پایگاه مقاومت شهدا
   مشخصات مدیر وبلاگ
 
    آمارو اطلاعات

بازدید امروز : 35
بازدید دیروز : 18
کل بازدید : 29403
کل یادداشتها ها : 182

نوشته شده در تاریخ 90/3/20 ساعت 1:41 ع توسط جواد قاسم آبادی


انسان را از عذاب مى رهاند 

بعضى از اعمال هستند اگر انسان آن ها را در دنیا انجام دهد، در عالم برزخ و هنگام عذاب به فریاد او مى رسند و از عذاب نجاتش مى دهند. حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم آن ها را در شب معراج دید و در صبح آن هنگامى که از معراج برگشت براى مردم بیان فرمود. آن ها از این قراراند.
عبدالله سمره مى گوید: روزى در خدمت حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم بودیم ، آن حضرت فرمود: دیشب عجایبى و عذاب هاى گوناگونى که امتم به آن ها مبتلا بودند را مشاهده کردم . دیدم اعمال نیک و پسندیده آن ها آمدند و آنان را از عذاب ها رهانیدند و نجات دادند.
عرض کردیم : یا رسول الله ! دیشب چه چیزهاى عجیبى مشاهده کردید؟ آنها را براى ما بیان فرمایید. آن حضرت چنین شرح دادند.


نیکى به پدر و مادر  

فرمود مردى از امت خود را دیدم (که موقع جان دادن او بود) و ملک الموت براى قبض روح او آمده در این بین ((نیکى )) به والدین او. آمد و ملک الموت را از قبض روحش منع کرد.


وضو  

مردى از امتم را دیدم که عذاب قبر، او را فرا گرفته بود پس ((وضوى )) (نیکویى که در دنیا براى نماز و کارهاى دیگر گرفته بود) آمد و عذاب را از او بر طرف کرد.


ذکر خدا 

مردى از امت خود را دیدم که شیاطین اطراف او را احاطه کرده بودند، و او در محاصره شیاطین قرار داشت .
در این میان ((ذکرهاى )) او که در دنیا گفته و خدا را با آن ها خوانده بود آمدند و او را از بین شیاطین نجات دادند و آزادش ‍ کردند.


نماز  

مردى از امتم را دیدم که ملائکه عذاب او را بر گرفته (عذاب و شکنجه مى کردند). ((نماز صحیح )) او آمد و ملائکه را از عذاب کردن او منع کرد. در حدیثى وارد شده است که حضرت صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: وقتى میت را دفن کردند نماز او به صورت شخصى نورانى داخل قبر رفیق و مونس او مى شود، ترس و سختى هاى عالم برزخ را از او دفع مى کند.(245)


روزه  

مردى از امتم را دیدم که در اثر تشنگى زبانش از دهانش بیرون آمده بود و هر وقت مى خواست وارد حوض شود و آب بیاشامد او را مى راندند و دور مى کردند. سپس ((روزه )) ماه مبارک رمضان آمد و او را سیر آب نمود و از تشنگى نجاتش داد.


غسل جنایت  

مردى از امتم را بودم در حالى که پیامبران حلقه حلقه دور هم نشسته بودند مى خواست در میان آن ها داخل شود ولى آنان او را مى راندند و طرد مى کردند. پس ((غسل جنابت )) او آمد دست او را گرفت و پهلوى من نشانید (و از حیرانى و سرگردانى نجاتش ‍ داد.)


حج و عمره  

مردى را دیدم که تاریکى اطراف او را گرفته و در میان آن غرق شده بود (و نورى را مشاهده نمى کرد که راه را به وسیله آن پیدا کند). ناگهان ((حج و عمره )) او آمدند و او را از ظلمت و تاریکى خارج کردند و داخل دریاهاى نور کردند.


