بازدید امروز : 10
بازدید دیروز : 2
کل بازدید : 29329
کل یادداشتها ها : 182
17 - پیام انتقام
قرآن مجید مى فرماید:
فانتقمنا منهم فانظر کیف کان عاقبة المکذبین .(118)
(ما از آنان (تکذیب کنندگان انبیا) انتقام گرفتیم ، پس ببین چگونه است عاقبت کار تکذیب کنندگان ).
گرچه این آیه شریفه درباره امتهاى پیشین گذشته است که پیامبران خود را بر اساس افکار باطل و به تبعیت از نیاکان خویش تکذیب نموده اند، ولى یکى از مصادیق بارز کسانى که رهبران و پیشوایان خود را تکذیب نموده و با آنان به مبارزه برخاسته اند و قبل از آخرت در این دنیا شمشیر انتقام الهى بر سر آنان فرود آمده و قبل از مرگ ، قانون مجازات آنان را فراگرفته است ، بنى امیه و پیروان آنان مخصوصا مردم کوفه بودند. تاریخ از این نظر غنى و گویاست و نکات حساس و تکان دهنده اى را از سرنوشت آنان براى آیندگان حفظ کرده است .
ولى آنچه در اینجا مورد نظر است ، پیش بینهاى صریح قاطع و پیامهاى کوتاه شعار گونه حسین بن على علیه السلام در مورد انتقامها و مجازاتها دنیوى است ؛ که آن حضرت در مقاطع مختلف به صراحت بیان نموده تا بلکه بتواند از این راه آنان را از عذابى به چنین جنایت هولناکى باز داشته و از بروز سرنوشتى شوم در دنیا و عذابى دردناک در آخرت ، جلوگیرى نماید.
1 / 17 - و الله ! لا یدعونى حتى یستخرجوا هذه العلقة من جوفى ، فاذا فعلوا ذلک سلط علیهم من یذلهم حتى یکونوا اذل من فرام المراة .(119)
(به خدا سوگند! بنى امیه از من دست بر نمى دارد تا خون مرا بریزند و چون جنایت را مرتکب شوند خداوند کسانى را بر آنان مسلط مى کند تا ایشان را به ذلت بکشاند ذلتى بدتر از کهنه پاره زنان ).
امام علیه السلام این جمله را در پاسخ (ابن عباس ) فرمود، آنگاه که از عراق آن حضرت درخواست نمود تا در شهر مکه اقامت نموده ، پس از قیام مردم عراق و بیرون راندن حکام و فرمانداران بنى امیه از شهرهایشان ، به سوى حرکت نماید.
2 / 17 - ان هولاء اخافونى و هذه کتب اهل الکوفة و هم قاتلى ، فاذا فعلوا ذلک و لم یدعوا لله محرما الا بعث انتهکوه بعث الله الیهم من یقتلهم حتى یکونوا اذل من فرام الامة .(120)
اینان (بنى امیه ) مرا تهدید نمودند، اهل کوفه هم به وسیله این نامه ها از من دعوت کردند و قاتل من هم خودشان خواهند بود و چون این گناه بزرگ را مرتکب شده و احترام الهى را در هم شکستند، خداوند کسى را بر آنان مسلط خواهد نمود که به کشتار آنان بپردازد به طورى که ذلیل تر از کهنه پاره کنیزان گردند).
امام علیه السلام این جمله را که مشابه جمله گذشته است ، در پاسخ شخصى فرمود که در مسیر کوفه با آن حضرت مواجه گردید، زیرا او سؤ ال نمود یابن رسول خدا! چه انگیزه اى موجب گردید که شما از مدینه و حرم جد خود خارج شده و به این بیابان بى و آب و علف روى آوردید؟!
3 / 17 - انهم لن یدعونى حتى یستخرجوا هذه العلقة من جوفى ، فاذا فعلوا ذلک سلط الله علیهم من یذلهم حتى یکونوا اذل فرق الامم .(121)
(آنان دست از من بر نمى دارند تا خون مرا بریزند و چون این جنایت را مرتکب شوند، خداوند کسى را بر ایشان مسلط گرداند که آنان را ذلیلترین ملتها سازد).
