پایگاه مقاومت شهدا
   مشخصات مدیر وبلاگ
 
    آمارو اطلاعات

بازدید امروز : 5
بازدید دیروز : 18
کل بازدید : 29373
کل یادداشتها ها : 182

نوشته شده در تاریخ 90/3/20 ساعت 1:43 ع توسط جواد قاسم آبادی


قبر جنازه زناکار را قبول نکرد 

طبق قاعده کلى ، که تمام اشیاء عالم احساس و شعور دارند، زمین هم از این قاعده و قانون بیرون نیست . هم احساس و شعور دارد و هم افراد نیک و بد را مى شناسد. به بعضى از جنازه ها ((مرحبا)) و خوش آمد و به بعضى دیگر ((لامرحبا)) و خوش نیامدى مى گوید: بعضى را قبول مى کند و بعضى را بیرون مى اندازد. در این باره به داستانى که در ذیل آورده مى شود توجه کنید.
نقل شده است : در زمان امام صادق علیه السلام زنى بود که زنا مى داد و از راه زنا آبستن مى شد؛ چون وضع حمل مى کرد از ترس این که مبادا خویشان و اقوامش از عمل او اطلاع پیدا کنند( فقط مادرش از عمل او اطلاع داشت ) فرزندان خود را به آتش مى سوزاند؟!
وقتى از دنیا رفت او را دفن کردند و قبر او را قبول نکرد و جنازه را بیرون انداخت ! قبر دیگرى کندند و او را داخل آن کردند و سرش را پوشاندند باز قبر شکافته شد و جنازه را بیرون انداخت !
خویشان او خدمت امام صادق علیه السلام آمدند و داستان را براى آن بزرگوار نقل کردند. فرمود: مادرش را خبر کنید بیاید. وقتى آمد از او پرسید: دخترت در دنیا چه اعمال زشتى را مرتکب مى شد؟
عرض کرد: دختر من زنا مى کرد و بچه هایى که از زنا به وجود مى آمدند به آتش مى سوزاند تا کسى بر اعمال او آگاه نشود.
حضرت فرمود: زمین جنازه این زن را قبول نمى کند؛ چون او خلق خدا را به عذابى که مخصوص خداوند است (یعنى به آتش سوزاندن ) عذاب مى کرد.
پس از آن فرمود: قدرى از تربت جدم حضرت سیدالشهداء، حسین علیه السلام را در قبرش بگذارید تا زمین او را قبول کند. خویشان او قدرى تربت امام حسین علیه السلام را همراه او دفن کردند دیگر قبر او را بیرون نیانداخت .(288)
تنها آثار زنا در عالم قبر و قیامت ظاهر نمى شود بلکه در دنیا هم ظاهر خواهد شد. از جمله ، هر کس با زن ها و دخترهاى دیگران زنا کند، با زن یا دختر و خواهر او زنا خواهند کرد. روایات و داستان هایى در بحار ولئالى الاخبار و دیگر کتب وارد شده است که تذکر آن ها ما را از روش کتاب بیرون مى برد طالبین مى توانند به آن ها رجوع کنند.


