بازدید امروز : 13
بازدید دیروز : 16
کل بازدید : 29363
کل یادداشتها ها : 182
6 / 10 - نعم ، انت امامى فى الجنة ، فاقرء رسول الله صل الله علیه و آله وسلم منى السلام و اعلمه انى فى الاثر .(86)
(عمرو! تو نیز پیش از من در بهشت (برین ) هستى ، از من به رسول خدا صل الله علیه وآله و سلم سلام برسان و به ایشان عرض کن که من نیز در پشت سر تو به سوى او خواهم شتافت ).
عمروبن قرظه که در کنار سعید، افتاده بود و مکالمه او و امام را مى شنید که چگونه آن حضرت به وى ، وعده حتمى بهشت مى دهد، او نیز از آن حضرت همان سؤ ال را نمود که (اوفیت یابن رسول الله ؟؛ من هم وظیفه خود را به نیکى انجام دادم ؟ ).
امام هم در پاسخ وى همان جواب را داد که به سعید داده بود و این جمله را نیز اضافه نمود که : (سلام مرا به رسول خدا برسان و به او عرض کردم من (حسین ) لحظات دیگر عازم دیدار تو هستم ).
11 - سه پیام تهدیدآمیز
طبق دلایل فراوان از جمله آیه شریفه ؛ یا ایها الذین امنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولى الامر منکم .(87)
اطاعت از اوامر ائمه معصومین علیه السلام همانند اطاعت از اوامر پیامبر صل الله علیه وآله وسلم بر مسلمانان واجب و مخالفت با آن حرام و موجب عذاب الهى است ؛ زیرا اطاعت در هر دو مورد مانند اطاعت خداوند به طور مطلق و بدون هیچ قید و شرطى بر مومنان واجب گردیده است .
ولى در آنجا که امر و دستور امام ، جنبه استغاثه و استمداد پیدا کند، مخالفت با آن تنها حرام است ، بلکه حرمت آن تشدید و مجازات آن هم مضاعف و کیفر آن شدیدتر خواهد گردید؛ زیرا استمداد و استغاثه امام ، حاکى از مظلومیت خط کلى اسلام و نیاز شدید قرآن به حمایت و بیانگر حساسیت شرایط و اوضاع است و باید مسلمانان نداى مظلومیت او را دریابند و با تمام توان حتى با نثار خون و بذل جان به دفاع از آن بشتابند و لذا مسامحه در این امر مهم و عدم استجابت به این استغاثه که تضعیف حق و تقویت باطل را در پى خواهد داشت ، موجب شدیدترین مجازات و سخت ترین عذاب اخروى خواهد گردید؛ مثلا فاصله و فرق زیادى است بین موعظه و امر حسین بن على علیه السلام که فرمود: اعتبروا ایها الناس بما وعظ الله به اولیاء من سوء ثنائه على الاحبار... .(88)
(اى مردم از به بدى یاد نمودن خداوند علماى یهود را که به وسیله آن اولیاى خود را پند داده است ، عبرت بگیرید ).
با استغاثه آن حضرت که در روز عاشورا فرمود:
هل من ذاب یذب عن حرم رسول الله صل الله علیه وآله وسلم ؟... هل من مغیث یرجو الله باغاثتنا؟... .(89)
(آیا کسى هست که از حرم رسول خدا دفاع کند؟ آیا فریاد رسى هست که به امید پاداش خداوندى به فریاد ما برسد ).
با این مقدمه ، اهمیت این نوع پیام حسین بن على علیه السلام و انگیزه تهدید نمودن کسانى که به نداى آن حضرت پاسخ مثبت نداده اند، با جملات :
(اکبه الله فى نار جهنم ) و: (یکبه عل منخریه فى النار ) آیا کسى هست که از حرم رسول خدا دفاع کند؟ آیا فریاد رسى هست که به امید پاداش خداوندى به فریاد ما برسد ). روشن مى گردد چرا که کلمه (اکب ) به مفهوم شدت ذلت و خوارى مى باشد.
و در اینجا تذکر این نکته را لازم مى دانیم که مقاومت و رهبرى امت در زمان غیبت و عدم حضور ائمه معصومین علیه السلام بر اساس دلایل قطعى به جانشینان آنان یعنى علما و فقهایى که داراى شرایط ولایت و رهبرى امت هستند واگذار گردیده است . و طبعا اوامر آنان نیز از لحاظ وجوب اطاعت و کیفر مخالفت ، مانند اوامر ائمه معصومین خواهد بود.