صله رحم  

مردى از امتم را دیدم که با همه مردم تکلم مى کرد ولى هیچ کس او را تحویل نمى گرفت و با او صحبت نمى کرد. پس ((صله رحمى )) که در دنیا انجام داده بود آمد و با فریاد گفت : اى مؤ منان ! با او حرف بزنید و گفتگو کنید؛ زیرا او از کسانى است که در دنیا ((صله رحم )) مى کرد و بدیدن اقوام و نزدیکان خود مى رفت و از آنان دل جویى مى نمود.
پس از آن ، مؤ منان با او تکلم کردند و با هم مصافحه نمودند و جزو آنان قرار گرفت .


صدقه  

مردى از امتم را دیدم که شعله و حرارت آتش به او نزدیک مى شد، آن مرد با دست صورت خود را مى گرفت که آتش و حرارت او را اذیت نکند. در این بین ((صدقه هایى )) که در دنیا داده بود آمدند، سایه اى بر سرش و حجابى در مقابل صورتش شدند.


امر به معروف  

مردى از امتم را دیدم که شعله ها و زبانیه هاى آتش او را فرا گرفته و از هر طرف به او حمله ور بود. در این میان ((امر به معروف و نهى از منکرى )) که در دنیا کرده بود آمدند و او را از میان شعله هاى آتش ‍ خلاص کردند و در میان ملائکه رحمه قرارش دادند.


حسن خلق  

مردى از امتم را دیدم که بر روى دو زانوى خود قرار گرفته بود و بین او و رحمت خدا حجابى قرار داشت . پس اخلاق نیکوى او آمد، دست او را گرفت و داخل در ((رحمت )) خدا قرار داد.


خوف از خدا  

شخصى را دیدم که پرونده اعمالش از طرف چپش سرازیر بود، ناگهان ترس و خوف را خدایش آمد و آن پرونده عمل را گرفت و در طرف راست او قرار داد.


سبقت در کار خیر  

کسى از امتم را دیدم که میزان اعمالش سبک بود. در این هنگام کارهاى خوبى که به آن ها سبقت گرفته بود آمدند و در میزان اعمالش قرار گرفتند و میزانش سنگین شد.


امید داشتن به خدا  

مردى را دیدم که در کنار جهنم قرار داشت و نزدیک بود داخل آتش افتد. در این حال امید به خدا داشتنش آمد را گرفت و از پرتگاه جهنم نجاتش ‍ داد.


گریه از ترس خدا 

مردى را دیدم که او را داخل آتش پرت کردند. ناگهان ((گریه )) و اشکى که از ترس خدا ریخته بود، آمد او را گرفت و از آتش بیرون آورد و داخل بهشتش کرد.


حسن ظن به خدا  

مردى از امتم را دیدم که بر روى پل صراط مى لرزید، مانند لرزیدن شاخه درخت خرما در روزى که باد سختى مى وزد. پس ((حسن ظنى )) که به خدا داشت آمد و او را از ((لرزیدن )) باز داشت و از صراط گذراند و داخل بهشتش گردانید.


صلوات بر پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم  

مردى از دیدم که بر روى صراط گاهى مى نشست و گاهى دو زانو مى رفت ، گاهى خود را آویزان مى کرد و گاهى با دست و پا راه مى رفت . در این بین ((صلوات )) فرستادن او بر من آمده او را گرفت و بر روى دو پاى خود قرارش داد و از صراط گذشت و به آسانى داخل بهشت شد.


شهادت به یگانى خدا  

مردى از از امتم را دیدم که بر در بهشت رسیده بود. هر وقت مى خواست داخل آن شود در را قفل مى کردند و او پشت در مى ماند، ناگهان شهادت به ((لا اله الا الله )) او آمد و در را باز کرد و او را داخل بهشت نمود.(246)


