنم از قبرم که دائما فریاد مى زند و مى گوید: منم خانه تنگ و تاریک و پر وحشت . اى برادران و دوستان ! تا قدرت و توانایى دارید مرا نگه دارید و نگذارید ببرند؛ زیرا به من وعده آتش و ذلت و خوارى و غضب جبار را داده اند، ((و احسرتا)) بر من ! از این که به دستور خدا عمل نکردم و در گناه زیاده روى نمودم و از خداى خود خجالت نکشیدم ؟ این فریاد و ناله ادامه دارد تا وقتى میت را داخل قبر کنند.(79)
|
مرگ و شنیدن نداها
وقتى روح از بدن انسان خارج شد، سه ندا از جانب آسمان مى شنود و آن نداها چنین است . اى پسر آدم ! آیا تو دنیا را ترک کردى یا دنیا ترا ترک نمود؟ آیا تو دنیا را جمع کردى یا دنیا ترا جمع نمود؟ آیا تو دنیا را کشتى یا دنیا ترا کشت و به قتل رسانید؟ زمانى که میت را به غسال خانه بردند، سه ندا مى شنود. گویند: اى پسر آدم ! کجا شد آن بدن قوى تو، چرا ضعیف شده اى ؟ کجا رفت آن زبان فصیح و گویاى تو، چرا ساکت مانده اى ؟ کجایند دوستان و رفقاى تو، چرا وحشت کرده اى ؟ زمانى که میت را در کفن گذاشتند، سه فریاد مى شنود. به او گویند: اى پسر آدم ! بدون زاد و توشه به سوى سفرى دور و طولانى مى روى ، از منزل خود خارج مى شوى و دیگر به آن بر نمى گردى ، به سوى خانه هول ناک و پرخطر مى روى که راه بازگشتى ندارى . چون میت را به سوى قبرستان حمل کنند، سه ندا مى شنود که گویند: خوشا به حال تو اگر عملت نیک باشد، خوشا به حالت اگر همنشین تو رضوان خدا و رضایت او باشد، واى به حالت اگر همنشین تو سخط و غضب خداوند جبار باشد. وقتى میت را براى نماز بر زمین مى گذارند، سه فریاد مى شنود که گویند: اى پسر آدم ! هر عملى که تا حال انجام داده اى ، اگر آن نیک باشد نیک و اگر بد باشد بد خواهى دید. چون جنازه را کنار قبر گذاشتند، سه ندا از قبر مى شنود که گویند: اى پسر آدم ! بر پشت من خندان بودى ولى در شکم من گریان خواهى شد، بر پشت من فرحناک و خوشحال بودى در حالى که در شکم من محزون و غمگین خواهى شد، بر پشت من گویا بودى اما در شکم من ساکت و خاموش خواهى بود. زمانى که جنازه را در داخل قبر گذاشتند و آن را پوشانیدند و مردم به سوى خانه هاى خود حرکت نمودند. خداوند متعال به او خطاب مى کند و مى فرماید: اى بنده من ! تنها و بى کس ماندى ، دوستان و رفقایت ترا در تاریکى قبر تنها گذاشتند و رفتند! در حالى که تو مرا به خاطر آنان نافرمانى مى کردى و از من اطاعت نمى نمودى . ولى امروز رحمت و کرامت من چنان شامل حال تو شود که همه خلایق از آن تعجب کنند! من امروز از مادر نسبت به فرزندش به تو مهربان تر هستم .(80) وقتى روح از بدن انسان خارج شد و او را غسل دادند و کفن نمودند و به سوى قبرستان حرکت دادند. او از جلوى مردم و جنازه حرکت مى کند، ارواح مسلمین و مؤ منین به استقبال او مى آیند و بر او سلام مى کنند، او را به آنچه خداوند براى او آماده کرده است بشارت مى دهند.
|
مرگ وارد شدن به زندگى جدید
در این جا سئوالى پیش آید که آیا پس از مرگ ، انسان یک باره وارد عالم قیامت مى شود و کارش یکسره مى گردد؟ یا در فاصله مرگ و قیامت عالم دیگرى را طى مى کند و هنگامى که قیامت برپا شد وارد عالم آخرت مى گردد. از آیات و روایات استفاده مى شود: هیچ کس پس از مرگ بدون فاصله وارد عالم قیامت نمى شود؛ زیرا قیامت کبرا مقارن با یک سلسله انقلاب ها و دگرگونى هاى کلى در همه موجودات زمین و آسمان است (یعنى کوه ها، دریاها، ماه ، خورشید، ستارگان و کهکشانها در آن هنگام در وضع موجود خود باقى نمى مانند. علاوه بر این ، در قیامت اولین و آخرین مردم در یک سرزمین جمع مى شوند. ولى الان مى بینیم نظام جهان هنوز برقرار است و شاید میلیون ها و بلکه میلیاردها سال دیگر نیز برقرار باشد و میلیاردها میلیاردها انسان دیگر بعد از این بیایند و در دنیا زندگى کنند. هیچ کس در فاصله مرگ و قیامت در خاموشى و بى حسى فرو نمى رود. چنین نیست که انسان پس از مردن در حالى شبیه بیهوشى فرو رود و هیچ چیز را احساس نکند، به طورى که نه لذتى داشته باشد و نه درد و رنجى ، نه سرورى داشته باشد و نه غم و اندوهى . بلکه انسان پس از مرگ بدون فاصله ، وارد مرحله اى دیگر از حیات مى گردد که همه چیز را حس مى کند، از چیزهایى لذت و از چیزهایى رنج مى برد. البته لذت و رنجش بستگى به افکار و اخلاق و اعمال او در دنیا دارد. این مرحله ، یک فاصله و حد وسط میان دنیا و قیامت است که با پایان یافتن آن برزخ نیز پایان مى پذیرد و آنگاه قیامت برپا مى شود. از نظر قرآن و روایات ، انسان پس از مرگ دو عالم دیگر را باید طى کند، یکى عالمى که مانند عالم دنیا پایان مى پذیرد که اسم آن را (عالم برزخ یا عالم ارواح و) قبر مى نامند، دیگرى عالم قیامت کبرا که به هیچ وجه پایان نمى پذیرد. در قیامت به حساب کلى و جزیى خلایق رسیدگى مى شود، هر کس را طبق اعمال و کردارش جزا و پاداش مى دهند. نیکوکاران را در بهشت و نعمت ها و رضوان الهى داخل مى کنند و گناهکاران و بدکاران را در جهنم و عذاب ها و شکنجه هاى آن وارد مى نمایند. انسان در فاصله مرگ و قیامت ، داراى نوعى از حیات است . در آن حال شدیدا احساس مى کند، مى گوید و مى شنود و از نوعى زندگانى سعادت آمیز و خوش یا زندگى نکبت بار و پررنج و درد برخوردار است .
|