1 / 11 - یابن الحر!... ان استطعت ان لا تسمع صراخنا و لا تشهد وقعتنا فافعل ، فوالله لا یسمع و اعیتنا احد و لا ینصر نا الا اکبه الله فى نار جهنم .(90)
(پسر حر!...حالا که حاضر نیستى در راه ما از جان بگذرى ، اگر مى توانى از این منطقه دور شو تا صداى استغاثه ما را نشنوى و جنگ ما را نبینى ؛ زیرا به خدا سوگند! اگر کسى استغاثه ما را بشنود و بر ما یارى نکند، خداوند او را با ذلت به آتش جهنم خواهد کشید ).
حسین بن على علیه السلام این جمله را در (منزل بنى مقاتل ) در نزدیکى کربلا به (عبیدالله حر جعفى ) ایراد نمود، هنگامى که در میانشان ملاقاتى به وقوع پیوست دعوت آن حضرت را در توبه نمودن از خطاهاى گذشته اش و یارى نمودن به فرزند پیامبر، رد نمود و خواست اسب معروف خود را نام (ملحقه ) را در اختیار آن حضرت قرار دهد، در اینجا بود که امام علیه السلام فرمود:
لا حاجة لنا فى فرسک و لا فیک ، و ما کنت متخذ المضلین عضدا .
(ما نه تو نیاز داریم و نه به اسب تو، زیرا که من از افراد گمراه براى خود نیرو نمى گیرم ).
پس به عنوان نصیحت و موعظه فرمود: ان استطعت ان لا تسمع صراخنا و لا تشهد وقعتنا فافعل ... .
2 / 11 - انطلقا فلا تسمعا لى واقعة و لا تریالى سوادا، فانه من سمع واعیتنا او راءى سوادنا فلم یجبنا او یغثنا کان حقا على الله عزوجل ان یکبه على منخریه فى النار .(91)
(شما (دو نفر) از این منطقه دور شوید تا صداى استغاثه مرا نشوید و اثرى از من نبینید؛ زیرا هر کس استغاثه ما را بشنود و سیاهى ما را ببیند پس پاسخ ما را ندهد و به فریاد ما نرسد، بر خداوند است که او را با ذلت تمام به دوزخ وارد کند ).
امام حسین علیه السلام این جمله را نیز در (منزل بنى مقاتل ) خطاب به (عمروبن قیس مشرقى ) و پسر عمویش ، فرمود آنگاه که این دو نفر به حضور امام رسیدند، آن حضرت از ایشان سؤ ال فرمود که آیا براى نصرت و یارى امام خود به اینجا آمده اید؟ آنان عذر آورده و خود را در ظاهر براى رفتن به کوفه مجبور دانستند.
اینجا بود که امام علیه السلام با این جملات به ارشاد و راهنمایى آنان پرداخته و فرمود که اگر بناست به کوفه برگردید، هر چه سریعتر این کار را انجام دهید، و از منطقه خارج شوید.
3 / 11 - فول هربا حتى لاترى مقتلنا فوالذى نفس حسین بیده لا یرى الیوم مقتلنا احد ثم لا یعیننا الا دخل النار .(92)
(هرثمه از این منطقه فرار کن تا جنگ ما را نبینى زیرا سوگند به خدایى که جان در ید قدرت اوست هر کس جنگ ما را نبیند و یاریمان نکند به آتش داخل خواهد شد ).
ابن ابى الحدید از نصر بن مزاحم با اسناد، از هرثمه نقل مى کند که من در جنگ صفین به همراه على علیه السلام بودم در مراجعت به کوفه راه ما از سرزمین کربلا بود و در همان سرزمین توقف نموده و با آن حضرت نماز بجاى آوردیم امیر مومنان علیه السلام پس از نماز مشتى از خاک کربلا را برداشت و آن را بویید و گفت چه خوش خاکى هستى تو اى خاک کربلا زیرا مردمى از درون تو محشور مى شوند که بدون حساب داخل بهشت مى گردند.
هرثمه مى گوید: چون به خانه ام بازگشتم براى همسرم (جرداء ) دختر سمیر که از شیعیان خالص على علیه السلام بود خاطرات سفر جنگ را تعریف و آنچه را که از على بن ابیطالب در کربلا دیده و شنیده بودم براى او نقل و اضافه نمودم که اى جرداء تو که على علیه السلام را این همه دوست دارى بگو ببینم : آیا او به غیب آگاه است که اینگونه کربلا را توصیف مى کند؟ همسرم گفت دست از سرم بردار و این حرفها را کنار بگذار و یقین بدان که به جز حق بر زبان على علیه السلام جارى نمى گردد.
