پایگاه مقاومت شهدا
   مشخصات مدیر وبلاگ
 
    آمارو اطلاعات

بازدید امروز : 11
بازدید دیروز : 2
کل بازدید : 29330
کل یادداشتها ها : 182

نوشته شده در تاریخ 90/3/22 ساعت 7:44 ص توسط جواد قاسم آبادی


10 / 4 - فهلا لکم الویلات ! اذکرهتمونا ترکتمونا فتجهز تموها و السیف لم یشهر و الجاس طامن و الراى ام یستحصف ، ولکن اسرعتم علینا کطیرة الدباء، و تداعیتم الیها کتداعى الفراش ، فقبحا لکم فانما انتم من طواغیت الامة و شذاذ الاحزاب و نبذة الکتاب ونفثة الشیطان و عصبة الاثام و محرفى الکتاب و مطفئى السنن و قتلة اولاد الانبیاء و مبیرى عترة الاوصیاء و ملحقى العهار بالنسب و موذى المومنین و صراخ ائمة المستهزئین الذین جعلوا القران عضین .
(هان ! واى بر شما که با ناخوشایندى روى از ما برتافتید و از یارى ما سرباز زدید و آماده جنگ با ما شدید، آنگاه که شمشیرها در غلاف و دلها آرام و راءیها نیکو نبود، با این وصف مانند ملخ از هر سو به ما یارى روى آوردید و چون پروانه از هر طرف فرو ریختند، رویتان سیاه باد که شما از سرکشان امت و از بازماندگان احزاب منحرف هستید که قرآن را پشت سر انداخته و از دماغ شیطان در افتاده اید. شما از گروه جنایتکار و تحریف کنندگان کتاب و خاموش کنندگان سنتها مى باشید که فرزندان پیامبر را مى کشید و نسل اوصیا را از بین مى برید. شما از گروه ملحق کنندگان زنازادگان به نسب و آزار دهندگان مومنان و فریاد رس پیشوایان استهزاکنندگان مى باشید، همانان که قرآن را پاره پاره کردند (آنچه را به سودشان بود پذیرفتند، و آنچه را بر خلاف هوسهایشان بود رها نمودند)! ).
11 / 4 - و انتم ابن حرب و اشیاعة تعتمدون و ایانا تخذلون ، اجل والله ، الخذل فیکم معروف ، وشجت علیه عروقکم و توارثته اصولکم و فروعکم ، و نبتت علیه قلوبکم ، وغشیت به صدورکم ، فکنتم اخبث شى ء سنخا للناصب و اکلة الغاصب ، الا لعنة الله على الناکثین الذین ینقضون الایمان بعد توکیدها، و قد جعلتم الله علیکم کفیلا فانتم و الله هم .
(و شما اینک به فرزند حرب و پیروانش اتکا و اعتماد نموده و دست از یارى ما بر مى دارید، بلى به خدا سوگند! غدر و خذل از صفات بارز شماست که رگ و ریشه شما بر آن استوار، تنه و شاخه شما آن را به ارث برده ، دلهایتان با این عادت نکوهیده رشد نموده و سینه هایتان با آن مملو گردیده است . شما به آن میوه نامبارکى مى مانید که درگلوى باغبان رنجیده اش گیر کند و در کام سارق ستمگرش ، لذتبخش باشد. لعنت خدا بر پیمان شکنان که پیمانشان را پس از تاکید و توثیق آن ، درهم مى شکنند و حال آنکه شما خدا را بر عهد و پیمان خود ضامن قرار داده بودید و به خدا سوگند! که شما همان پیمان شکنان هستید ).
12 / 4 - الا وان الدعى بن الدعى قد رکز بنین اثنتین ، بین السلة و الذلة ، و هیهات منا الذلة ، یاءبى الله لنا ذلک و رسوله و المومنون ، وحجور طابت و طهرت ، و اتوب حمیة ، و نفوس ابیة ، من ان نؤ ثر طاعة اللئام على مصارع الکرام ، الا وانى زاخف بهذه الاسرة على قلة العدد و خذلان الناصر .
(آگاه باشید! که این فرومایه (ابن زیاد) و فرزند فرومایه مرا در بین دو راهى شمشیر و ذلت قرار داده است ما کجا و ذلت کجا چرا که خدا و پیامبرش و مومنان از ذلت پذیرى ما ابا دارند و دامنهاى پاک مادران و مغزهاى با غیرت و نفوس با شرافت پدران ، روا نمى دارند، که اطاعت افراد لئیم و پست را بر قتلگاه کرام و نیک منشان مقدم بداریم . آگاه باشید! که من با این گروه کم و با قلت یاران و عقب نشینى کنندگان ، براى جهاد آماده ام ).
13 / 4 -