این جمله را امام علیه السلام در منزل (بطن عقبه ) و در پاسخ (عمروبن لوذان ) فرمود آنگاه که او هم از سفر منصرف شده و به مدینه مراجعت نماید.
4 / 17 - وایم الله ! لیقتلونى فیلبسهم الله ذلا شاملا و سیفا قاطعا و یسلط علیهم من یذلهم حتى یکونوا اذل من قوم سباء، اذ ملکتهم امراة فحکمت فى اموالهم و دمائهم .(122)
به خدا سوگند! مسلما آنان مرا خواهند کشت و خدا به ذلت فراگیر و شمشیر بران مبتلایشان ساخته و کسى را بر آنان مسلط خواهد نمود که آنان را به ذلت کشانیده از قوم سبا که زنى بر ایشان مسلط شد و به دلخواه خویش در مال و جانشان حکمرانى نمود، ذلیل تر گرداند).
این جمله را امام علیه السلام در منزل (رهیمه ) در پاسخ (ابوهرم ) ایراد فرمود.
5 / 17 -
لعنتم و اخزیتم بما قد جنیتم
(شما (مردم کوفه ) در اثر جنایتى که مرتکب شدید، مورد لعنت و غضب خدا قرار گرفتید و به زودى آتشى سوزان را در خواهید یافت ).
فسوف تلاقوا حرنار توقد .(123)
این بیت ، یکى از چهار بیت شعرى است که حسین بن على علیه السلام در بالین حضرت ابوالفضل به عنوان ندبه و مرثیه برادرش و نکوهش از اقدام و جنایت مردم کوفه و خطاب به آنان ایراد فرموده است .
18 - پیام شهادت
گرچه موارد متعددى از پیامهاى پیشین بویژه پیام انتقاد که در فصل گذشته ملاحظه نمودید، متضمن پیام شهادت نیز مى باشد و مضمون آنها بیانگر آمادگى امام براى فداکارى در راه اعلاى کلمه توحید و از بین بردن موانع پیشرفت اسلام و بذل جان و مال در راه عقیده و آرمان خویش است ، ولى به جهت اهمیت موضوع و صراحت پیام شهادت آن بزرگوار و جلب توجه بیشتر اینک نمونه هایى از این شعار پیام را به صورت بخشى مستقل و جداگانه در اختیار خوانندگان عزیز قرار مى دهیم :
1/18 - خط الموت على ولد آدم مخط القلادة على جید الفتاة ، و ما اولهنى الى اسلافى اشتیاق یعقوب الى یوسف ، و خیر لى مصرع انا لاقیه ، کانى باوصالى تقطعها عسلان الفلاة بین النواویس و کربلا فیملان منى اکراشا جوفا و اجربة سغبا، لا محیص عن یوم خط بالقلم ، رضا الله رضانا اهل البیت ، نصبر على بلائه و یوفنا اجور الصابرین ... الا من کان فینا باذلا مهجته موطنا على لقاء الله نفسه فلیرحل معنا، فانى راحل مصبحا ان شاء الله تعالى (124)
مرگ بر فرزندان آدم لازم و حتمى گردیده ، همانند گردنبد که لازمه گردن دختران جوان است و من به دیدار نیاکانم آنچنان مشتاقم مانند اشتیاق یعقوب به دیدار یوسف و براى من قتلگاه معین شده که به آنجا خواهم رسید و گویا مى بینم که درندگان بیانانها (لشکرکوفه ) در سرزمین میان نواویس (125) و کربلا اعضاى بدن مرا قطعه - قطعه کرده و شکمهاى گرسنه خود را با آنها سیر و انبانهاى خالى خود را پر مى کنند، از پیش آمدى که با قلم قضا و قدر نوشته شده است ، گریزى نیست ، خشنودى خداوند ما اهل بیت پیامبر صلى الله علیه و آله است ، در برابر امتحان خدا صبر و شکیبایى مى خواهد در راه ما از جانش بگذرد و خونش را در راه لقاى خداوند نثار کند، آماده حرکت با ما باشد که من فردا صبح حرکت خواهم نمود. ان شاء الله تعالى ).
