بازدید امروز : 45
بازدید دیروز : 18
کل بازدید : 29413
کل یادداشتها ها : 182
فصل بیست و پنجم |
?بیست و چهارمین و بیست و پنجمین مثال: |
?کلمه «طیّبه» و «خبیثه» در آیات شریفه (24 و 25 و 26) سوره ابراهیم که بیست و چهارمین و بیست و پنجمین مثل را مورد بررسى قرار مى دهد، چنین آمده است: «اَلَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَة طَیِّبَة اَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِى السَّماءِ تُؤْتِى اُکُلَها کُلَّ حین بِاِذْنِ رَبِّها وَ یَضْرِبُ اللّهُ الاْمْثالَ لِلنّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ وَ مَثَلُ کَلِمَة خَبیثَة کَشَجَرَة خَبیثَة اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الاَْرْضِ ما لَها مِنْ قَرر»; آیا ندیدى چگونه خداوند «کلمه طیّبه» ]و گفتار پاکیزه[ را به درخت پاکیزه اى تشبیه کرده که ریشه آن ]در زمین [ثابت، و شاخه آن در آسمان است؟! هر زمان میوه خود را به اذن پروردگارش مى دهد. و خداوند براى مردم مثلها مى زند، شاید متذکّر شوند ]و پند گیرند[. ]همچنین[ کلمه «خبیثه» ]و سخن آلوده[ را به درخت ناپاکى تشبیه کرده است که از روى زمین برکنده شده، قرار و ثباتى ندارد. |
?دورنماى بحث آیات شریفه فوق، از جمله زیباترین آیات و شیواترین مثل هاى قرآن است. در این سه آیه تمثیلى جالب و رسا براى کلمه طیّبه از یک سو و گفتار و سخن آلوده از سوى دیگر بیان شده است و سپس خداوند فواید و آثار هر یک را برشمرده است. |
?ارتباط آیات مَثَل با آیات پیشین شاید ذکر این دو مَثَل به تناسب آیات قبلى است که در آنها کلمه طیّبه اى از خداوند و کلمه خبیثه اى از شیطان نقل شده و مضامین و مفاهیم بلندى در آن مطرح گردیده است; چه اینکه خداوند در آیه 22 سوره ابراهیم فرموده است: «وَ قالَ الشَّیْطانُ لَمّا قُضِىَ الاْمْرُ اِنَّ اللّهَ وَعَدَکُمْ وَعَدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُکُمْ فَاَخْلَفْتُکُمْ وَ ما کانَ لى عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطان اِلاّ اَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لى فَلا تَلُومُونى وَ لُومُوا اَنْفُسَکُمْ ما أَنَا بِمُصْرِخِکُمْ وَ ما اَنْتُمْ بِمُصْرِخِىّ اِنّى کَفَرْتُ بِما اَشْرَکْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ اِنَّ الظّالِمینَ لَهُمْ عَذابٌ اَلیمٌ»; و شیطان، ]در روز قیامت[ هنگامى که کار تمام مى شود، ]و بهشتیان و جهنّمیان مشخّص مى شوند[ مى گوید: «خداوند به شما وعده حق داد; و من به شما وعده ]باطل [دادم. و تخلّف کردم. من بر شما تسلّطى نداشتم، جز اینکه دعوتتان کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید; بنابراین، مرا سرزنش نکنید; خود را سرزنش کنید. نه من فریادرس شما هستم و نه شما فریادرس من، من نسبت به شرک شما درباره خود - که از قبل داشتید و اطاعت مرا هم ردیف اطاعت خدا قرار دادید - بیزار و کافرم!» مسلّماً ستمکاران عذابى دردناک دارند! باید توجّه داشت که در آیه شریفه فوق دو کلام نقل شده است: یکى کلام و گفتار و وعده خداوند که بدان عمل شده است و این نمونه اى از کلمه طیبه است و دیگرى وعده باطل شیطان که از آن تخلّف شده و آن کلمه خبیثه است. بنابر آیه شریفه و به مقتضاى عدالت الهى، پیروان شیطان در پذیرش دعوت او مجبور نیستند، بلکه مختارند و با میل و اراده خود در پى شیطان حرکت مى کنند. به همین جهت، شیطان خود آنها را سزاوار سرزنش مى داند; زیرا انسان ها با علم به پلیدى شیطان پیرو او مى شوند. مگر انسان سابقه شیطان را در برخورد با پدر خویش، آدم، نمى دانست که باعث خروج آدم و نسل او از بهشت شده بود؟(1) مگر انسان نشنیده بود که این شیطان قسم یاد کرده است که تمام سعى خود را در انحراف انسان انجام دهد؟(2)پس چرا آدمى با شناخت کافى از شیطان همچنان فریب وعده هاى باطل و دروغین او را خورده، کلام خدا را رها مى سازد؟!
