نوشته شده در تاریخ 90/3/20 ساعت 1:43 ع توسط جواد قاسم آبادی
عذاب برزخى وزیر و خلیفه عباسى
یکى از وزیران خلیفه عباسى به عذاب برزخى گرفتار شد و عذابش آن قدر قوى بود که به بدن او هم سرایت کرده و آن را سوزانده و شعله هاى آتش و دود آن از قبر بیرون آمده و فضا را آلوده کرده است . صاحب کشف الغمه در باب کرامات حضرت موسى ابن جعفر علیه السلام مى نویسد: از بزرگان عراق شنیدم که یکى از خلفاء عباسى ، وزیرى داشت کبیرالشاءن ، داراى مال و منال و در اداره امور لشکرى و کشورى کوشا و توانا و سخت مورد علاقه خلیفه بود. وقتى آن وزیر از دنیا رفت براى تلافى و جبران خدمتگزاریهاى او دستور داد جنازه او را در حرم مطهر حضرت موسى بن جعفر علیه السلام مجاور ضریح مقدس دفن کردند. متولى حرم مطهر که مردى باتقوا و خدمت گزار به حرم بود، آن شب را در رواق ماند و همان جا به خواب رفت . در عالم خواب دید قبر وزیر شکافته شد و آتش از آن شعله ور گردید و از دودى که در آن بود بوى گند استخوان سوخته بلند است و به طورى شعله زیاد بود که حرم و صحن پر از دود و آتش شد. در این هنگام مشاهده مى کند که امام هفتم علیه السلام ایستاده و با صداى بلند متولى را صدا مى زند و مى فرماید: اى متولى ! برو و به خلیفه (نام خلیفه را مى برد) بگو: بسبب دفن این ظالم و مجاورت او در کنار قبر من مرا اذیت و آزار رساندى و ناراحتم کردى . متولى ترسان و لرزان ، به طورى که تمام اعضا و جوارح او را وحشت فرا گرفته بود از خواب بیدار مى شود و فورا آنچه را که در خواب دیده و واقع شده بود مفصل براى خلیفه مى نویسد و به او گزارش مى دهد. خلیفه هم ، همان شب از بغداد به کاظمین مى آید و حرم را خلوت مى کند. دستور مى دهد قبر وزیر را بشکافند و جسد خبیسش را بیرون آورده و جاى دیگر دفن کنند. وقتى قبر را در حضور خلیفه مى شکافند مشاهده مى کنند که در قبر جز خاکستر بدن سوخته شده چیز دیگرى وجود ندارد و اثرى از بدن و حتى استخوانهاى وزیر نیست .(270)
|
عذاب برزخى ماءمون الرشید
ماءمون الرشید عباسى در اثر ظلم و جنایتى که انجام داد و امام هشتم علیه السلام به شهادت رساند به عذاب برزخى دچار آمد و عذاب برزخى او چنین است . شیخ محمد باقر مکى از بعضى موثقین نقل مى کند: وقتى به مسافرت مى رفتم وسط دریا گشتى شکست و من به جزیره اى افتادم . در آن جزیره میمونى را دیدم که از چاهى آب مى کشید و در حوضى که آنجا بود مى ریخت ! در این حال مشاهده کردم ، فیلى از دور پیدا شد و تا کنار چاه آمد و آن میمون را باز جر و عذاب کشت و به زیر پاهاى خود نرم کرد و تمام آبهاى حوض را خورد و رفت . طولى نکشید دیدم آن میمون زنده شد و شروع به آب کشیدن کرد و داخل آن حوض مى ریخت . روز بعد دیدم همان فیل آمد میمون را کشت و به زیر دست و پاى خود نرم کرد و آبهاى حوض را خورد و رفت . باز میمون زنده شد و شروع به آب کشیدن کرد. مى گوید: من از دیدن این امر عجیب بسیار متعجب شدم و در حیرت فرو رفتم . آن میمون گویا فهمید که من از این قضیه در تعجب هستم . نگاهى به من کرد و گفت : اى فلانى ! مگر مرا نمى شناسى . گفتم : خیر، جواب گفت : خدا لعنت کند دشمنان آل محمد را. آیا تا حال اسم ماءمون عباسى را شنیده اى ؟ گفتم : بلى ، گفت : من همان ماءمون الرشید هستم . از وقتى مرده ام به سبب ظلمى که به حضرت امام رضا علیه السلام کرده ام خداى متعال ، مرا به این عذاب گرفتار کرده است که هر روز آب بکشم و داخل این حوض بریزم ، این فیل بیاید مرا با این نحو بکشد و آبهاى حوض را بخرد و باز خدا مرا زنده کند. بدان که خوراک من در این جزیره از فضله هاى همین فیل است و کار من هم فقط آب کشیدن براى این فیل مى باشد.(271)
|
عذاب برزحى ظالم
ظالمان در عالم برزخ و قیامت به عذاب هایى مبتلا مى باشند که دائما آنها را رنج مى دهد و راه نجات و خلاصى از براى آنان نیست و صحنه هاى عجیب و گوناگونى از براى ایشان خواهد بود که یکى از دیگرى بدتر و خطرناکتر است و ظالمان با آنها دست بگریبانند. قرآن یکى از آن صحنه ها و عذابها را بیان مى کند مى فرماید: یوم یعض الظالم على یدیه (272) (اى محمد به خاطر بیاور) ((روزى را که ظالم دستهاى خود را از شدت حسرت و تاءسف و پشیمانى به دندان مى گزد و آنها را گاز مى گیرد.)) گاز گرفتن دستها با دندان ، شاید به جهت این باشد، اشخاص ظالم هنگامى که گذشته خویش را مى نگرند و ظلم هایى که درباره مردم انجام داده اند مشاهده مى کنند، خود را مقصر و مجرم مى دانند و تصمیم مى گیرند از خویشتن انتقام بگیرند و این هم نوعى از انتقام است تا بتوانند در سایه آن کمى آرامش یابند و احساس راحتى کنند. حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام در این باره مى فرماید: کسانى که در دنیا ظلم و ستم ، به هم نوعان خود کرده اند فردا (در برزخ و قیامت ) هر دو دست خود از ناراحتى و حسرت با دندان مى گزند (و مى گویند: چرا در دنیا بندگان خدا را ظلم و ستم نمودیم ؟) (273)
حذر کن زآنچه دشمن گوید آن کن
|
که بر دندان گزى دست تغابن
|
یکى دیگر از عذابهاى برزخى و قیامتى ظالم این است که او دائما در تاریکى و ظلمت به سر مى بر و قبر ایشان به جاى این که نورانى و روش باشد تاریک و ظلمانى است ؛ زیرا چهره ظلم و ستم ، وقتى در عالم برزخ و قیامت ظاهر شود و بروز نماید، قیافه و تجسم به خود بگیرد غیر از ظلمت و تاریکى چیز دیگرى نخواهد بود(274). روایاتى در این باره وارد شد. از جمله : حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمود: بپرهیزید از ظلم و ستم ؛ زیرا ظلم باعث تاریکى (قبر) و قیامت مى شود.(275) نیز فرمود: بر شما باد که از ظلم دورى کنید؛ زیرا ظلم در پیشگاه خداوند موجب تاریکى و ظلمت روز قیامت است (276). در حدیث دیگرى است : شخصى آمد خدمت حضرت رسول صلى الله علیه و آله و عرض کرد: یا رسول الله ! دوست دارم روز قیامت ، در نور و روشنایى محشور شوم . فرمود: (در این صورت ) به احدى ظلم و ستم نکن ، تا روز قیامت در نور و روشنایى باشى (277).