نعمت ها افزایش مى یابد 

دنیا دار تکلیف ، برزخ و قیامت ، دار پاداش و کیفر، و مرگ حد فاصل بین این دو است . با فرا رسیدن مرگ ، مرحله سعى و کوشش و عمل پایان مى یابد. آدمى بعد از مرگ از کار و کوشش باز مى ماند و قدرت فعالیت هاى خوب و بد از وى سلب مى شود. از این رو پس از مرگ ، هیچ کس قادر نیست عملا وضع موجود خویش را دگرگون سازد و در پرونده اعمال خود تغییر و تحولى به وجود آورد.
حضرت على علیه السلام مى فرماید: کسانى که از دنیا رفته ام ، نه قادراند. هیچ یک از زشتى هایى را که مرتکب شده اند از خود بگردانند و نه مى توانند به اعمال نیک خویش فزونى بخشند.(247)
ولى تا هنگامى که قیامت بر پا نشده است رابطه برزخیان کم و بیش با کسانى که در دنیا هستند بر قرار مى باشد. ممکن است بر اثر پاره اى از عوامل و شرائط نعمت هاى بعضى از افراد متنعم ، در عالم برزخ افزایش ‍ یابد یا به مقامات بالاترى نائل گردد.
از باب نمونه ، شخص بزرگ و خیر خواهى تصمیم مى گیرد براى بیماران و مجروحان و مصدومان و براى معالجه آنان بیمارستانى بسازد و مقدارى از مال خود یا همه آن را در این راه صرف کند، بیماران به آن بیمارستان مراجعه مى کنند و معالجه مى شوند. ممکن است این عمل دهان به دهان به شهرهاى دیگر برسد و افراد خیر خواه دیگرى هم ، چنین کارى را انجام دهند و در هر شهرى بیمارستانى ساخته شود و صدها و هزاران بیمار در آن ها معالجه شوند و از مرگ نجات پیدا کند و صدها سال آن بیمارستان ها بر پا باشد.
به موجب روایاتى که از اولیاء خدا رسیده است . هر کسى که سنت خوبى را در جامعه پایه گذارى کند سپس دیگران از وى پیروى نمایند هر بار که آن سیره و سنت ، مورد عمل پیروان قرار گیرد مؤ سس و پایه گذار آن ، خواه مرده باشد یا زنده ، در پیشگاه الهى از پاداش برخوردار مى گردد و به نعمت جدیدى دست مى یابد و ثواب ساختن بیمارستان ها و مراجعین به آنها، لحظه به لحظه در نامه اعمال آن ها نوشته مى شود.
حضرت امام حسین علیه السلام از جدش نبى اکرم اسلام صلى الله علیه و آله و سلم نقل کرده است که فرمود: هر کس سیره و روش خوبى را در جامعه بنیان گذارد، اجر آن و اجر کسانى که تا قیامت به آن سیره عمل مى کنند براى او خواهد بود بدون آنکه از اجر عاملین به آن ، چیزى کاسته شود.(248)
و حضرت امام صادق علیه السلام فرموده است : پس از آن که آدمى از دنیا مى رود، اجرى عابدش نمى گردد مگر از سه راه ، صدقه اى که آن را در ایام حیات خود، به جریان انداخته ، پس از مرگش تا قیامت باقى باشد. مانند( موقوفانى که ارث بوده نمى شود). یا سنت خوبى که پایه گذارى نموده و بعد از او مورد عمل دیگران قرار گیرد یا فرزند صالحى که وى را به شایستگى تربیت کرده و بارى او استغفار نماید.(249)


فصل پنجم : عذاب هاى برزخى مجرمان 
مقدمه  

تذکر این مطلب است که غیر از امام معصوم تمام انسان ها مرتکب گناه مى شوند بعضى کم گناه مى کنند و بعضى زیاد، بعضى از گناهان کبیره است ، و بعضى صغیره ، بعضى در همین دنیا قابل عفو و بخشش است و بعضى در آخرت ، کیفر گناهکاران گاهى موقت است و گاهى دائم .
عذاب افراد مجرم و گناهکار در دو مرحله انجام مى گیرد، یک مرحله در عالم برزخ است و مرحله دیگر در قیامت .
چون بحث در رابطه با عالم برزخ است از عذاب هاى آخرتى صرف نظر مى کنیم و به عذاب هاى مجرمان در عالم برزخ مى پردازیم . شاید براى جنایت کاران عبرتى باشد.
عذاب برزخى بعضى از افراد مجرم و گنهکار از این قرار است .