فان نهزم فهزامون قدما
و ان نهزم فغیر مهزمینا
و ما ان طبنا جبن و لکن
منایانا و دولة آخرینا
فقل للشامتین بنا افیقوا
سیلقى الشامتون کما لقینا
اذا ما الموت رفع عن اناس
بکلکله اناخ بآخرینا

(اگر ما پیروز شویم ، در گذشته هم پیروز بودیم و اگر شکست بخوریم ، باز هم شکست واقعى از آن ما نیست ).
(ترس ، از شؤ ون ما نیست ، ولى حوادثى به ظاهر بر علیه ما رخ داده و سودى به دیگران رسیده است ).
(شماتت کنندگان ما را بگو به هوش باشید که آنان نیز مانند ما مورد شماتت قرار خواهند گرفت ).
(و این مرگ هر وقت شترش را از کنار درى بلند کرد، در کنار خانه دیگرى خواهد خوابانید ).
14 / 4 - اما و الله لا تلبثون بعدها الا کریما یرکب الفرس ‍ حتى تدور بکم دور الرحى و تقلق المحور عهد عهده الى ابى عن جدى رسول الله صل الله علیه و آله وسلم فاجمعوا و شرکاء کم ثم لا یکن امرکم علیکم غمة ثم اقضوا الى تنظرون انى توکلت على الله و ربکم ، ما من دابة الا هو آخذ بناصیتها، ان ربى على صراط مستقیم .(109)
(آگاه باشید! به خدا سوگند! پس از این جنگ به شما مهلت داده نمى شود که بر مرکب مراد خویش سوار شوید مگر به اندازه مدت کوتاهى که شخص سواره بر اسب خویش سوار است (که به زودى باید پیاده شود). آنگاه آسباب حوادث شما را به سرعت بچرخاند و مانند محور و مدار سنگ آسیاب ، مضطربتان گرداند و این عهد و پیمانى است که پدرم از جدم رسول خدا (ص ) براى من بازگو نموده است و اینک ، همه شما پس از آنکه امر بر شما روشن گردیده است ، دست به دست توکل مى کنم که پرودگار من و شماست و اختیار هر جنبده اى در دست اوست و خداى من بر صراط مستقیم است ).
و این بود هفت فراز از اتمام حجت امام در دومین خطبه عاشوراى آن حضرت .
15 / 14 - و یحکم یا شیعة آل ابى سفیان ! ان لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعاد فکونوا احرارا فى دنیاکم ، هذه وارجعوا الى احسابکم ان کنتم عربا کما تزعمون ... انا الذى اقاتلکم و تقاتلونى ، والنساء لیس علیهن جناح ، فامنعوا عتاتکم و طغاتکم و جهالکم عن التعرض لحرمى مادمت حیا .(110)
(واى بر شما اى شیعیان آل ابى سفیان ! شما اگر دین ندارید و از روز جزا نمى هراسید (لا اقل ) در زندگى خود آزار مرد باشید و اگر خود را عرب مى پندارید، به نیاکان خود بیندیشید و شرف انسانى خود را حفظ کنید من با شما جنگ مى کنم و شما با من و این زنانى گناهى ندارند، تا من زنده هستم از تعرض یاغیان و تجاوزگرانتان به حریم اهل بیت من جلوگیرى کنید ).
(خوارزمى ) مى گوید: امام حسین علیه السلام جنگ سختى نمود و در هر حمله عده اى از دشمن را به هلاکت رسانید دشمن خواست با وارد کردن ضربه روحى آن حضرت را تضعیف کند و با حایل شدن در خیمه ها و قتلگاه ، حمله به خیمه ها را شروع کرد، در اینجا بود که آن حضرت لشگریان کوفه را با این جملات مورد خطاب قرار داد: ( یا شیعة آل ابى سفیان ... ).
15 - اتمام حجت خصوصى
این بود فراز از اجتجاج و اتمام حجت عمومى حسین بن على علیه السلام که در این فرازها بود مورد خطاب آن حضرت ، همه لشکریان ابن زیاد و همه افرادى است که براى جنگ با فرزند رسول خدا در کربلا شده بودند.
ولى در احتجاج آن بزرگوار، مواردى نیز وجود دارد که در آنها طرف خطاب ، افراد مخصوصى بوده و اتمام حجت آن حضرت عنوان فردى و شخصى داشته است ، به ذکر نمونه هایى از این نوع اتمام حجت که در دسترس ما بوده ، مى پردازیم :
