بازدید امروز : 26
بازدید دیروز : 18
کل بازدید : 29394
کل یادداشتها ها : 182
دعا از دیدگاه قرآن و روایات دعا مسئله بسیار مهمّى است که در آیات قرآن و روایات معصومان(علیهم السلام) به گونه گسترده اى مطرح شده است. در این باره، مباحث مختلف و سئوالات گوناگونى مطرح شده است که به بعضى از آنها اشاره مى شود: 1- فلسفه دعا چیست؟ اگر ما مستحق اجابت هستیم، خداوندى که از آشکار و نهان ما و از برون و درون ما آگاهى دارد، بدون دعا نیز خواسته ما را برآورده مى سازد و اگر استحقاق آن را نداشته باشیم، هر قدر دعا بکنیم تأثیرى نخواهد داشت!. 2- شرایط اجابت دعا چیست؟ چه کنیم تا دعاهایمان در درگاه ذات حق به 3- موانع استجابت دعاها چیست؟ چرا برخى از دعاها - على رغم اصرار فراوان - به هدف اجابت مقرون نمى گردد؟ 4- برترین دعا، چه دعایى است؟ |
?دعا برترین عبادت از آیات و روایات استفاده مى شود که دعا نه تنها عبادت است، بلکه از برترین عبادتها به شمار رفته است. به منظور روشن تر شدن اهمیّت دعا، به سه آیه از قرآن مجید و شش روایت از معصومان(علیهم السلام) اشاره مى شود: 1- خداوند متعال در آیه 60 سوره غافر (مؤمن) مى فرماید: «وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعونى اَسْتَجِبْ لَکُمْ اِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتى سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ»; پروردگار شما گفته است: مرا بخوانید تا دعاى شما را بپذیرم! کسانى که از عبادت من تکبّر مىورزند به زودى با ذلّت وارد دوزخ مى شوند! آیه شریفه، نخست به «دعا» تعبیر مى کند; سپس در ادامه تعبیر را عوض کرده، از آن به «عبادت» یاد مى کند. چرا از «دعا» به «عبادت» تعبیر شده است؟ برخى گفته اند: براى اینکه عبادت به معناى مطلق دعاست و شاید تعبیر برخى از روایات: «اَلدُّعا مُخُّ الْعِبادَةِ; دعا روح و جان عبادت است»(1) بدین 2- خداوند متعال در آیه 77 (آخرین آیه) سوره فرقان مى فرماید: «قُلْ ما یَعْبَؤُ بِکُمْ رَبّى لَوْ لا دُعاؤکُمْ فَقَدْ کَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ یَکُونُ لِزاماً»; بگو: «اگر دعاى شما نباشد، پروردگارم براى شما ارجى قائل نیست; شما ]آیات خدا و پیامبران را[ تکذیب کردید، و ]این عمل [دامان شما را خواهد گرفت و از شما جدا نخواهد شد». این تعبیر - که خداوند بخاطر دعاهایتان به شما اعتنا مى کند و براى شما ارزش قایل است - در سایر عبادت ها; مانند حج، روزه، جهاد و... به کار نرفته است. و تنها درباره دعا ذکر شده است; یعنى على رغم گناهان فراوانى که انجام مى دهید و فسادهایى که مرتکب مى شوید، تنها چیزى که سبب ارج نهادن خداوند به شما مى شود، دعاهاى شماست; قدر و ارزش آن را بدانید. 3- خداوند متعال در آیه 186 سوره بقره، پس از بیان آیاتى درباره فضیلت و احکام ماه مبارک رمضان، مى فرماید: «وَ اِذا سَأَلَکَ عِبادى عَنّى فَاِنّى قَریبٌ اُجیبُ دَعْوَةَ الدّاعِ اِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لى وَلْیُؤْمِنُوا بى لَعَلَّهُمْ یُرْشِدُونَ»; و هنگامى که بندگان من، از تو درباره من سئوال کنند، ]بگو:[ من نزدیکم; دعاى دعاکننده را، به هنگامى که مرا مى خواند، پاسخ مى گویم! پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند و به مقصد برسند. بنابر آیه شریفه: «نَحْنُ اَقْرَبُ اِلَیْکُمْ مِنْ حَبْلِ الْوَرید»، خداوند، نزدیک ترین کس به انسان است و حتّى از رگ گردن یا رگ قلب نیز به انسان نزدیک تر است.(2) بى شک تعبیرى ظریف و زیباتر از این براى قرب و نزدیکى بین خالق و مخلوق، عابد و معبود و بنده و مولا وجود ندارد.بنابراین، با تفکّر در آیات سه گانه درمى یابیم که دعا از نظر اسلام چقدر مهم شمرده شده است; به گونه اى که هم عبادت است; و هم باعث اعتناى خدا به انسان; و هم وسیله تقرب بنده به مولاست.