عذاب برزخى قابیل  

قابیل یکى از فرزندان آدم و اولین قاتل روى زمین است . او در برابر گناهانى که انجام داده است هم در برزخ و هم در قیامت عذاب مى شود در این جا یکى از عذاب هاى برزخى او را بیان مى کنم .
وارد شده است : روزى مردى وارد مجلس حضرت خاتم الانبیاء صلى الله علیه و آله و سلم شد و اظهار وحشت کرد که چیز عجیبى دیده ام . حضرت فرمود: چه دیده اى ؟ عرض کرد: زنم سخت مریض شد. گفتند: اگر از چاهى که در ((برهوت )) است آب بیاورى و او استفاده کند خوب مى شود (بعضى امراض جلدى با آب معدنى معالجه مى شوند و آن چاهى هم که در آن جا بوده آب معدنى داشته است ).
با خودم مشک و قدحى برداشتم که از قدح آب در مشک بریزم . در آن سرزمین رفتم صحراى وحشت ناکى را دیدم ، با این که خیلى ترسیدم ولى مقاومت کردم و براى آوردن آب در جستجوى چاه بودم . ناگهان از سمت بالا چیزى مانند زنجیر صدا کرد و پائین آمد. وقتى توجه کردم دیدم شخصى مى گوید: مرا سیراب کن و هلاک شدم .
وقتى سر خود را بلند کردم که قدح آب را به او بدهم ، دیدم مردى است که زنجیرى به گردن او بسته است . وقتى خواستم آبش دهم او را به طرف بالا تا نزدیک خورشید کشاندند. دو مرتبه خواستم مشک را آب کنم دیدم پائین آمد و اظهار عطش مى کرد. خواستم ظرف آبى به او دهم باز او را به طرف بالا کشیدند و تا نزدیک خورشید بردند.
باز پائین آمد و آب خواست . هنوز آب را به او نداده بودم که مرتبه سوم هم ، او را به طرف آسمان کشیدند. از این قضیه ترسیدم و بعد از آن سر مشک را بستم و به او آب ندادم . اکنون خدمت شما آمدم ببینم آن مرد چه کسى بوده است و داستان او چیست ؟
حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم فرموده : آن بدبخت قابیل بود که برادرش هابیل را (به جهت زن یا خلافت و جانشینى پدر) گشت و او تا روز قیامت همین جا و به همین طریق در عذاب است تا در آخرت به جهنم و عذاب دائمى خود برسد.
قرآن مجید، درباره آن جنایت کار بزرگ و بیدادگرى که از نفس سرکش و چموش او سرچشمه گرفته و عذاب وجدان و مجازات الهى و نام ننگین که تا روز قیامت براى او باقى مانده است چنین مى فرماید:
فطوعت له نفسه قتل اخیه فاصبح من الخاسرین (250)
((نفس سرکش (قابیل ) تدریجا او را مصمم به کشتن برادر کرد، او را کشت و از زیانکاران شد)).
چه زیانى از این بالاتر که در سه زمان سه عذاب بر او وارد شود، یکى عذاب وجدان . دوم عذاب برزخى . سوم عذاب ها و مجازات هاى الهى که از روز قیامت شروع مى شود و هیچ وقت تخفیف پیدا نمى کند و در حالى که عذاب آخرتى او چندین برابر عذاب برزخى خواهد بود.