عذاب برزخى سخن چینان  

یکى از گناهان بزرگ که قرآن و احادیث از آن منع کرده و به انجام دهندگان آن وعده عذاب و آتش داده اند، سخن چینى و نمامى است که به وسیله آن بین زن و شوهر، بین دو دوست و دو برادر اختلاف و نزاع واقع مى شود و به وسیله آن خون ها ریخته ، خانه ها خراب و ویران مى شود، اسرار نهانى و پشت پرده آشکار گشته و حیثیت ها و آبروها از بین رفته و هتک مى شود و فتنها در عالم بر پا مى گردد.
براى سخن چین دو نوع عذاب است ، یکى عذاب برزخى و دیگرى عذاب آخرتى . در حالى که عذاب قیامت از عذاب برزخى سخت تر و مشکل تر است .
عذاب برزخى سخن چین و نمام طبق اخبار رسیده : عذاب و آتش در قبر است . وقتى سخن چین از دنیا رفت و او را داخل قبر کردند قبرش شعله ور مى شود و او تا روز قیامت در میان آتش خواهد سوخت .
حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: کسى که کوشش کند میان دو نفر را با سخن چینى به هم بزند و آن ها را از هم جدا کند، وقتى از دنیا رفت خداوند آتشى را بر قبر او مسلط مى کند که تا روز قیامت او را بسوزاند و مسلط مى کند و بر او مارها و عقرب هاى سیاه را که او را نیش ‍ زنند تا وقتى که از قبر خارج شود، (طول نیش و دندان هاى مارها و عقرب هایى که افراد سخن چین را نیش مى زنند صد و بیست زراع است .(289)
در حدیث معراجیه است که حضرت رسول فرمود: در شب معراج وقتى از جهنم عبور کردم بر جمعیتى برخوردم که لب هاى آن ها مانند لب هاى شتر بود و ملائکه گوشت هاى پهلوهایشان را مقراض مى کردند و در دهان آن ها مى گذاشتند!
گفتم : اى جبرئیل ! این ها چه کسانى هستند؟ عرض کرد: افراد سخن چین و غیبت کننده در دنیا هستند.
نیز از آن حضرت صلى الله علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمود: شبى که مرا به آسمان بردند زنانى را دیدم که سرشان سرخوک و بدنشان مانند بدن الاغ بود و آن ها را با هزار هزار نوع عذاب ، مجازات مى کردند. از جبرئیل سئوال کردم : عمل آن ها در دنیا چه بوده است ؟ گفت : آنان زنان سخن چین و دروغ گو بوده اند.(290)
اما عذاب آخرتى سخن چینان از این قرار است : وقتى آن ها از قبرهایشان خارج مى شوند مارها و عقرب هایى بر آن ها مسلطاند و آن ها را احاطه کرده اند تا وقتى که داخل جهنم شوند.(291)
سخن چین در قیامت داخل بهشت نمى شود و از نعمت هاى آن استفاده نمى کند.
امام باقر علیه السلام فرمود: براى کسانى که جهت سخن چینى و نمامى و جدایى انداختن میان مردم رفت و آمد مى کنند بهشت حرام است .(292)


عذاب برزخى دروغ گویان  

یکى از گناهانى که باعث عذاب مى شود و مجازاتش ، هم در دنیا هم در قبر و هم در قیامت گریبان انسان را مى گیرد، دروغ گویى مى باشد. چون بحث ما درباره عذاب برزخى است از عذاب دروغ گو در قیامت صرف نظر مى کنیم .
روزى حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: شب گذشته شخصى پیش من آمد و گفت : برخیز، برخواستم و با او روانه شدم تا به جایى رسیدیم . در آن جا دو نفر را مشاهده کردیم یکى ایستاده و دیگرى نشسته بود، شخص ایستاده یک ((انبر)) بزرگ آهنى در دست داشت و به دهان شخص نشسته فرو مى برد و یک طرف دهان او را با آن مى گرفت و مى کشید، به طورى که صورت و بینى و چشمان او به همان طرف بر مى گشت و به هر طرف انبر را مى کشید آن شخص نشسته هم به همان طرف خم مى شد.
تعجب کردم ! و از آن شخص که مرا صدا زد. و از جاى خود بلند نموده بود پرسیدم : این کیست و چه کاره است و این چه صحنه اى است ؟ چرا چنین مى کند؟
گفت : یا رسول الله ! این شخص نشسته ، کسى است که در دنیا دروغ مى گفت (و بدون توبه از دنیا رفته است )! اکنون در عالم برزخ تا فرا رسیدن قیامت ، همواره این گونه عذاب مى شود و در قیامت عذابش ‍ سخت تر خواهد بود.(293)
مالک بن دینار مى گوید: در کتابى خواندم : هیچ خطیب و گوینده اى نیست مگر این که گفتار او را با کردارش تطبیق مى کنند. اگر مطابق باشد خوشا به احوالش و اگر مطابقت نداشته و گفتارش غیر از اعمالش باشد، دو لب او را با قیچى هاى آتشین قیچى مى کنند. دو مرتبه لب ها بلافاصله سالم مى شوند و این عمل تا روز قیامت ادامه دارد.(294)
انسان دروغ گو، چون با لب و دهان سخن دروغ مى گوید، در این حدیث لب و دهان را عذاب مى کنند و آن ها را با ((انبر)) به این طرف و آن مى کشند و با قیچى مى برند.
آن قدر دروغ گفتن زشت و زننده است که خداوند، در قرآن به صاحب آن وعده عذاب داده است و ملائکه از بوى دهان دروغ گو اذیت مى شوند.