1- ر.ک. به آیه 36 سوره بقره. 2- آیه 16 و 17 سوره اعراف به این مسئله اشاره دارد. |
?شرح و تفسیر «اَلَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَة: اى پیامبر و اى انسانى که این آیات الهى را مى شنوى! مگر مشاهده نکردى که خداوند چگونه براى کلمه «طیّبه» به درختى مثال زده است؟ این درخت داراى پنج ویژگى مهم است: درختى که آیه شریفه به آن مثال زده است از جمله درختان پاک و پاکیزه است. 2- «اَصْلُها ثابِتٌ»; ویژگى دیگر این درخت این است که ریشه آن در زمین مستحکم است. یکى از قدرت نمایى هاى پروردگار این است که تناسبى بین شاخه ها و ریشه هاى هر درختى برقرار کرده است. درخت هر مقدار داراى شاخه هاى بلندتر و سنگین تر باشد، ریشه هاى آن فراوان تر و در اعماق زمین بیشتر نفوذ مى کند; به گونه اى که این ریشه بسان طناب هاى مختلف آن درخت را در مقابل طوفان حفظ مى کند. 3- «وَ فَرْعُها فِى السَّماءِ»; سومین ویژگى این درخت رشد صعودى آن است; یعنى شاخه هاى این درخت به طرف آسمان رشد مى کند. بى شک مأموریّت و نقش ریشه هاى فرو رفته در زمین استحکام درخت و تغذیه رسانى به تنه و شاخ و برگ آن است; امّا آنچه جاى پرسش دارد این است که شاخه هاى سر به فلک کشیده آن چه نقشى دارد؟ وجود شاخه هاى رو به بالا و سر به آسمان کشیده، آثار و فواید مختلفى دارد که به برخى از آن اشاره مى شود: الف: شاخه هاى سر به فلک کشیده از هوا بهتر استفاده مى کنند و جریان تنفّس را شایسته تر انجام مى دهند; چه اینکه برگ درختان نیز تنفّس مى کنند و عجیب اینکه بازدهى تنفّس درختان درست بر عکس بازدهى تنفّس انسان است; یعنى درختان در جریان تنفّس خود، کربُن هوا را مى گیرند و اکسیژن موجود در درخت را پس مى دهند; بر عکس دستگاه تنفّسى انسان که اکسیژن موجود در هوا را مى گیرد و کربن موجود در بدن انسان را به هوا انتقال مى دهد. فلسفه این جریان معکوس آن است که اگر جریان تنفّس انسان به عکس تنفّس درختان عمل نکند، در مدّت زمانى کوتاه در سراسر کره زمین زندگى براى نوع بشر غیر ممکن مى شود; زیرا اکسیژن هاى موجود در هوا به تدریج مصرف مى شود و در هوا جز کربن چیزى براى تنفّس نمى ماند و این امر سبب نابودى انسان مى گردد. به همین جهت در شهرها، مخصوصاً شهرهاى بزرگ که به دود ماشین ها و کارخانه ها آلوده هستند، توصیه مى شود که درختان و فضاهاى سبز بیشترى ایجاد شود تا در رفع آلودگى هوا و تأمین اکسیژن لازم مؤثّر باشد. یکى از فواید بادها جابه جایى هواهاى آلوده و فاقد اکسیژن با هواى سالم است. خداوند به وسیله بادهاى رحمت، هواهاى آلوده شهرها را خارج مى کند و به جاى آن هواى سالم و تمیز مى آورد و این امر خود در بهبود هوا تأثیر بسزایى دارد. ب: شاخه هاى سر به فلک کشیده از نور خورشید بهتر استفاده مى کند. نور آفتاب سبب مى شود که عملیّات تنفّس درختان و کربن گیرى و آزاد کردن اکسیژن بهتر انجام گردد; به همین جهت فضاى باغ در روزها فرح بخش و در شبها هوا سنگین و براى مدّت زیاد غیر قابل تحمّل است. ج: شاخه هاى رو به بالااز گرد و غبار و آلودگى هاى زمین - که با عدم رعایت برخى از اصول بهداشتى توسّط انسان ها ایجاد مى شود - در امان هستند و این آلودگى ها کمتر به چنین درختانى سرایت مى کند. |
