پایگاه مقاومت شهدا
   مشخصات مدیر وبلاگ
 
    آمارو اطلاعات

بازدید امروز : 9
بازدید دیروز : 16
کل بازدید : 29359
کل یادداشتها ها : 182

نوشته شده در تاریخ 90/3/20 ساعت 1:34 ع توسط جواد قاسم آبادی


فلسفه برزخ چیست ؟  

فلسفه زندگى به خوبى روشن است ؛ چرا که دنیا محل کشت ، آزمایش ، پرورش و تحصیل کمالات علمى براى آخرت است . به تعبیر بعضى از آیات و روایات : دنیا مزرعه ، تجارت خانه ، دانشگاه ، میدان تمرین و یا به منزله ((عالم جنین )) براى جهان آخرت است .
آخرت هم مرکز انوار الهى ، دادگاه بزرگ حق ، محل رسیدگى به حساب اعمال و جوار قریب و رحمت خداوند است .
در این جا مى توان گفت : فلسفه عالم ((برزخ )) که در فاصله میان دنیا و آخرت قرار گرفته ، مانند فلسفه هر چیز دیگرى است که به منظور انداختن میان دو چیز، مورد استفاده قرار مى گیرد. انتقال از محیطى به محیط دیگر که از هر نظر با آن متفاوت است ، در صورتى قابل تحمل است که فاصله اى وجود داشته باشد؛ فاصله اى که بعضى از ویژگى هاى چیز اول و پاره اى از ویژگى هاى چیز دوم در آن جمع باشد.
معلوم است که قیامت براى همه انسانها در یک روز تحقق مى یابد؛ چرا که زمین و آسمان باید دگرگون شود، عالمى جدید و تو ایجاد گردد، حیات نوین انسانها در آن عالم صورت گیرد، بیان حال راهى جز این نیست که در میان دنیا و آخرت ، براى برزخى باشد و ارواح ، به مرور زمان بعد از جدا شدن از بدن هاى مادى عنصرى ، به ((برزخ )) منتقل گردند و به اصطلاح ، ((آیندگان )) به ((رفتگان )) بپیوندند، و تا پایان دنیا در آن جا جمع شوند.
پس از پایان دنیا و آغاز آخرت ، همه با هم محشور مى شوند؛ زیرا ممکن نیست که هر انسانى مستقلا براى خود قیامتى داشته باشد؛ چرا که قیامت بعد از فناى دنیا و تبدیل زمین و آسمان ها به زمین و آسمان هاى دیگر است ؟ و همه مردم ، باید براى حساب رسى اعمال در یک روز و یک سرزمین اجتماع کنند.


تشبیه عالم برزخ به خواب  

قرآن و روایات ، عالم برزخ را به عالم خواب تشبیه کرده اند: خواب را مرگ و مرگ را خواب دانسته اند با این تفاوت که خواب مدتش کوتاه تر از مرگ است . (115)
قرآن مى فرماید: ((خداوند، ارواح را به هنگام ((مرگ )) قبض ‍ مى کند، ارواحى را هم که نمرده اند نیز به هنگام خواب مى گیرد، سپس ‍ ارواح کسانى را که مرگ آن ها را صادر کرده نگاه مى دارد و ارواح دیگرى که (باید زنده بمانند و) فرمان ادامه حیاتشان را داده به بدن هایشان تا هنگام سرآمد ((اجل و مرگ )) باز مى گرداند(116).
آیه با صراحت کامل بیان گر آن است که : مرگ و خواب ، از یک جنس ‍ هستند و خداوند در هر دو حال جان را مى گیرد، با این حساب که ((خواب )) چهره ضعیفى از ((مرگ )) و ((مرگ )) نمونه کاملى از ((خواب 9 است آن کس که اجلش رسیده باشد خداوند جان او را نگاه مى دارد، و آن کس که اجلش هنوز نرسیده باشد جانش را در وقت بیدارى به او باز مى گردند.

خداوند روح ها را به هنگام فوت
ز مردم بگیرد بزنگاه موت
اگر مرگ بر کس نکرده شتاب
کند قبض روحش به هنگام خواب
پس آن را که مرگش رسیده ز راه
دگر روح او را بدارد نگاه
کسى را که مرگش نباشد زمان
به آن تن فرستد دگر باره جان