این جملات ، بخشى از سخنرانى حسین بن على علیه السلام است که یک روز قبل از حرکت از مکه آن را ایراد نموده است .
نامه اى به بنى هاشم
2 / 18 - بسم الله الرحمن الرحیم ، من الحسین بن على الى محمد بن على و من قبله من بنى هاشم . اما بعد، فان من لحق بى استشهد و من لم یلحق بى لم یدرک الفتح ، و السلام .(126)
(به نام خداوند بخشنده مهربان . از حسین بن على به محمد بن على و افراد دیگر از بنى هاشم که در نزد وى هستند. اما بعد هریک از شما در این سفر به من ملحق شود، به شهادت خواهد رسید و هر کس از شما مرا همراهى نکند، به پیروزى دست نخواهد یافت . والسلام ).
بنا به نقل محدث بزرگ (ابن قولویه ) حسین بن على علیه السلام این نامه را در ایامى که در مکه اقامت داشت براى برادرش (محمد حنفیه ) و سایر افراد بنى هاشم که در مدینه بودند، نگاشت و (ابن عساکر و ذهبى ) هم نظریه (ابن قولویه ) را تایید نموده اند. (127)
ولى مرحوم (سید بن طاووس ) (128) از (کلینى رحمة الله علیه ) نقل مى کند که این نامه از ناحیه حسین بنى على علیه السلام پس از آنکه از مکه حرکت نموده ، صادر شده است .
در بطن عقبه
3 / 18 - ما ارانى الا مقتولا، فانى رایت فى المنام کلابا تنهشنى ، و اشدها على کلب ابقع .(129)
(من درباره خودم هیچ پیش بینى نمى کنم جز اینکه کشته خواهم شد؛ زیرا در عالم رویا دیدم که سگهاى چندى به من حمله نمودند و درنده ترین آنها سگى بود سفید و سیاه ).
امام علیه السلام این خبر را در منزل (بطن عقبه ) به اطلاع یاران و اهل بیت خویش رسانید.
4 / 18 - انى خفت براسى فعن لى فارس و هو یقول : القوم یسیرون و المنایا تسرى الیهم ، فعلمت انها انفسها نعیت الینا .(130)
(من سرم را به زین اسب گذاشته بودم که خواب خفیفى بر چشمم مسلط شد، در این موقع صداى اسب سوار (هاتفى ) به گوشم رسید که مى گفت اینان به هنگام شب در حرکتند، مرگ هم آنان را تعقیب مى کند و براى من معلوم شد که این خبر مرگ ماست ).
امام این جمله را پس از حرکت از (قصر بنى مقاتل ) و در نزدیکى کربلا فرمود، آنگاه که قافله شبانه در حرکت بود، صداى استرجاع امام بلند شد، حضرت على اکبر علت این استرجاع را سؤ ال نمود، امام در پاسخ وى فرمود: (انى خففت براءسى ...).
هنگام ورود به کربلا
5 / 18 - ارض کرب و بلاء قفوا و لا تبرحوا و حطوا و لا ترحلوا فهیهنا و الله محط رحالنا و هیهنا و الله سفک دمائنا و هیهنا و الله تسبى حریمنا و هیهنا و الله محل قبورنا و هیهنا و الله محشرنا و منشرنا و بهذا و عدنى جدى رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم و لا خوف لو عده .(131)
اینجا سرزمین حزن و مصیبت است بایستید و حرکت نکنید، بارها را بگشایید و منزل کنید، به خدا سوگند اینجاست محل فرود آمدن قافله ما، و به خدا سوگند همین جاست جایگاه ریخته شدن خونهاى ما، و به خدا سوگند اینجاست که خانواده ما اسیر مى شود و به خدا سوگند اینجاست محل قبرهاى ما و به خدا سوگند اینجاست حشر و نشر ما که جدم رسول خدا به من وعده داده است و خلافى در وعده او نیست ).
امام ، این جملات را هنگام ورود به سرزمین کربلا ایراد فرمود.