عذاب برزخى مال یتیم خوران  

تمام اعمال انسان علاوه بر چهره هاى ظاهرى خود، چهره هاى واقعى نیز دارند که در این جهان از نظر ما پوشیده و پنهان اند چهره هاى واقعى اعمال در جهان دیگر ظاهر مى شوند و مسئله تجسم اعمال را تشکیل مى دهند.
از جمله آن ها خوردن مال یتیم از روى ظلم و ستم است که جلوه مخصوص به خود دارد و آن جلوه در عالم برزخ و قیامت بروز و ظهور مى کند و چهره و قیافه واقعى خود را آن جا نشان مى دهد. گرچه چهره ظاهرى خوردن مال یتیم بهره گیرى و لذت بردن از غذاهاى لذیذ و رنگین است ، اما چهره واقعى و برزخى این غذاها و خوردن مال یتیم ، آتش ‍ سوزان مى باشد و همین چهره است که در عالم برزخ و قیامت بروز و ظهور مى کند و آشکار مى شود. قرآن در این باره مى فرماید:
ععع ان الذین یاءکلون اموال الیتامى ظلما انما یاءکلون فى بطونهم نارا و سیصلون سعیرا (295)
((آن کسانى که اموال یتیمان را از روى ظلم و ستم مى خورند (در واقع و حقیقت )
تنها آتش مى خوردند (و شکم خود را پر از آن مى کنند) و به زودى در آتش سعیر (و آتش ) سوزانى خواهند سوخت .))
این آیه با صراحت تمام : خوردن مال یتیم را از روى ظلم و ستم ، به خوردن آتش تعبیر کرده است و مى فرماید: آنان فقط آتش سوزان مى خوردند و شکم هاى خود را از آن پر و انباشته مى کنند.
چه عمل زشتى بدتر از خوردن مال یتیم و تصرف ناروا در اموال ایشان است که قرآن با شدت از آن نهى کرده .

هر آن کس که با ظلم و زور و ستم
زمال یتیمان خورد بیش و کم
همانا که آتش فرو مى برد
که از مال ایتام بر مى خورد
به زودى به جبران این زشت کار
بیفتند در بطن سوزنده نار

بلى ، چهره واقعى هر عمل همیشه تناسب خاص با کیفیت ظاهرى آن عمل دارد، همان گونه که خوردن مالى یتیم و غصب حقوق او، قلب او را مى سوزاند و روح او را آزار مى دهد، چهره واقعى این عمل ، آتش سوزان در برزخ و قیامت مى شود و خورنده مال را مى سوزاند.
با این حساب ، آیا افراد عاقل و با ایمان ، چنین عمل خطرناکى را انجام مى دهند که با دست خود پاره هاى آتش سوزان را برداشته و در میان دهان بگذارند و ببلعند؟
ممکن نیست . حتى افراد کم شعورى هم حاضر به چنین عملى نیستند.
اگر مى بینیم مردان خدا و اولیاء الله ، حتى فکر معصیت را به خود راه نمى دادند، دلیلش همین بوده است که آن ها بر اثر قدرت علم و ایمان و تقوا و پرورش هاى اخلاقى ، چهره هاى واقعى اعمال را مى دیدند و هرگز فکر انجام دادن آن ها را نمى کردند.
احادیث در نکوهش تجاوز به اموال یتیمان بسیار تکان دهنده است . حتى کمترین تعدى به اموال ایشان مشمول این حکم معرفى شده است .
در حدیثى از امام صادق علیه السلام نقل شده است : کسى سئوال کرد: مجازات آتش درباره چه مقدار از خوردن و غصب کردن مال یتیم است ؟ فرمود: در برابر دو درهم .(296)