هرثمه مى گوید: سالها از این جریان گذشت تا اینکه عبیدالله بسیج عمومى بر علیه حسین بن على علیه السلام اعلام نمود و من نیز در سپاهى بودم که بر علیه آن حضرت گسیل گشته بود، چون به امام حسین و یارانش رسیدم ، محلى را که قبلا به همراه على علیه السلام در آن بودیم و جایگاهى که حضرت از خاکش برداشته بود، شناختم و به یاد فرمایش امیر المومنین علیه السلام افتادم ، لذا از آمدنم با لشکر ابن زیاد نادم گشته و سوار بر اسب شده در مقابل حسین علیه السلام قرار گرفتم و آنچه را از پدرش على علیه السلام در این منزل شنیده بودم اظهار نمودم ، حسین بن على علیه السلام فرمود: حالا حامى ما هستى یا دشمن ما؟ عرض کردم یابن رسول الله نه حامى شما هستم و نه دشمن شما زیرا من زن و فرزندم را در کوفه رها کرده ام و از ابن زیاد بر آن بیمناکم . حسین علیه السلام فرمود اى هرثمه : (فول هربا حتى لاترى متلنا...) هرثمه گوید با شنیدن این جمله بسرعت به سوى کوفه حرکت کردم و از خیمه ها دور شدم تا شاهد جنگ و کشته شدن آن حضرت نباشم .
12 - پیام شجاعت
فرازها و جملات متعددى از حسین بن على علیه السلام نقل شده است که بیانگر شجاعت ، شهامت و استقامت اهل بیت و یاران آن حضرت و گویاى صداقت و بالاترین مرحله وفادارى آنان به آیین اسلام ، قرآن و مقام ولایت است .
در یک کلمه ، این جملات و فرازها (پیام شجاعت ) یاران فرزند رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم از زبان آن حضرت و بیانگر استقامت و پایدارى آنان در کلام پنجمین فرد از (اصحاب کساء ) است . و هر یک از این جملات ، مدال افتخارى است که در صفحه تاریخ تاواپسین روز، بر سینه آنان و در روز قیامت در سیمایشان خواهد درخشید، خداوند در توصیف اهل ایمان مى فرماید:
یوم ترى المومنین و المومنات یسعى نورهم بین ایدیهم و بایمانهم بشراکم الیوم جنات تجرى من تحتهاالانهار خالدین فیها ذلک هو الفوز العظیم .(93)
( (این پاداش بزرگ ) در روزى است که مردان و زنان با ایمان را مى نگرى که نورشان پیش رو و در سمت راستشان به سرعت حرکت مى کند (و مى نگرى که نورشان پیش رو و در سمت راستشان به سرعت حرکت مى کند ( و به آنها مى گویند:) بشارت باد بر شما امروز به باغهایى از بهشت که نهرها زیر (درختان ) آن جارى است ؛ جاودانه در آن خواهید ماند! و این همان رستگارى بزرگ است ).
مناسب است مطلبى را که (ابن الحدید ) در همین زمینه نقل نموده ، در اینجا بیاوریم :
او مى گوید به یک نفر از لشکریان عمر سعد که در جنگ با حسین بن على علیه السلام شرکت کرده بود، گفتند واى بر شما که فرزندان پیامبر خدا صل الله علیه و آله و سلم را کشتید! آن شخص پاسخ داد:
عضضت بالجندل ، انک لو شهدت ما شهدنا لفعلت ما فعلنا، ثارت علینا عصابة ایدیها فى مقابض سیوفها کالا سود الضاریة ، تحطم الفرسان یمینا و شمالا، و تلقى انفسها على الموت ، لا تقبل الامان ، و لا ترغب فى المال ، و لا یحول حائل بینها و بین الورود على حیاض المنیة او الاستیلاء على الملک ، فلو کففنا عنها رویدا لاتت على نفوس العسکر بحذافیرها، فما کنا فاعلین ، لا ام لک .
(دهانت بشکند! آنچه را که ما دیدیم اگر تو نیز مى دیدى ، کارى را مى کردى که ما انجام دادیم ؛ زیرا گروهى را در مقابل خود دیدیم که دست در قبضه شمشیرشان مانند شیران غرنده در حالى که شجاعان لشکر را از چپ و راست در هم مى شکستند به سوى مرگ مى شتافتند، نه از کسى قبول امام مى کردند و نه به مال دنیا میل و رغبت مى نمودند. آخرین خواسته آنان این بود: یا مرگ یا پیروزى ، اگر کمى فرصت مى دادیم از لشکر ما یک نفر زنده نمى گذاشتند، با این شرایط چه مى توانستیم بکنیم ، مادرت به عزایت بنشیند؟! ).