|
عذاب برزخى سلطان ظالم
به یکى از پادشاهان ظالمى که به واسطه ظلم بر رعیت و ریاست طلبى در عذاب برزخى واقع شد و عذاب آن هم کند و زنجیر و دود و آتش است توجه کنید. محمد شوشترى که در اثر تصادف با اتومبیل از بین مى رود، به خواب یکى از دوستانش که از اهل علم و معرفت است مى آید و در عالم خواب او را با خود به وادى ((برهوت )) و جایى که کفار و مشرکان را عذاب مى کنند مى برد و مقدارى از عذاب و شکنجه کفار را به او نشان مى دهد و صداى ضربات شلاق هاى آتشین و داد و فریاد آن ها را به او مى شنواند. این عالم و دوست شوشترى مى گوید: وقتى با آن مرحوم به وادى ((برهوت )) رسیدیدم ، عذاب و شکنجه اهل آن وادى را مشاهده کردیم . براى آن که بدانیم آن ها را چگونه و براى چه عذاب مى کنند، در خواست کردیم یکى از کفار و دشمنان اولیاء خدا را نزد ما آوردند تا چند سئوال از او بکنیم . یکى از فرشتگان سر زنجیزى را کشید و یک نفر را در حالى که روى زمین کشیده مى شد و داد و فریاد او بلند بود از میان دود و آتش بیرون آورد و به او گفت : هر چه ایشان مى پرسند همه را جواب بده . ایشان نقل مى کند: مرحوم شوشترى از او پرسید: چه کسى هستى ؟ چگونه در دنیا عمل مى کردى که مبتلا به این گونه عذاب ها شده اى ؟ در جواب گفت : سلطان یکى از ممالک اسلامى بوده ام و در دنیا به خاطر ریاست طلبى ، ظلم زیادى به مردم آن کشور کردم ، صدها انسان بى گناه را در زندان ها و سیاه چالها، دور از خانواده هایشان شکنجه داده و آن ها را به بدترین عذاب ها مبتلا کرده ام . به علاوه ، با اولیاى خدا و اهل بیت عصمت و طهارت دشمنى مى کردم و نسبت به آن ها حسادت مى نمودم (و این عذاب ها براى آن ها است ). لذا هر مقدار خداى تعالى مرا عذاب کند جا دارد و بیش از این مستحق عذاب مى باشم .(278)
|
عذاب برزخى یاران ظالم
تنها ظالمین گرفتار عذاب برزخى نمى شوند بلکه یاران ، کمک سواران و دوستان آنان هم به عذاب دچار خواهند شد. مرحوم محمد شوشترى در عالم خواب به دوست خودش مى گوید: وقتى از دنیا رفتم روح مرا در وادى ((السلام )) نجف پیش اولیاء اله بردند، یکى از علما که در دنیا با هم رفیق بودیم مرا به آن ها معرفى کرد. آن ها هم ، دور مرا گرفتند و هر یک از احوال دوستانشان مى پرسیدند. یکى از ایشان از شخصى سئوال کرد. او مردى گناه کار و از اعوان و همکاران ظلمه و در رژیم طاغوت با آنان بود. گفتم : او چند سال است از دنیا رفته است . گفت : پس او نزد ما نیامده ، حتما اعمال زشتش دامن گیرش شده است و او را حبس کرده اند. سئوال کردم او را در کجا حبس مى کنند؟ گفت : معلوم نیست ، زندان هاى متعددى هست ولى بیشتر احتمال دارد او را در میان قبرش زندانى کنند. گفتم : آیا مى توانم با او ملاقات کنم ؟ گفت : براى تو چه فایده دارد جز آن که ناراحت شوى و براى او هم نمى توانى کارى انجام دهى . گفتم : پس همراه تو مى آیم شاید اگر قابل عفو باشد از حضرت مولا على علیه السلام بارى او تقاضاى عفو کنیم . قبول کرده ، با هم به قبرستان رفتیم . همان طورى که او گفته بود آن شخص را در قبرش ندان کرده بودند. از فرشتگان که موکل او بودند اجازه گرفتیم با او ملاقات کنیم و با هر زحمتى بود او را دیدیم . پرسیدیم : بعد از مرگ چه به سرت آمد؟ آهى کشید و گفت : حال مرا مى بینید، چند سال است که از این سلول تاریک قبر بیرون نرفته ام . وقتى حضرت عزرائیل با من روبرو شد با تندى و بدخویى جان مرا گرفت . همه ملائکه با خشونت و تندى با من رفتار کردند. وقتى مرا در قبر گذاشتند ماند این بود که در گودالى از آتش گذاشته اند، مى سوختم و در عذاب بودم . تا این که حضرت على و ائمه علیه السلام را دیدم و از آن ها کمک خواستم . فرمودند: در دنیا ما را فراموش کردى و دوستان ما را اذیت نمودى . اکنون باید تا مدتى کفاره کناهانت را بپردازى . بالاخره اعتنایى نکردند و مرا این جا گذاشته اند. به ایشان گفتم : دستم به دامنتان ، شما که آزادید به پسرم بگویید تا از مردم براى من طلب رضایت کند، و از مال خودم به فقرا خیرات نماید و پولى به کسانى بدهد که ده هزار صلوات بفرستند و ثوابش را به روح من نثار کنند شاید از این مهلکه نجات پیدا کنم .(279)
|
عذاب برزخى زنان
در این جا به عذاب برزخى دسته اى از زنان مجرمى که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم در شب معراج آن ها را دید توجه فرمایید. حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود: روزى من و فاطمه بر حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم وارد شدیم دیدیم آن حضرت به شدت گریه مى کند. عرض کردم : یا رسول الله ! پدر و مادرم به فدایت باد. چرا مى گریید؟ فرمود: یا على ! شبى که مرا به معراج و آسمان ها بردند زنان امتم را در عذابى سخت دچار مى دیدم ، حال به فکر آن ها افتادم و از شدت عذابى که بر آن ها وارد مى شد مى گریم . زنى را دیدم که به موهاى خود آویخته شده و مغز سر او در اثر حرارت و گرمى آتش به جوش آمده بود. او زنى بود که موهاى خود را از نامحرم نمى پوشانید. زنى را دیدم که به زبان آویخته شده بود از آب سوزان جهنم در حلق او مى ریختند. او زنى بود که با زبان ، شوهر خود را اذیت مى کرد. زنى را دیدم که به پستان هاى خود آویخته شده بود، و او زنى بود که شوهرش را به خود راه نمى داد و از رختخواب دور مى کرد و مانع مقاربت او مى شد. زنى را دیدم که گوشت بدن خود را مى خورد و آتش از زیر او شعله مى کشید. او زنى بود که براى غیر شوهر زینت مى کرد. زنى را دیدم که پاهاى او را به دست هایش محکم بسته اند و مارها و عقرب ها بر او مسلط بودند (و او را نیش مى زدند). او زنى بود که بدن و لباسش دائما کثیف بود و از جنابت و حیض غسل نمى کرد و خود را تمیز و پاکیزه نگه نمى داشت ، به نماز اهمیت نمى داد و براى آن وضو نمى گرفت . زنى را دیدم که در تنورى از آتش به پاهاى خود آویخته شده (و سر او آویزان بود) او زنى بود که بدون اجازه شوهر از خانه بیرون مى رفت . زنى را دیدم که کور و کر و گنگ بود و در تابوتى از آتش قرار داشت و مغز سرش از بینیش خارج مى شد و بدنش در اثر جذام و برص قطعه قطعه شده بود. او زنى بود که بچه از زنا به وجود مى آورد و او را به گردن شوهر مى انداخت . زنى را دیدم که گوشت هاى بدن خود را از جلو و عقب با قیچى هایى از آتش قیچى مى کرد. او زنى بود که خود را به نامحرم عرضه مى کرد و باکى از زنا دادن نداشت . زنى را دیدم که دست ها و صورت او آتش گرفته بود و روده ها و چیزهاى اندرون خود را مى خورد. او زنى بود قواده (زنى که دلال است ، زنان را براى مردان بیاورد و واسطه زنا باشد.) زنى را دیدم که صورتش مانند صورت سگ بود و آتش از عقب او داخل مى شد و از دهانش بیرون مى آمد و ملائکه با گرزهاى آتشین بر سر و بدن او مى کوبیدند. او زن غنا خوان و آرایش گر و نوحه کننده و حسود بود. سپس آن حضرت فرمود: واى بر زنى که شوهر خود را به غضب آورد و او را ناراحت کند، خوشا به حال زنى که شوهرش از او راضى باشد.(280)