1- میزان الحکمه، باب 1189، حدیث 5519.2- سوره ق: آیه 16. |
?دعا در آئینه روایات همان گونه که قبلاً ذکر شد، روایات فراوانى مسائل دعا را بررسى نموده که در این مختصر تنها به ذکر شش روایت بسنده مى گردد: 1- در روایتى وجود نازنین پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) فرموده است: آرى; دعا در درگاه خداوند هرچند عبادتى است بى رنج و زحمت; لیکن از کلمات گهربار پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) درمى یابیم که در نزد خداوند جایگاهى بس عظیم دارد که متأسّفانه، انسان ها به جهت سهل و آسانى آن کمتر بدان توجّه دارند. 2- مولاى متّقیان، حضرت على(علیه السلام) مى فرماید: «اَلدُّعا مِفْتاحُ الرَّحْمَةِ وَ مِصْباحُ الظُّلْمَةِ»; دعا کلید رحمت خداوند و چراغ روشنى براى تاریکى هاى دنیا و آخرت است.(2) دعا نه تنها دنیا، بلکه آخرت انسان را نیز روشن مى کند. 3- در روایت دیگرى پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) فرموده است: «عَمَلَ الْبِرِّ کُلُّهُ نِصْفُ الْعِبادَةِ وَ الدُّعا نِصْفٌ»; تمام اعمال نیک انسان، تنها نیمى از عبادت است و نیم دیگر آن، دعا و راز و نیاز با معبود است.(3) 4- امام صادق(علیه السلام) در روایتى مى فرماید: «اَکْثِرْ مِنَ الدُّعا فَاِنَّهُ مِفْتاحُ کُلِّ رَحْمَة وَ نَجاحُ کُلِّ حاجَة وَ لا یَنالُ ما عِنْدَ اللّهِ اِلاّ بِالدُّعا وَ لَیْسَ بابٌ یُکْثَرُ قَرْعُهُ اِلاّ یُوشَکَ اَنْ یُفْتَحَ لِصاحِبِهِ»; زیاد دعا کنید و در خواندن خدا اصرار کنید; زیرا کلید تمام رحمت ها و عامل پیروزى در هر حاجتى دعاست; نعمت ها و برکاتى که نزد خداوند است، بدون دعا به کسى نمى رسد، و هیچ درى وجود ندارد مگر اینکه با اصرار و سماجت و پافشارى گشوده مى شود.(4) بنابراین چنانچه دعا مستجاب نگردد، نباید سبب ناامیدى انسان شود; زیرا چه بسا خداوند مى خواهد با دعا انسان را تربیت کرده، قلب و دل اورا شستشو بدهد. 5- امام صادق(علیه السلام) در روایت دیگرى دعا را چنین توصیف مى فرماید: «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ الدُّعا»; هیچ عبادتى بالاتر از دعا نیست.(5) 6- حضرت على بن موسى الرضا - علیهما السلام - مى فرماید: «عَلَیْکُمْ بِسِلاحِ الاَْنْبیاءِ، قیلَ ما سِلاحُ الاَْنْبیاءِ؟ قالَ: اَلدُّعاء»; شیعیان و پیروان اسلام! همواره به اسلحه پیامبران - که در کارها و برنامه هاى سخت تبلیغى بدان مسلّح از مجموعه آیات قرآن و روایات معصومان(علیهم السلام) روشن مى گردد که دعا در اسلام جایگاهى بس عظیم دارد و از اهمیّت بسیار زیادى برخوردار است.