روایات نیز مرگ را به خواب تشبیه کرده اند: در این جا به ذکر چند روایت مى پردازیم .
1 - از پیامبر اسلام علیه السلام نقل شده که فرمود: ((خواب برادر مرگ است . (117)
2 - روزى آن حضرت به اقوامش خطاب کرد و فرمود: ((اى پسران عبدالمطلب ! همانا پیشوا و رهبر جامعه به فامیلش دروغ نمى گوید. سوگند به آن کسى که مرا به راستى و پیامبرى فرستاد شما مى میرید همان طور که مى خوابید و بر انگیخته مى شوید هم چنان که بیدار مى شوید)). (118)
3 - شخصى از امام جواد علیه السلام پرسید: ((مرگ )) چیست ؟ در پاسخ فرمود: ((همین خوابى است که هر شب سراغ شما مى آید، با این تفاوت که مدت ((مرگ )) حوادث تلخ و شیرینى که براى انسان رخ مى دهد. (پس خود را براى آن ، آماده کن .))) (119)
4 - از امام باقر علیه السلام نقل شده : ((هر کس بخواند نفس او به آسمان صعود مى کند و روح در بدنش باقى مى ماند. در میان این دو ارتباطى ، هم چون ارتباط نور و شعاع خورشید، با خورشید است . هرگاه خداوند فرمان قبض روح آدمى را صادر کند ((روح )) دعوت او را اجابت مى کند و به سوى خدا پرواز مى نماید و هنگامى که اجازه بازگشت روح را دهد ((روح )) به تن باز مى گردد.(120)
5 - حضرت على علیه السلام فرمود: مسلمان نباید با حالت جنابت بخوابد و جز با طهارت و بستر نرود، اگر آب نیابد تیمم کند؛ زیرا روح مؤ من به سوى خداوند متعال بالا مى رود، او را مى پذیرد و به او برکت مى دهد، هرگاه پایان عمرش فرا رسیده باشد او را در گنج هاى رحمتش ‍ قرار مى دهد! و اگر فرا نرسیده باشد او را با فرشتگان امینش به جسد باز مى گرداند.
6 - حضرت رسول علیه السلام فرمود: الناس نیام اذا ماتوا انتبهوا ((مردم در هوابند وقتى که مردند، بیدار مى شوند.)) (121)
از حدیث اخیر، چنین فهمیده مى شود که : عالم برزخ از یک نظر، در مقایسه با عالم آخرت یک نوع خواب است ، ولى نسبت به زندگى دنیا، یک زندگى بسیار وسیع تر از زندگى دنیا است .


عالم برزخ کجاست ؟  

هر انسانى مایل است بداند عالم ((برزخ )) کجا است ؟ ((برزخى )) که این همه صحبت از آن مى شود، ((برزخى )) که این همه آیات و روایات درباره آن نازل و وارد شده ، ((برزخى )) که عده اى عاشق آن و عده اى از آن گریزانند و ((برزخى )) که تمام انسان ها بعد از پایان عمر به آن منتقل مى شوند کجا واقع شده است ؟ آیا در همین دنیا است یا در عالم دیگر؟
عقل ما نمى تواند که حقیقت آن را درک کند؛ چرا که عقل ما ناقص است و خود ما هم نرفته ایم تا با چشم دیده باشیم . کسانى هم که رفته اند یا مى روند، به ما خبرى نمى دهند؟ تنها چیزى که درباره برزخ مى دانیم تشبیهاتى است که در روایات وجود دارد: از قبیل این که تمام از زمین و آسمانها و کهکشان نسبت به عالم ((برزخ )) مانند حلقه اى در بیابان است ! یا این که انسان تا زمانى در دنیاست مانند کرم در سیب مى باشد که از اطراف خود خبر ندارد، یا طفلى که در شکم مادر است و از عالم دنیا اطلاعى ندارد. وقتى متولد شد و پا به دنیا گذاشت وسعت آن را مى داند، و به نعمت هاى آن پى مى برد.
انسان هم ، تا زمانى که در عالم دنیا باشد وضع عالم ((برزخ )) را نمى داند و از آن اطلاع ندارد. فکر مى کند دنیا بهترین و بزرگ ترین عالم است . مانند طفلى که در رحم مادر است و آن را بزرگ ترین عالم مى پندارد.
اما وقتى انسان از دنیا رفت و به عالم ((برزخ )) وارد شد. متوجه مى شود که عالم دنیا از شکم مادر هم براى او تنگ تر بوده است ؟ در آن جا دیگر محدودیت غذایى و مکانى و زمانى ندارد؛ زیرا این محدودیتها در عالم ماده است و ((برزخ )) از جنس عالم ماده نیست .
همین طور که عالم دنیا به رحم مادر محیط است و رحم مادر نسبت به دنیا ذره اى بیش نیست . عالم ((برزخ )) هم به دنیا محیط است و در مقابل آن ، ذره اى بیش نخواهد بود.
اطلاعاتى که انسان در دنیا دارد در مقابل اطلاعاتى که در عالم ((برزخ )) به دست مى آورد اندکى بیش نخواهد بود، چیزهایى که خداوند به انسان عنایت مى کند قابل قیاس با دنیا نیست . قرآن مى فرماید:
فلا تعلم نفس ما اخفى لهم من قرة اعین جزاء بما کانوا یکسبون (122)
((هیچ کس نمى داند که چه پاداشهاى مهمى که مایه روشنى چشمها مى گردد براى آنها نهفته شده است .))
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مى گوید: خداوند مى فرماید: ((من براى بندگان صالحم نعمت هایى فراهم کرده ام که هیچ چشمى ندیده و هیچ گوشى نشنیده و بر فکر کسى نگذشته است )).(123)