عذاب برزخى قاضى  

از جمله کسانى بعد از مرگ عذاب برزخى خود را مى بینند قاضیانى هستند که خیانت مى کنند و حق را به حق دار نمى دهند یا مایل نیستند حق به حق دار برسد به یک نمونه از آن توجه کنید.
امام باقر علیه السلام فرمود: در بنى اسرائیل یک نفر قاضى که بر اساس ‍ حق بین مردم قضاوت مى کرد، لحظات پایان عمرش فرا رسید. به همسرش گفت : ((وقتى از دنیا رفتم مرا غسل بده و کفن کن و جنازه ام را بر روى تابوت بگذار و چهره ام را بپوشان )) (تا مردم باخبر شوند و جنازه ام را به خاک سپارند.)
وقتى قاضى از دنیا رفت ، همسرش طبق وصیت او عمل کرد، پس از مدتى روپوش را از چهره قاضى عقب زد تا به صورت او نگاه کند، ناگاه دید کرمى بینى شوهرش را مانند قیچى پاره کرد (و خورده است ) با دیدن این منظره بسیار وحشت کرد و از این پیش آمد تعجب نمود!؟
هنگامى که شب فرا رسید، زن در بستر خود خوابید. قاضى در عالم خواب نزد همسرش آمد و گفت : ((با دیدن آن منظره وحشت کردى و ناراحت شدى ؟)) گفت : آرى .
قاضى گفت : موقعى که زنده بودم روزى بر مسند قضاوت نشسته بودم ، دیدم برادرت با یک نفر براى مرافعه به سوى من مى آیند (در قلبم ) گفتم : خدایا! حق را با برادر زنم قرار بده تا در این دادگاه طرف مرافعه اش ‍ محکوم گردد و من در مقابل او شرمنده نشوم .
آن دو نفر آمدند و در محکمه کنار من نشستند و مشغول مرافعه شدند، حرف هاى خود را مطرح کردند و من گوش مى دادم .
بعد از شنیدن حرف هاى طرفین به یقین دریافتم که حق با برادر تو است . من هم به نفع برادرت قضاوت کردم و حق را به او دادم .
آن کرمى را که دیدى بینى مرا پاره کرده و خورده است (گوشه اى از عذاب برزخى مى باشد که به چشم تو آمد) علتش این بود که مایل بودم حق با برادرت باشد.
گر چه حق با او بود، ولى نباید قبل از ثابت شدن حق ، چیزى فکرى را در مغز خود راه مى دادم .
آن چه را که دیدى مربوط به برادرت و تمایل من نسبت به حاکمیت او و محکوم بودن طرفش بود.(251)
(واى به حال آن قاضى هایى که حق را مى دانند و براى غرض هاى شخصى یا غیر شخصى به خلاف حق قضاوت مى کنند و با علم به آن ، صاحب حق را محکوم و ناحق را حاکم مى گردانند، آنان در عالم برزخ و قیامت به چه عذابى گرفتار شوند خدا مى داد.)