1- کافى، جلد 2، ص 468.2- بحارالانوار، جلد 90، ص 30. 3- میزان الحکمه، باب 1189، حدیث 5533. 4- میزان الحکمه، باب 1196، حدیث 5585. 5- میزان الحکمه، باب 1189، حدیث 5516 و 5532. 6- کافى، جلد 2، ص 468. |
?راز اهمیّت دعا در اسلام چرا دعا از نظر دین داراى چنین ارزش و اهمیّتى است که بنا بر آیات و روایات، برترین عبادت، اسلحه مؤمن، ستون دین، نور آسمان ها و زمین، کلید رحمت، چراغ هدایت، نیمى از عبادات، رمز پیروزى، اسلحه انبیا، مایه ارج انسان در پیشگاه خدا و... به شمار مى رود؟ اگر این تحفه و هدیه الهى را مورد دقّت و بررسى قرار دهیم و آن را موشکافى کنیم، درمى یابیم که حقیقتاً، تمام این فضایل براى دعا سزاوار و شایسته است. دعا آثار مهمّى در وجود انسان به ارمغان مى آورد که مهم ترین اثر آن این است که انسان را تربیت مى کند; و عامل خودسازى و تربیت انسان است. تعلیم و تربیتى که بعثت انبیا بر آن نهاده شده و از مهم ترین اهداف بعثت به شمار رفته است.(1) بى شک تعلیم مقدمه تربیت است. از این رو، هدف نهایى، تربیت شناخته شده است.
1- سوره جمعه: آیه 2. |
?رابطه «دعا» و «تربیت» دعا آثار تربیتى فراوانى دارد که به سه نمونه آن اشاره مى شود: 1- اوّلین اثر دعا، ایجاد نور امّید در دل انسان ها است. انسان ناامید در دریف مرده ها قرار دارد; انسان بیمار اگر به سلامت خود امّیدوار باشد، بهبود مى یابد و اگر مأیوس شود و چراغ امّید در دلش خاموش گردد، دیگر امیدى به بهبودى او نیست. همان گونه که عامل اصلى پیروزى جنگجویان در میدان جنگ، امید و روحیه است. از این رو، سربازان ناامید اگر پیشرفته ترین سلاح هاى جنگى را نیز داشته باشند، بازنده میدان جنگ خواهند بود. دعا در دل انسان نور امید مى تاباند، انسانى که اهل دعا و متّکى به خداوند است - على رغم مشکلات زیاد; دشمنان جسور، فقر مالى و... - اگر به درگاه خداوند روى آورد و به او امید ورزد و با او راز و نیاز کند، نور امید در دلش زنده مى شود و به زندگى امیدوار مى گردد و گویى حیات دوباره اى مى یابد; چه اینکه این انسان دست نیاز به سوى کسى دراز نموده که مشکل ترین کارها در نزد او آسان ترین است. خدایى که اصلاً مشکل و آسان براى او معنا ندارد; زیرا مشکل یعنى چیزى که بالاتر از مقدار قدرت و آسان، یعنى چیزى که کمتر از آن است. آیا چیزى را مى یابید که فوق قدرت خداوند باشد؟! بنابراین، براى خداوند مشکل و آسان تفاوتى ندارد او هرچه را اراده کند، در یک لحظه مى آفریند اگرچه میلیون ها خورشید همانند خورشید خاکیان باشد! وقتى انسان به درگاه چنین قادر و عالمى روى مى آورد و با او درد دل مى کند و در مقابلش به سجده مى افتد و برایش 2- دومین اثر دعا ایجاد نور تقوا در وجود انسان است. تقوا; سبب تقرّب انسان به درگاه الهى است.(1) تقوا; زاد و توشه اى است که سبب نجات انسان در جهان آخرت مى گردد.(2) تقوا; برات و گذرنامه بهشت است.