?نکته مهم خداشناسى یکى از درس هاى خداشناسى که شاخه هاى درختان به ما مى آموزد این است که: جاذبه زمین آب را در دل زمین فرو مى برد و این جذب ادامه دارد تا جایى که قشر زمین نفوذناپذیر مى باشد و این یک قانون کلّى است. ولى شگفتى درباره آب مورد نیاز درختان است که از جذب آب به اعماق زمین جلوگیرى مى کند و آن را از طریق ریشه هاى درختان به سمت خلاف جاذبه زمین و به سوى شاخه هاى سر به فلک کشیده هدایت مى کند و به آخرین شاخه ها و برگ ها مى رساند! این عمل خود، حکایت از قدرت الهى دارد که روزانه در یک جنگل پر از درخت بى آنکه همانند پمپ سر و صدایى ایجاد کند، هزاران تُن آب را در مسیر مخالف قانون جاذبه به سوى آسمان هدایت مى کند. آیا جز قدرت بى پایان خداوندِ عالِم قادر، کسى توانایى چنین کارى را دارد؟! در نتیجه سومین ویژگى این درخت - که کلمه طیّبه بدان تشبیه شده است - این است که شاخه هاى آن سر به فلک کشیده است; زیرا چنین شاخه هایى هم بهتر تنفّس مى کنند و هم از نور خورشید بیشتر و بهتر بهره بردارى مى نمایند و هم از آلودگى هاى زمین کمتر رنج مى برند. 4- «تُؤْتى اُکُلَها کُلَّ حین»; ویژگى چهارم این درخت دائمى بودن میوه هاى آن است. «شجره طیّبه» درختى است که در چهار فصل سال میوه دارد و هر زمان انسان دست به سوى آن دراز کند، نا امید و دست خالى باز نمى گردد. 5- «بِاِذْنِ رَبِّها»; آخرین ویژگى درخت «طیّبه» این است که - على رغم ویژگى ها و میوه چهار فصل آن - به فرمان خداوند بر اساس طبیعت و نظام آفرینش سیر مى کند بنابراین، همگى تسلیم فرمان خداوند هستند، نه تنها چنین درختانى، بلکه تمام موجودات جهان آفرینش تسلیم اویند «وَ لَهُ اَسْلَمَ ما فِى السَّماواتِ وَ ما فِى الاَْْرضِ»(1). «وَ مَثَلُ کَلِمَة خَبیثَة کَشَجَرَة خَبیثَة»: و امّا مَثَل کلمه «خبیثه» و گفتار بد و آلوده و زشت، همانند درخت خبیث و بدبو و بدطعم و بدمنظره است. این درخت خبیث داراى دو ویژگى است: 1- «اُجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الاَْرْضِ»; نخستین ویژگى این درختِ خبیثِ آلوده کثیف این است که از ریشه درآمده است و بر خلاف درخت طیّبه که ریشه هاى آن همچون طناب هاى محکم و متعدّدى آن را در برابر طوفانها و بادهاى سهمگین محافظت مى کرد، این درخت ریشه هایش قطع گردیده و از لابلاى زمین خارج گردیده است. 2- «ما لَها مِنْ قَرار»; چنین درختى که ریشه هایش از زمین درآمده است، هیچ قرار و ثباتى ندارد و با کوچکترین حادثه و با کمترین وزش بادى جابه جا مى شود. چنین درختى، که نه میوه اى دارد، و نه عطر و بوى خوشى، و نه سایه مناسبى ایجاد مى کند تنها و تنها بدرد سوختن مى خورد. بسوزند چوب درختان بى بر *** سزا خود همین است مر بى برى را
1- سوره آل عمران، آیه 83.