عذاب برزخى خسروپرویز 

یکى از پادشاهان ظالمى که در برابر ظلم ها و بى عدالتى هایى که در دنیا انجام داده بود به عذاب برزخى خود رسید خسروپرویز است .
ابورواحه انصارى از مغزى نقل کرده است که او گفت : در جنگ نهروان در رکاب امیر المؤ منین علیه السلام بودم . بعد از پایان جنگ جمجمه پوسیده اى را مشاهده کردیم حضرت با تازیانه خود آن را حرکت داد و فرمود: او را بیاورید. سپس به او فرمود: چه کسى هستى ؟ با فقرایى یا از اغنیاء؟ از سعادت مندانى یا از شقاوت مندان ؟
جمجمه با زبان فصیح گفت : پادشاه ظالم ، خسرو پرویز هستم که شرق و غرب عالم را متصرف شدم . هزار پادشاه را به قتل رساندم و مملکت آن ها را تصرف کردم ، به مردم مظلوم و بى پناه آن کشورها ظلم و ستم نمودم ، پنجاه شهر بنا کردم و هزار غلام ترکى و ارمنى خریدم ، دختران زیادى را بى آبرو نمودم و دختران پادشاهان را به ازدواج خود درآوردم .
وقتى عمرم به پایان رسید و ملک الموت براى قبض روح من آمد گفت : اى ظالم و اى طاغى ! با خداى خود مخالفت کردى . در این بین تمام اعضاء و جوارح من لرزید. وقتى مرا قبض روح کرد تمام روى زمین از ظلم من راحت شدند، ولى من تا روز قیامت در عذاب هستم و خداوند هزاران ملائکه غضب را بر من موکل کرده که به دست هر کدام گرزهاى آتشینى است . اگر یکى از آن ها با بر کوه هاى عالم بزنند تمام از هم مى پاشند و آب مى شوند. هر وقت یکى از آن ها را بر من مى زنند قبرم آتش مى گیرد. خداوند مرا به واسطه ظلمى که بر بندگان خدا کرده ام تا روز قیامت عذاب مى کند و به عدد هر موئى که در بدن دارم مارها و عقربها بر من مسلط شده اند و مرا نیش مى زنند و مى گویند. این جزاى ظلمى است که کرده اى . بعد از آن جمجمه ساکت شد و تمام لشگریان على گریه کردند و بر سر خود مى زدند.(252)


عذاب برزخى ابابکر و عمر  

کسانى که اولین بار به اهل بیت پیامبر اسلام علیه السلام ظلم کردند و به عذاب برزخى دچار شدند ابابکر و عمر بودند.
عبدالله بن بکر جانى گفت : روزى با امام صادق علیه السلام از مدینه به سوى مکه مى رفتیم ، در مکانى که او را ((عسفان )) مى نامیدند پیاده شد و بعد از آن به سوى کوه سیاهى که در جانب چپ قرار داشت رفتیم و آن کوهى هول ناک بود. عرض کردم : یا بن رسول الله علیه السلام این کوه چقدر وحشت ناک است . در مسیر این راه کوهى بیمناک تر و پر وحشت تر از آن ندیدم .
حضرت فرمود: اى پسر بکر! آیا مى دانى این چه کوهى مى باشد؟ این کوهى است که آن را ((کمد)) گویند و بر یکى از وادى هاى دوزخ قرار گرفته است که خداوند (ارواح ) قاتلین پدرم حسین علیه السلام را در آن زندانى کرده است و از زیر آن چندین آب خارج مى شود، چرکابى از غسلین (کثافات ) و از صدید (خوناب )، از حمیم (آب هاى تیره و آلوده جوشان ) و آن چه از طینت خبال (آبى که از قرجهاى زنان بدکاره ) بیرون آید و آن چه از لظى (زبانه هاى آتش ) خارج شود و از حطمه (آتش هاى در هم شکننده ) و از سقر که یکى از بدترین درکات جهنم است واز جهیم که آن آتش گداخته است و از هاویه که نام درکى از درکات دوزخ است و از سعیر که آن آتش افروخته اى است ، این ها همه از زیر این کوه بیرون مى آید که نصیب ظالمان و قاتلان حسین علیه السلام است .
بعد فرمود: تاکنون در این راه بدین کوه گذر نکرده ام و نه ایستاده ام جز این که دیدم آن دو تن (ابابکر و عمر) استغانه و زارى مى کنند و من به کشندگان پدرم حسین نظر مى افکنم و به این دو نفر مى گویم : مردم در روز عاشورا به این کار اقدام نکردند مگر بر اساس کارى که به دست شما تاءسیس گردید. چون (خلافت را غضب نمودید) رحم نکردید، ما را کشتید و محروم ساختید و حقوقمان را پایمال نمودید، استبداد. به خرج دادید در حالى که ما به انجام وظیفه خود آشنا بودیم ولى شما به ما راه ندادید. خدا رحم نکند کسى را که بر شما رحم کند، بچشید عقوبت آن چه را که انجام داده اید، و خداوند بر بندگانش ستم نخواهد کرد. (253)




مرگ ،
نص و...   





طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