با عبید الله بن حر جعفى
1 / 15 - یا بن الحر! ان اهل مصرکم کتبوا الى انهم مجتمعون على نصرتى و سالونى القدوم علیهم و لیس الامر عل ما زعموا و ان علیک ذنوبا کثیرة ، فهل لک من توبة تمحو بها ذنوبک ؟... تنصرابن بنت نبیک و تقاتل معه .(111)
( (اى پسر حر!) همشهریان شما (کوفه ) براى من نامه نوشته اند که بر نصرت و یارى من اتحاد نموده اید و از من خواسته اند به شهرشان بیایم . در حالى که حقیقت امر غیر از این است و تو اى (حر جعفى ! ) گناهان زیادى را مرتکب شده اى ، آیا نمى خواهى از آن گناهان تو کنى ؟ ... فرزند دختر پیامبرت را یارى کرده و به همراه او با دشمنانش بجنگى ).
امام علیه السلام این جملات را در منزل
(قصربن مقاتل ) و هنوز به کربلا وارد نشده بود و به (عبیدالله ) فرمود، آنگه که در میان آنان ملاقاتى رخ داد، ولى عبیدالله به بهانه اى مادى ، توفیق این توبه را از دست داد.
باید توجه داشت که
(عبیدالله بن حر ) از افراد شجاع و سرشناس ‍ و از هواداران عثمان بود و پس از کشته شدن او، نزد معاویه رفت و در جنگ صفین در صف لشکریان او با امیر مومنان علیه السلام جنگ نمود، در تاریخ از غارتگریها و راهزنیهاى عبیدالله در دوران معاویه و غیر آن ، مطالب فراوان نقل گردیده است .
با عمر بن سعد
2 / 15 - یا ابن سعد! اتقاتلنى ؟ اما تتقى الله الذى الیه معادک ؟! فانا ابن من قد علمت ! الا تکون معى و تدع هولاء فانه اقرب الى الله تعالى ؟ .(112)
(اى پسر سعد! آیا مى خواهى با من جنگ کنى ؟ در حالى که مرا مى شناسى و مى دانى من فرزند چه کسى هستم و آیا از خدایى که بازگشت تو به سوى اوست نمى ترسى ؟! آیا نمى خواهى به همراه من باشى و دست از اینها (بنى امیه ) بردارى که این عمل به خداوند نزدیکتر ( و جلب کننده رضاى اوست ) ).
امام علیه السلام این جمله را در شب هشتم و نهم محرم در ضمن ملاقاتى که در میان دو لشکر و طبق پیشنهاد آن حضرت با عمرسعد داد، خطاب بدو ایراد فرمود.
بازهم با عمر سعد
3 / 15 - اى عمر! اتزعم انک تقتلنى و یولیک الدعى بلاد الرى و جرجان ، و الله تتهنا بذلک عهد معهود، فاصنع ما انت صانع ، فانک لا تفرح بعدى بدنیا و لا آخرة ، و کانى براسک على قصبة یتراماه الصبیان بالکوفة و یتخذونه غرصا بینهم ... .(113)
(اى عمر سعد! آیا تو خیال مى کنى با کشتن من (به جایزه بزرگى دست خواهى یافت و) این فرومایه ( ابن زیاد) حکومت رى و گرگان را به تو واگذار خواهد نمود، به خدا سوگند! چنین حکومتى بر تو گوارا نخواهد گردید و این پیمانى است محکم و پیش بینى شده ، اینک آنچه درباره ما از دست تو بر مى آید انجام بده که پس از (کشتن ) من نه در دنیا و نه در آخرت روى خوشى و راحتى نخواهى دید و چندان دور نیست روزى که در همین شهر کوفه ، سر بریده تو را بر نیزه بزنند و کودکان آن را اسباب بازى قرار داده و سنگ بارانشان قرار بدهند ).
حسین بن على علیه السلام پس از سخنرانى دوم در روز عاشورا، عمر سعد را گرفت و او با اینکه از این ملاقات اکراه داشت ، به ناچار از صف دشمن فاصله گرفت و جلو آمد به طورى که گردن اسب امام با گردن اسب وى مقابل هم قرار گرفت ، آن حضرت براى آخرین بار با جملاتى که ملاحظه فرمودید، با وى اتمام حجت فرمود و آینده تیره و تاریک او را ترسیم نمود، اما او از نصیحت و اتمام حجت امام بهره اى نگرفت و همانگونه که آن حضرت فرمود به شقاوت و بدبختى دنیا و آخرت دچار گردید.