(3) آن گاه دعا، نور چنین گوهر ارزشمندى را در دل انسان زنده مى کند. وقتى انسان دست به دعا برداشته، به درگاه خداوند توسّل مى جوید و خدا را با أسماى حسنى و صفات جلال و جمالش مى خواند، آن صفات بازتابى در وجود انسان خواهد داشت و طبعاً انسان را به سمت خداوند سوق مى دهد; به گونه اى که انسان احساس مى کند که اگر بخواهد دعایش مقرون به اجابت شود، باید توبه کند. دعا انسان را به توبه فرامى خواند و توبه او را به تجدید نظر در زندگى، و در نتیجه سیر این حرکت نور تقوا را در زندگى انسان زنده مى گرداند. در حدیث جالبى آمده است: «آن دسته از افرادى که پیوسته - چه در حال گرفتارى و چه در حال آسایش و آرامش - با خداوند راز و نیاز دارند، در هنگام مکشلات و گرفتارى ها وقتى خداوند را مى خوانند فرشتگان مى گویند: «این صدا آشنا است مشکل او را حل کنیم»; ولى وقتى صداى انسان هایى را مى شنوند که حضرت على(علیه السلام) در خطبه ارزشمندِ همّام، در شرح حال متّقین مى فرماید: «نُزِّلَتْ اَنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فِى الْبَلاءِ کَالَّتى نُزِّلَتْ فِى الرَّخاءِ»; پرهیزکاران کسانى هستند خداپرستى و راز و نیاز فرعونى که در حال غرق شدن «یا الله» مى گوید، هیچ فایده اى ندارد. به همین جهت، در آن هنگام جبرئیل در پاسخ فرعون مشتى از لجنِ تهِ رودخانه را به دهانش مى کوبد.(3) 3- سومین اثر تربیتى دعا، تقویت نور معرفت است. وقتى انسان به درگاه خداوند روى مى آورد، در این فکر فرو مى رود که او بر همه چیز توانا و قادر است و اسرار درون و برون ما را مى داند. این مطلب سبب مى شود که سطح معرفت انسان بالا برود; مخصوصاً اگر دعاهایى همچون: صحیفه سجّادیه، مناجات شعبانیّه، صباح، کمیل و ندبه خوانده شود که اینها بالاترین درس هاى عرفان اسلامى است و با وجود این منابع معتبر شایسته نیست طالب عرفان در پى کتاب هاى مشکوک برود. بنابراین، دعا نور امید، نور تقوا و نور معرفت را در دل انسان زنده مى کند. پرسش: در دعاى ماه رجب - که خواندن آن پس از هر نمازى مستحب است -، مى خوانیم: «یا مَنْ یُعْطى مَنْ سَئَلَهُ، یا مَنْ یُعْطى مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ»; اى خدایى که به دعاکنندگان و به کسانى که دعا نمى کنند، به عارفان و به کسانى که تو را نمى شناسند، عطا مى کنى و نعمت مى دهى. بر اساس این قسمت از دعاى ماه رجب، خداوند به همه انسان ها - چه کسانى که خداشناس باشند و چه نباشند، چه کسانى که دعا کنند و چه نکنند - نعمت عطا مى کند. بنابراین، چه نیازى به دعا و توسّل است؟. پاسخ: فیض برکات خداوند اقسام و انواعى دارد: بخشى از آن را خداوند به همه انسان ها عطا مى کند، همانند باران که در هنگام نزول کافر و مؤمن، عارف و غیرعارف و... همه از آن بهره مند مى شوند. بخش دیگر آن، برکاتى است که تنها به اهل معرفت عطا مى شود و غیر مؤمن مشمول آن نمى گردد. و بخش سوم، نعمت هایى است که تنها دعاکنندگان از آن بهره مى برند. در روایتى آمده است: «در نزد خداوند کراماتى است که جز به دعا به کسى نمى دهند».(1) بنابراین، تنها بخش اوّل است که شامل همه مى شود; ولى بخش دوم و سوم، ایمان و دعا در آن مؤثر است.