ندانند افراد نیکوى کار
چه پاداش یابند از کردگار
چه نعمات و لذات بى انتها
کند چشم روشن دهد دل صفا

به عبارت دیگر: عالم ((برزخ )) در واقع باطن و ملکوت دنیاست . امام صادق علیه السلام در پاسخ کسى که پرسید: جایگاه ارواح پس از مرگ کجاست ؟ فرمود: ارواح تا روز قیامت در باطن زمین قرار دارند. و نیز در جواب این که کسى را به دار آویزند روحش در کجا خواهد بود؟ فرمود: در دست قابض ارواح است تا آن را به باطن زمین برساند.(124)


برزخ ساعتى بیش نیست !  

افراد مجرم و گناه کار حساب عالم ((برزخ )) را نداند و نمى دانند چه مدتى در قبر درنگ کرده اند؟ وقتى در قیامت از آنان مى پرسند: چقدر در ((برزخ )) توقف کرده اید؟ قسم مى خورند و مى گویند: توقف ما در عالم برزخ بیش از ساعتى نبوده است !
قرآن در این باره چنین مى فرماید:
ععع و یوم تقوم الساعة یقسم المجرمون ما لبثوا غیر ساعة کذالک کانوا یؤ فکون (125)
((آن روز که قیامت بر پا شود گنه کاران سوگند یاد مى کنند که جز ساعتى در عالم برزخ درنگ نکرده اند! این چنین آنها از درک حقیقت محروم مى شوند.))
عالم ((برزخ )) براى همه یکسان نیست ، گروهى در آن جا زندگى آگاهانه اى دارند و از نعمت هاى آن تا روز قیامت استفاده مى کنند. آنان مقربان و اولیاء خدا و مؤ منین حقیقى هستند، که از ((برزخ )) اطلاع کامل داشته و مدت آن را خوب مى دانند.
گروهى دیگر هر صبح و شام در شکنجه و عذاب برزخى به سر مى برند و دائما فریاد مى زنند ((قیامت کى بر پا مى شود)).(126) خدایا! قیامت را بر پادار. بیچاره ها خیال مى کنند در آن موقع راحت مى شوند و از عذاب آنان خواهد بود. و این عذاب برزخى تا روز قیامت ادامه دارد. آنان آل فرعون و قاتلین روزگار (از قبیل - ابن مجلم - معاویه - یزید - عبیدا...زیاد و غاصبین حق اهل بیت ) هستند.
گروه سوم : کسانى هستند هم چون افرادى که به خواب مى روند، گویى در قیامت از خواب سنگین بیدار مى شوند، بى خبر از مدت و زمان خواب ، هزاران سال را ساعتى پندارند!
به راستى آن ها چنین مى پندارند که دوران ((برزخ ))، دوران بسیار کوتاهى بوده است ، چرا که حالتى شبیه خواب داشته و از همه جا بى خبر و بى اطلاع بوده اند، مانند اصحاب کهف و عزیر (که عزیر مدت صد سال و اصحاب کهف 309 سال به خواب بودند و اطلاع از آن نداشتند!) وقتى که از آنها سئوال شد چه مدت خوابیده اید؟ در جواب گفتند: یک روز! بعد از آن که قدرى فکر کردند گفتند: بلکه بخشى از روز را خوابیده ایم !؟
مجرمان که مى گویند: ما بیش از یک ساعت در عالم ((برزخ )) درنگ نکرده ایم ، یا به علت همین بى خبرى و بى اطلاعى آنان مى باشد و یا به خاطر وعده مجازات دردناکى که به آنها داده شده است . آنان میل دارند چرخ زمانه متوقف شود یا لااقل به تاءخیر افتد.
گاه روزها و ماه ها به قدرى در نظر انسان به سرعت مى گذرد که گویى لحظه هایى بیشتر نبوده است ،
فاصله ها را هر چند زیاد باشد ناچیز و اندک مى شمارند، بلى سرنوشت مجرمان در قیامت چنین است .

گنه کار مردم چو آید معاد
نمایند سوگند بسیار زیاد
که بودیم اندر جهان ساعتى
((نبد فرصت کرنش و طاعتى ))
بگویند حقا دروغى تمام
بگویند از این دست گفتار خام




مرگ ،
نص و...   





طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