اینکه این پیامها:
1 / 12 - من کان فینا باذلا مهجته موطنا على لقاء الله نفسه فلیرحل معنا، راحل مصبحا ان شاء الله .(94)
(هر یک از شما حاضر است در راه ما از خون خود در گذرد و براى لقاى خدا (شهادت ) نثار جان کند، آماده حرکت با ما باشد که ان شاءالله من فردا صبح حرکت خواهم نمود ).
این فراز آخرین جمله سخنرانى حسین بن على علیه السلام است که شب هشتم ذیحجه سال شصت در مکه ایراد و روز هشتم به سوى عراق حرکت نمود.
2 / 12 - اما بعد، فانى لا اعلم اصحابا اولى و لا خیرا من اصحابى ، و لا اهل بیت ابر و لا اوصل من اهل بیتى ، فجزاکم الله عنى جمیعا خیرا .(95)
(اما بعد، من اصحاب و یارانى بهتر از یاران خود ندیده ام و نه اهل بیتى باوفاتر و صدیق تر از اهل بیتم . خداوند به همه شما در حمایت از من پاداش نیکو بدهد ).
این جمله از فرازهاى سخنرانى حسین بن على علیه السلام در شب عاشورا است که خطاب به اهل بیت و اصحابش ایراد فرمود.
3 / 12 - و الله ! لقد بلوتهم فما وجدت فیهم الا الاشوس الافعس ، یستاتنسون بالمنیة دونى استیناس الطفل الى محالب امه .(96)
(به خدا سوگند! آنان (اصحابم ) از آزمودم و ندیدم آنان را مگر دلاور و غرنده (شیروار) و با صلابت و استوار (کوهوار) که به کشته شدن در کنار من چنان مشتاقتند مانند اشتیاق طفل شیر خوار به پستان مادرش ).
امام علیه السلام این جمله را شب عاشورا در پاسخ زینب کبرا علیهما السلام فرمود، آنگاه که سؤ ال کرد از برادر! آیا یاران خود را آزموده اى و به نیت آنان پى برده اى ؟! مبادا در موقع سختى ، دست از تو بردارند و در میان دشمن ، تو را تنها بگذارند.
4 / 12 - جزاکما الله یا ابنى اخى بوجد کما من ذلک و مواساتکما ایاى بانفسکا احسن جزاء المتقین .(97)
(اى فرزند برادران من ! خداوند در مقابل این احساس وظیفه و نصرت و یارى که نسبت به من انجام داده اید، بهترین پاداش متقین را بر شما عنایت کند ).
حسین بن على علیه السلام این جمله تشکرآمیز را خطاب به (سیف ) و (مالک ) که دو پسر عمو بودند، ایراد فرمود، آنگاه که دید گریه مى کنند و آن حضرت چون علت گریه آنان را سؤ ال فرمود، پاسخ دادند:
(به خدا سوگند! نه از ترس جان خودمان بلکه براى تنهایى شما گریه مى کنیم در حالى که مى بینیم ما یک جان بیشتر نداریم . و بجز یکبار کشته شدن کارى از ما ساخته نیست ).
5 / 12 - الا انى زاحف بهذه الاسرة على قلة العدد و خذلان الناصر .(98)
(آگاه باشید که من با همین گروه کم از یارانم و با عقب نشستن کسانى که انتظار یارى و کمک از آنان مى رفت ، به سوى جهاد در راه خدا خواهم رفت ).
امام علیه السلام این جمله را که دلیل بر استقامت و پایدارى یک گروه با تعداد کم ولى داراءى ایمان ثابت است ، در دومین سخنرانى خود در روز عاشورا ایراد فرمود.
6 / 12 - انت الحر کما سمتک امک ، و انت الحر فى الدنیا و الاخرة .(99)
(تو آزاد مرد هستى همانگونه که مادرت تو را (حر ) نامیده است و تو آزاد مردى در دنیا و در آخرت ).
امام علیه السلام آنگاه که در کنار پیکر خون آلود (حر ) نشست و خون از سر و صورت او پاک مى نمود، این جمله را - که مدال افتخارى است در سینه او - ایراد فرمود.