1- سوره حجرات: آیه 13.2- سوره بقره: آیه 197. 3- سوره مریم: آیه 63. 4- میزان الحکمه، باب 1194، حدیث 5563. 5- نهج البلاغه، خطبه 193. 6- تفسیر مجمع البیان، جلد 5، صفحه 131، ذیل آیه شریفه 92 سوره یونس. 7- میزان الحکمه، باب 1189، حدیث 5521. |
?موانع و شرایط استجابت دعا چرا برخى از دعاها مستجاب نمى شود؟ چرا وعده خداوند در مورد استجابت دعا تحقّق نمى یابد؟ آیا اِشکال - نعوذ بالله - از جانب خداوند است یا از جانب دعاکنندگان؟ این شبهات در عصر ائمّه(علیهم السلام) نیز براى اصحاب و مسلمانان مطرح بوده است. آنها نیز این گونه شبهات را در روایات متعدّدى در محضر آن بزرگواران مطرح مى کردند و ائمّه(علیهم السلام) نیز به آنها پاسخ مى گفتند. از مجموعه این روایات و روایات دیگرى که در این زمینه، بدون طرح سئوال، وارد شده است، به دست مى آید که وعده الهى در مورد مستجاب شدن دعاها بى قید و شرط نبوده است، بلکه دعا داراى شرایطى است که دعاکنندگان باید شرایط دعا راتحصیل، و موانع آن را از سر راه خود بردارند. بنابراین، اگر دعاکننده بدون برطرف کردن موانع و به دست آوردن شرایط، دعایى کرد و به هدف اجابت نرسید، نباید جز خود، کسى دیگر را ملامت کند. دعاکننده اى که واجد شرایط نیست به بیمارى مى ماند که نزد پزشکى مى رود و بیمارى خویش را براى او شرح مى دهد، سپس پزشک نسخه اى برایش مى نویسد و به او مى گوید: «اگر به این نسخه عمل نمایى سلامت خود را باز مى یابى». بیمار پس از چندى به پزشک مراجعه مى کند و با عصبانیّت و ناراحتى به او اعتراض مى کند که: «این نسخه شما سر سوزنى در مداواى بیمارى من تأثیر نداشت! این چه نسخه اى است و شما چه پزشکى هستید»؟! پزشک مى پرسد: «آمپول هایى که تجویز کردم، یک روز در میان تزریق نمودى»؟ بیمار مى گوید: «آرى; لیکن با فاصله دو روز در میان تزریق نمودم»! پزشک مى گوید: «آیا از کپسول هاى «آنتى بیوتیک» که قرار بود هر 8 ساعت یک بار بخورى، استفاده کردى»؟ مریض جواب مى دهد که: «فقط روزى یک کپسول خوردم»! پزشک مى پرسد: «آیا چهار روز استراحت که برایت نوشته بودم، انجام دادى»؟ مریض: «نه آقا! با این وضع گرانى مگر مى شود استراحت کرد، از همان روز اول مشغول کار شدم». پس از این سئوال و جواب ها، پزشک سرى تکان مى دهد و به مریض مى گوید: «نسخه من اشکالى نداشته است، بلکه شما مریض محترم طبق شرایط به آن نسخه عمل ننمودى; در نتیجه سلامت خود را نیافتى و جز خود، هیچ کس دیگر را نباید سرزنش کنى». همچنین اگر متخصّص اصلاح بذر به یک کشاورز، بذرى بدهد و به او بگوید: «اگر با شرایط خاصّى بذرافشانى کنى، محصول قابل توجّهى به دست خواهى آورد» و کشاورز بذرها را بپاشد و حتّى یک دانه هم سبز نشود، بى شک شرایطى که متخصّص بذر گفته بود، او عمل نکرده است; مثل اینکه به موقع آبیارى، دفع آفات، کودپاشى و... را انجام نداده باشد. در اینجا نیز جز کشاورز کس دیگرى مقصّر نیست. عزیزان! روزه داران محترم! خواهران و برادران گرامى! دعاهاى ما نیز مانند بذرى است که تنها افشاندن آن در زمین کافى نیست، بلکه به آبیارى، مراقبت و محافظت و برطرف کردن آفات و موانع نیز نیازمند است. بر اساس آنچه در روایات آمده باید شرایط دعاها را فراهم کرد و موانع آن را برطرف ساخت; ولى متأسّفانه، انتظار داریم بدون رعایت شرایط و برطرف کردن موانع، دعاهاى ما اجابت شود که این انتظار امرى است غیر معقول. در این نوشتار به برخى از شرایط و موانع استجابت دعا اشاره مى شود: |