|
اما عذاب زناکاران در عالم برزخ
روزى ، حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: شب گذشته دو نفر پیش من آمدند و گفتند: با رسول الله ! با ما حرکت کن . اطاعت کردم و با ایشان حرکت نمودم تا به سرزمین مقدسى رسیدیم . در آن جا به تنورى برخورد کردیم که از آن صداى ضجه و ناله و استغاثه بلند بود. موقعى که در آن نگاه کردیم ، مردان و زنان عریانى را مشاهده نمودیم که از زیر پاى آنان شعله هاى آتش بیرون مى آمد و آن ها در اثر سوزش ، ضجه و ناله مى کردند. گفتم : ((سبحان الله )) این ها چه کسانى هستند؟ گفتند: ایشان مردان و زنانى هستند که در دنیا مرتکب عمل زنا بودند و آنان تا روز قیامت در میان این تنور و شعله هاى آتش خواهند بود و عذاب و جزاى آنان ادامه خواهد داشت !(281) نیز فرمود: هر کس با زن مسلمان یا یهودى و نصرانى و مجوسى یا کنیزى که آزاد باشد زنا کند و بدون توبه و با اصرار بر این گناه از دنیا برود، خداوند متعال سیصد در عذاب را در قبرش باز مى کند که از هر درى مارها، عقرب ها، افعى ها و اژدهاهایى از آتش بیرون آیند و او را نیش زنند که در اثر آن ، بدنش آتش گیرد و تا روز قیامت بسوزد. چون از قبرش بیرون آید، مردم از بوى زننده و گندش اذیت و ناراحت مى شوند و با همان بو شناخته مى شوند و همه اهل محشر مى دانند او زنا کار است تا این که (خداوند) امر کند او را داخل آتش نمایند.(282) نیز از آن حضرت نقل شده است که فرمود: شبى که مرا به آسمان بردند و در آن جا سیر دادند به زنانى برخورد کردم که به پستان هاى خود آویزان بودند. گفتم : اى جبرئیل ! اینان چه کسانى هستند؟ عرض کرد: یا رسول الله ! زنانى زناکار هستند که از راه زنا اولاد به هم رسانیدند و اموال شوهران را به ارث ، به آن ها دادند. (و این فرزندان نامشروع را به گردن شوهران خود مى انداختند).(283) نیز آن حضرت فرمود: زن شوهر دارى که در رختخواب غیر از شوهر خود بخوابد (کنایه از این که زناکار باشد) بر خداوند متعال حق است اول او را به قبر شکنجه و عذاب کند و بعد از آن در قیامت او را به آتش جهنم بسوزاند.(284) اما عذاب آخرتى زناکاران ، قرآن در این باره مى فرماید: و لایزنون و من یفعل ذالک یلق اثاما (285) (از جمله صفات نیک بندگان خدا این است که ) ((آنان زنا نمى کنند، و هر کس چنین عمل زشتى انجام دهد عقوبت و مجازاتش را (در قیامت ) خواهد دید.)) کلمه (اثاما) که در آیه آمده است مفسرین این طور معنى کرده اند: یکى از وادى هاى جهنم است و آن پر از مس مذاب و گداخته مى باشد و سرچشمه آن از شکاف و گودالى در جهنم است . چند طایفه در آن جاى دارند. 1- کسانى که غیر از خدا را عبادت کنند. 2- کسانى که آدم کش و قاتل باشند. 3- زناکاران ، که عذاب این طایفه در آن وادى دائما اضافه مى شود.(286) از امیرالمؤ منین علیه السلام نقل شده است که فرمود: وقتى قیامت بر پا شود خداوند متعال دستور دهد که بادى به وزد و بوى گندى که تمام اهل محشر را ناراحت و اذیت مى کند به مشام آنان برساند. در این بین ، منادى پروردگار ندا کند: این بوى فرج هاى زنان زناکار مى باشد که همه اهل عرصات را ناراحت و اذیت کرده است .(287)
|