|
?«کلمه طیّبه» چیست؟ مفسّران در معنا و تفسیر «کلمه طیّبه» بحث و گفتگو دارند که به برخى از نظریّات آنها اشاره مى شود: 1- برخى معتقدند که مراد از «کلمه طیّبه»، کلمه طیّبه «لا اله الا الله» است.(1)این کلمه مبارک بسان شجره طیّبه اى است که ریشه هایش مستحکم و استوار، و شاخه هایش سر به آسمان کشیده است، و در واقع درخت سعادت انسان محسوب مى گردد. این درخت که همان حقیقت توحید است قلب انسان را زنده مى کند و همه بت ها را مى شکند. در مقابل بت پول، رشوه، ربا، دزدى و تجاوز سجده نمى کند; براى حفظ مقام هزاران دروغ نمى گوید، و براى حفظ مال دنیا دست به جنایت نمى زند; زیرا این گونه اعمال شرک و بت پرستى است و بدین جهت است که انسان ریاکار را در آخرت به اسم منافق و فاجر مى خوانند.(2) وقتى توحید در دل انسان زنده شد، هواپرستى - که عامل اصلى تمام انحرافات است - نابود مى شود. از این رو، در روایت زیبایى آمده است: «اَبْغَضُ اِله عُبِدَ عَلى وَجْهِ الاْرْضِ الْهَوى»; بدترین بت ها که در روى زمین همیشه مورد پرستش قرار مى گرفته است، بت هوى و هوس است.(3) «مادرِ بت ها بت نفس شماست *** زانکه آن بت مار و این بت اژدهاست» اگر شجره طیّبه توحید در قلب انسان کاشته شد این بت ها کنار مى رود. 2- برخى از مفسّران بر این اعتقادند که مراد از کلمه طیّبه «شخص مؤمن» است. در قرآن مجید، بر موجودات «کلمة الله» اطلاق شده است; مؤمن هم کلام الهى است. خورشید، ماه، ستارگان، زمین و آسمان همه کلمة الله هستند; یعنى اینها در کتاب آفرینش و تکوین جزء کلمات الله به شمار مى آیند; همانگونه که در مورد حضرت مسیح(علیه السلام) کلمة الله استعمال شده است.(4) درخت وجود مؤمن - مانند شجره طیّبه - داراى میووه هاى مختلفِ تمام فصل از قبیل سخاوت، شجاعت، جود، مهر، محبّت، احسان، ایمان، و مانند آن است.(5) 3- برخى نیز «کلمه طیّبه» را به امامان معصوم(علیهم السلام) تفسیر کرده اند. این بزرگواران شجره طیّبه اى هستند که شاخسار وجودى آنها سرشار از میوه هاست که هر کس به تاریخ زندگى شان، به مزار و حرمشان و به کلمات و سخنانشان، نزدیک شود و دست نیاز بسوى آنها دراز کند، بى بهره نخواهد ماند.(6) 4- «علماء» تفسیر دیگرى براى کلمه طیبه هستند; زیرا مردم از میوه هاى وجود آنها بهره مى برند. 5- «فکر پاک» پنجمین تفسیرى است که براى کلمه طیّبه بیان شده است. افکار پاک، شجره طیّبه اى هستند که در طول تاریخ ثابت و برقرار مى مانند. 6- ششمین تفسیرى که براى کلمه طیّبه گفته اند، «سخن خوب» است. گاهى یک سخن خوب ماندگار مى شود و افراد زیادى در جامعه از آن استفاده مى کنند.(7) از این رو، از پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) در کتاب ارشاد دیلمى روایت معروفى نقل شده است که آن حضرت فرمودند: «ما اَهْدَىَ اَلْمَرْءُ الْمُسْلِمُ عَلى اَخیهِ الْمُسْلِمِ هَدِیَّةً اَفْضَلَ مِنْ کَلِمَةِ حِکْمَة یَزیدُهُ اللّهُ بِها هُدىً وَ یَرُدُّهُ عَنْ رِدىً; هیچ مسلمانى براى مسلمان دیگر هدیه اى بهتر از کلمه حکمت آمیزى که نور هدایت را در قلب او زیاد و ظلمت و تاریکى را کم کند، هدیه نکرده است».