?1- عدم معرفت خدا مهم ترین مانع اجابت دعا یکى از مهم ترین موانع اجابت دعا، عدم معرفت خداوند است، به عبارت دیگر، یکى از شرایط اساسى استجابت دعاها، شناخت خداوندى است که خوانده ماست و از او مى خواهیم که دعاى ما را اجابت کند. مگر مى شود انسان از کسى چیزى بخواهد که او را نشناسد؟! در روایتى از امام صادق(علیه السلام) آمده است که: عدّه اى از نزدیکان و اقوام آن حضرت علّت مستجاب نشدن دعاها را از حضرتش پرسیدند. حضرت در جواب فرمودند: «لاَِنَّکُمْ تَدْعُونَ مَنْ لا تَعْرِفُونَهُ; علّت اینکه دعاها به اجابت نمى رسد، این است که شما کسى را مى خوانید که نسبت به او معرفت ندارید».(1) بنابراین، همانطور که قبلاً گذشت، دعا نور معرفت را به ارمغان مى آورد و معرفت پایه اساسى دعاست; یعنى این دو تأثیر متقابل در یکدیگر مى گذارند. همان گونه که خداوند در قرآن مجید درباره نماز مى فرماید: «اِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشآءِ وَ الْمُنْکَرِ; نماز انسان را از زشتیها و گناه باز مى دارد»(2); یعنى با ملاحظه آیه شریفه، چرا بعضى از نمازگزاران مرتکب گناه مى شوند؟. آیا اشکال - نعوذ بالله - از آیه شریفه است؟ خیر! اشکال از نمازگزار است، اگر نمازگزار نداند براى چه نماز مى خواند و در مقابل چه کسى سر به سجده مى نهد، نماز او نمى تواند او را از انجام گناه باز دارد; زیرا بازداشت از گناه، نیاز به معرفت الهى دارد. شناخت خداوند گوهر گرانبهایى است که شرط بسیارى از عبادت ها است، بلکه شرط زیارات نیز مى باشد; چه اینکه آثار و ثواب زیارت ها براى کسى در نظر گرفته شده است که زیارت بامعرفت انجام دهد.(3) بنابراین، شرط اوّل اجابت دعا، شناخت صفات جلال و جمال و فعل و
1- بحارالانوار، جلد 90، صفحه 368.2- سوره عنکبوت، آیه 45. 3- نمونه اى از این روایات، در کتاب وسایل الشیعه، ج 10، ابواب المزار، باب 82 آمده است. |
?2- نیّت صادق و قلب مخلص دومین شرط اجابت دعا،نیّت صادق و پاک; و قلب با اخلاص و بدون ریا است. به این مناسبت امام صادق(علیه السلام) در حدیثى فرموده است: «اِنَّ الْعَبْدَ اِذا دَعا اللّهَ تَبارَکَ وَ تَعالى بِنِیَّنَة صادِقَة وَ قَلْب مُخْلِص اُسْتُجیبَ لَهُ بَعْدَ وَفائِهِ بِعَهْدِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ»; هنگامى که بنده خدا، با نیّت صادق و پاک و قلبى پر از اخلاص و صفا به درگاه خداوند روى آورد بعد از آن که به عهد و پیمانى که با خداوند منّان داشته، عمل نماید، خداوند دعاى او را مستجاب مى گرداند.(1) عمل به عهد و پیمان خداوند - که همان صفاى دل و اخلاص نیّت است - باید توجّه داشت که چگونه دعا انسان را تربیت مى کند. براى قضاى حاجت و حل مشکل به در خانه خدا مى رویم، ولى مى دانیم بدون اخلاص نیّت و صفاى قلب این امر امکان پذیر نیست به همین جهت باید در پى خودسازى و
1- مکارم الاخلاق، جلد دوم، صفحه 874. |