عذاب برزخى ثروت اندوزان  

ثروت اندوزان و کسانى که طلا و نقره را از هر راهى که شده به دست مى آورند و آن ها را ذخیره مى کنند، یا به عنوان گنج در دل کوه ها و داخل زمین مخفى مى کنند و در راه خدا انفاق نمى نمایند و کارهاى عام المنفعه با آن ها انجام نمى دهند و حتى حقوق واجبى را که خداوند در آن ها قرار داده است نمى پردازند و نه خود از آن بهره مى بردند و نه دیگران ، عذابى مخصوص هم در عالم برزخ و هم در قیامت براى آنان خواهد بود که عبرت براى دیگران باشد. قرآن در این باره مى فرماید:
ععع والذین یکنزون الذهب و الفضه و لا ینفقونها فى سبیل الله فبشر هم بعذاب الیم یوم یحیمى علیها فى نار جهنم فتکوى بها جباههم و جنوبهم و ظهورهم هذا ماکنزتم لانفسکم فذوقوا ما کنتم تکنزون (297)
((آنان که طلا و نقره را گنجینه (ذخیره و پنهان ) مى سازند، و در راه خدا انفاق نمى کنند، آن ها را به مجازات دردناکى بشارت بده .))
در آن روز (عالم برزخ و قیامت ) آن ها را در آتش گرم و سوزان جهنم داخل کرده و با آن طلاها و نقره ها صورت ها و پهلوها و پشت هایشان را داغ مى کنند (و به آنها مى گویند:) این همان چیزهایى است که براى خود گنجینه و ذخیره ساختید پس بچشید چیزى را که براى خود اندوخته اید!))
ملاحظه فرمایید، در این آیه مبارکه با صراحت تمام مى فرماید: طلاها و نقره هاى داغ شده که با آن ها بدن ها را داغ و علامت گذارى مى کنند، همان طلا و نقره هایى است که در دنیا ذخیره کرده و حاضر نبودند مقدارى از آن ها را در راه خدا مصرف کنند، حتى حاضر نبودند خود و فرزندانشان و دیگران از آن ها سود و منفعت برند، حتى حاضر نبودند که در برابر خدا تسلیم شوند و واجبات شرعى آن ها را بپردازند.

بدانید اى مؤ منان ! این میان
چه بسیار احبار و رهبانیان
از اموال مردم به باطل خورند
به هر چه حرام است دست آورند
کنون بر کسانى که بس سیم و زر(298)
ذخیره نمودند، گنج و گهر
نکردند انفاق از زر و سیم
خبرها بده از عذابى الیم (299)
ز روزى که در دوزخ کردگار
ذخایر گدازند از تاب نار
به پیشانى و پشت و پهلو بدان
گذازند بس داغ اندر میان
چنین است فرجام آن سیم و زر
که کردید آن را نهان سر به سر
چشید آتشى بس برافروخته
سزاى همان گنج اندوخته

در آیه فوق چرا از میان تمام اعضاى بدن ، تنها ((پیشانى و پشت و پهلو)) ذکر شده و نامى از بقیه اعضا و جوارح برده نشده است ؟ شاید به این جهت باشد که با آن سه عضو در مقابل محرومان و مستضعفین عکس ‍ العمل نشان مى دادند. گاهى صورت را در مقابل آنان در هم مى کشیدند و زمانى به علامت بى اعتنایى و بى توجهى ، از رو به رو شدن با آن ها خوددارى مى کردند و راه خود را منحرف مى نمودند، گاهى به آنان پشت کرده و از روى تکبر و خودخواهى توجهى به آن ها نمى کردند.
از این جهت ، این سه نقطه از بدن آن ها را با سکه هاى پرزرق و برق و با سیم ورزشان که داخل آتش انداخته و سرخ و سوزان شده است داغ مى کنند.
آیه ذکر شده این حقیقت را مى رساند که هیچ کدام از اعمال انسان ها از بین نمى رود و هم چنان باقى مى ماند و باعث سرور و شادى نیکان و رنج و عذاب بدان مى گردد.



مرگ ،
نص و...   





طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