با عمرو بن حجاج
4 / 15 - یحک یا عمرو! اعلى تحرض الناس ؟ انحن مرقنا من الدین و انت تقیم علیه ؟ ستعلمون اذا فارقت ارواحنا اجسادا من اولى بصلى النار .(114)
(واى بر تو اى عمرو! آیا مردم را به این بهانه که ما از دین خارج شده ایم بر علیه من مى شورانى ؟ آیا ما از دین خارج شده ایم و تو در آن پا برجا هستى ؟! آرى ، به زودى که روح ، از بدن ما جدا مى شود، خواهید دید که چه کسى از دین بیرون رفته و سزاور آتش خواهد بود ).
امام علیه السلام این اتمام را به
(عمرو بن حجاج ) یکى از فرماندهان لشگر کوفه نمود آنگاه که دید وى افراد تحت فرماندهى خود را که چهار هزار نفر بودند با این جملات بر جنگ با آن حضرت تشویق مى کند:
قاتلوا من مرق عن الدین و فارق الجماعة !!! .
(بجنگید! با کسى (حسین بن على علیه السلام ) که از دین خدا برگشته و از صف مسلمانان خارج شده است !!! ).
16 - پیام استمداد
این بود پیامهاى اتمام بخش حسین بن على علیه السلام . به طورى که قبلا اشاره نمودیم ، در این بخش علاوه بر پیام اتمام حجت ، با پیامهاى استمداد و استغاثه آن حضرت هم آشنا خواهیم گردید و اینک :
1 / 16 - اما من مغیب یغیثنا لوجه الله ؟! اما من داب یذب عن حرم رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم .
(115)
(آیا فریاد رسى نیست که براى رضاى خدا به فریاد ما برسد؟! آیا دفاع کننده اى نیست که از حرم رسول خدا (ص ) دفاع کند؟! ).
امام علیه السلام این جمله را در روز عاشورا، در ضمن جملاتى پس از آنکه سخنرانى عمومیش تمام شد، ایراد فرمود، آنگاه که از طرف دشمن ، گروه تیراندازان ، یاران حسین بن على علیه السلام را تیرباران نمودند و تعدادى از آنان را به خاک و خون کشیدند و طبق نقل مرحوم مقرم ، چون صداى استغاثه امام علیه السلام به گوش اهل بیت آن حضرت رسید، صداى گریه و ناله از میان خیمه ها برخاست .
2 / 16 - هل من ذاب یذب عن حرم رسول الله ؟! هل من موحد یخاف الله فینا؟! هل من مغیث یرجو الله فى اغاثتنا؟! هل من معین یرجو ما عند الله فى اعانتنا؟! .
(116)
(آیا مدافعى هست از حرم رسول خدا دفاع کند؟! آیا بنده یکتا پرستى هست درباره ستمى که بر ما وارد مى شود از خدا بترسد؟! آیا فریاد رسى هست که به امید خداوندى به فریاد ما برسد؟! آیا یارى دهنده اى هست که به امید ثواب الهى به یارى ما برخیزد؟! ).
طبق نقل خوارزمى ، امام علیه السلام این جملات را با صداى بلند و به عنوان اتمام حجت ، خطاب به لشکریان عمر سعد ایراد فرمود در حالى که همه یاران آن حضرت به شهادت رسیده بودند.
3 / 16 - یا کرام ! هذه الجنة !... فحاموا عن دین الله و دین نبیه و ذبوا عن حرم رسول صلى الله علیه و آله .
(117)
(اى عزیزان ! اینک درهاى بهشت به روى شما باز شده است پس ، از دین خدا و آیین پیامبرش حمایت و از حرم رسول دفاع کنید ).
این جملات را امام علیه السلام پس از اقامه نماز ظهر روز عاشورا هنگامى که عده اى از یاران در مقابلش به روى خاک افتاده و به درجه شهادت و سعادت ابدى نایل گردیدند، ایراد فرمود، گرچه این خطاب ، استغاثه و استمداد به ظاهر متوجه یاران و اصحاب آن حضرت بود که در انتظار شهادت ، دقیقه شمارى مى نمودند، اما در حقیقت دعوتى عام استغاثه اى فراگیر و بیان وظیفه اى بود که شامل تمامى کسانى مى شد که صداى آن حضرت را مى شنیدند.








طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