عصر تاسوعا
6 / 18 - انى رایت رسول الله صلى الله علیه و آله فقال لى : انک تروح الینا .(132)
(اینک جدم رسول خدا صلى الله علیه و آله را در خواب دیدم که به من فرمود: به نزد ما خواهى آمد).
امام ، این جمله را در عصر تاسوعا فرمود، آنگاه که در کنار خیمه به شمشیرش تکیه نموده و خواب خفیفى بر چشمان آن حضرت غالب گردید و همان وقت لشکر کوفه به سوى خیمه ها حرکت نمود و چون زینب کبرى علیهاالسلام هلهله دشمن را شنید، شتابزده برادرش را بیدار کرده و از وضعى که پیش آمده بود که را مطلع نمود، در این موقع آن حضرت فرمود: انى رایت رسول الله صلى الله علیه و آله فى المنام ... .
7 / 18 - ...و قد اخبرنى جدى رسول الله صلى الله علیه و آله بانى ساساق الى العراق ، فانزل ارضا یقال لها عمورا و کربلا، و فیها استشهد و قد قرب الموعد، الا و انى اظن یومنا من هولاء یومنا من هولاء الاعداء غدا... .
(...جدم رسول خدا به من چنین چیزى خبر داده بود که من به عراق فرا خوانده مى شوم و در محلى که به آن عمورا و کربلا مى گویند فرود آمده و در همانجا به شهادت مى رسم و اینک وقت آن رسیده است و به گمان من فردا دشمن جنگ را با ما آغاز خواهد نمود).
8 / 18 - انى غدا اقتل ، و تقتلون کلکم معى ء، و لا یبقى منکم واحد .(133)
(من فردا کشته مى شوم و همه شما حتى قاسم و عبدالله شیرخوار کشته خواهد شد و کسى از شما زنده نخواهد ماند).
حسین بن على علیه السلام عصر تاسوعا یا شب عاشورا یا شب عاشورا در میان یارانش سخنرانى و با جملاتى که از رسول خدا نقل نمود و شهادت خود و هرکس را که همراه اوست ، صریحا اعلان کرد، آنگاه به همه آنان اجازه مرخصى داد و هر یک از آنان با بیانى استقامت و پایدارى خود را ابراز نمود و در اینجا بود که براى آخرین بار با یک جمله دیگر، آینده را براى آنان ترسیم نمود و چنین فرمود:)
9/18 - ...رایت کان کلابا قد شدت على لتنهشنى ، و فیها کلب ابقع رایته اشدها على ، اظن ان الذى یتولى قتلى رجل ابرص من بین هولاء القوم ، ثم انى رایت بعد ذلک جدى رسول الله صلى الله علیه و آله و معه جماعة من اصحابه و هو یقول لى : یا بنى انت شهید آل محمد و قد استبشر بک اهل السموات و اهل الصفیح الاعلى ، فلیکن افطارک عندى اللیلة ، عجل و لا تؤ خر، فهذا ملک قد نزل من السماء لیاءخذ دمک فى قارورة خضراء، فهذا ما رایت و قد انف الامر و اقترب الرحیل من هذه الدنیا لا شک فى ذلک .(134)
سحرگاهان شب عاشورا خواب سبکى چشم امام علیه السلام را فرا گرفت و چون بیدار گردید خطاب به یاران و اصحابش چنین فرمود:
(من در خواب دیدم گویا که چندین سگ بر من حمله مى کنند و درنده ترین آنها سگى بود به رنگ سیاه و سفید و چنین گمان مى کنم قاتل من از میان این مردم کسى است که به مرض برص مبتلاست . پس از آن رسول خدا را با گروهى از یارانش در خواب دیدم که به من فرمود پسرکم تو شهید آل محمد هستى و ساکنان آسمانها و عرش برین ، آمدن تو را به همدیگر مژده و بشارت مى دهند. تو امشب افطار را نزد من خواهى بود، بشتاب و تاخیر روامدار. و اینک فرشته اى از آسمان فرود آمده است تا خون تو را در شیشه سبز رنگى جمع آورى و حفظ کند این بود خوابى که من دیدم ، اینک وقت آن فرا رسیده و زمان کوچ کردن از این دنیا، نزدیک شده است و شکى در آن نیست ).