(8) در داستان حضرت خضر و موسى(علیهما السلام) آمده است که وقتى آنها به شهر إنطاکیّه رسیدند. و با بى مهرى شدید مردم مواجه شدند، به ناچار به سوى خارج شهر حرکت کردند. در خارج از شهر به دیوار خرابه اى برخوردند. حضرت خضر(علیه السلام)به حضرت موسى(علیه السلام) گفت: «این دیوار خراب را باید بسازیم». سخن خضر براى موسى ناخوشایند آمد. حضرت خضر فرمود: «این دیورا از آنِ دو بچّه یتیم است و گنجى در اینجا پنهان گشته، پدر آنها انسان خوبى بوده است، امید مى رود بچّه هایش از آن استفاده کنند». در روایات آمده است که آن گنج پول و طلا نبوده است، بلکه کلمات حکمت آمیزى بوده که پدر براى فرزندان خود به یادگار گذاشته بود.(9) همانگونه که سخنان گهربار امیرالمؤمنین(علیه السلام) ارزشمندتر از هر گنجى است که براى همه عصرها و نسل ها به یادگار مانده است.
1- مجمع البیان، جلد 6، صفحه 312. 2- میزان الحکمه، باب 1409، حدیث 6784. 3- المحجة البیضاء، جلد 8، صفحه 44. 4- سوره آل عمران: آیه 39. 5- التبیان، جلد 6، صفحه 292. 6- تفسیر نمونه، جلد 10، صفحه 340. 7- تفاسیر دیگرى نیز براى «کلمه طیّبه» ذکر شده است. به تفسیر المیزان، جلد 23 (فارسى)، صفحه 78 و 79 و تفسیر نمونه، جلد 10، صفحه 331 مراجعه فرمائید. 8- میزان الحکمه، باب 4011، حدیث 21208. 9- مجمع البیان، جلد 6، صفحه 488. |
?کلمه طیّبه اى از امام حسن مجتبى(علیه السلام) جُنادة بن ابى سفیان، از اصحاب باوفاى امام مجتبى(علیه السلام)، در آخرین ساعات عمر با برکت سبط اکبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) به خدمت آن حضرت شرفیاب گشت. وى به سوى این درخت پاکیزه دست تمنّا دراز کرد تا میوه اى بچیند. على رغم اینکه امام بر اثر زهر حال مناسبى نداشت; لیکن شروع به موعظه جناده نمود. از جمله مواعظ آن حضرت این جمله بسیار زیبا و پرمعنا است: «اِنْ اَرَدْتَ عِزّاً بِلا عَشیرِة وَ هَیْبَةً بِلا سُلْطان فَاخْرُجْ عَنْ ذُلِّ مَعْصِیَةِ اللّهِ اِلى عِزِّ طاعَةِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ»; اى جنادة! اگر مى خواهى قوى باشى، بى آنکه قبیله و عشیره اى داشته باشى و اگر مى خواهى اُبهت و شکوه و عظمت داشته باشى، بى آنکه تاج و تخت پادشاهى داشته باشى، از سایه شوم معصیت و نافرمانى خداوند خارج شو و در سایه اطاعت و فرمان بردارى خداوند قرار گیر».(1) آرى; بندگى کن تا که سلطانت کنند، سلطنت در بندگى خداست، عزّت و آبرو و قدرت در بندگى پروردگار عالم است. «فَاِنَّ الْعِزَّةِ لِلّهِ جَمیعاً»(2) خوى حیوانى سزاوار تو نیست *** ترک این خو کن که انسانت کنند چون على در عالم مردانگى *** فرد شو تا شاه مردانت کنند همچو سلمان در مسلمانى بکوش *** اى مسلمان تا که سلمانت کنند * * *
1- مسند الامام المجتبى(علیه السلام)، صفحه 556. 2- سوره نساء، آیه 139. |