بازدید امروز : 42
بازدید دیروز : 18
کل بازدید : 29410
کل یادداشتها ها : 182
استفاده عصمت مقربان خدا از مجموع سه آیه قرآن
در سوره انعام خداوند پس از آنکه هفده تن از پیغمبران را در چند آیه متصل بهم یاد مىکند از نوح، و ابراهیم، و لوط، و اسحق، و یعقوب، و اسمعیل و الیسع و موسى، و هرون، و عیسى، و یحیى، و داود، و سلیمان، و ذکریا، و ایوب، و یونس، و الیاس، و از آنها تمجید نموده، و حتى از بعضى پدران و برادران و ذریه آنها تحسین نموده و آنها را بندگان پسندیده و راه یافته معرفى فرموده است;سپس مىگوید:
«ذلک هدى الله یهدى به من یشاء من عباده»
هدایت خدا به آنها رسیده آن نوع هدایتى که خداوند بندگان خاص خود را که بخواهد، به آن هدایت و رهبرى مىفرماید، و پس از یک آیه مىفرماید:
«اولئک الذین هدى الله فبهداهم اقتده»
اینان افرادى هستند که خداوند هدایتشان نموده، تو نیز از هدایت آنان پیروى کن. از این دو آیه استفاده مىشود که به پیغمبران هدایتخدا رسیده است، و از طرفى میفرماید:
«و من یضلل الله فماله من هاد و من یهدى الله فماله من مضل»
و کسى را که خداوند اضلال کند، و جلوى فیض و رحمت را بر او به بندد، هیچ راهنمائى نخواهد داشت، و کسى را که خداوند هدایت کند، هیچ گمراه کنندهاى براى او نخواهد بود و مىفرماید:
«من یهد الله فهو المهتد»
کسى را که خدا هدایت کند، اوست راه یافته و از این دو آیه استفادهمىشود که افرادى را که خداوند هدایت کند آنان راه یافته بوده و هیچ القاء شیطانى از تسویلات جن و انس در آنها اثرى نمىگذارد و اگر تمام عالم جمع شوند نمىتوانند آنان را از راه بیراه نموده و گمراه کنند، و در اراده و علوم و اختیار آنان تصرفى نموده و آنان را متزلزل نمایند.
و از طرف دیگر مىفرماید:
«الم اعهد الیکم یا بنى آدم ان لا تعبدوا الشیطان انه لکم عدو مبین و ان اعبدونى هذا صراط مستقیم و لقد اضل منکم جبلا کثیرا افلم تکونوا تعقلون»
اى فرزندان آدم!آیا من با شما پیمان نبستم که عبادت شیطان را ننموده از او پیروى نکنید او دشمن آشکار شماست و مرا عبادت کنید و از من پیروى نمائید که اینست راه مستقیم؟
و بدرستیکه شیطان افراد بسیار و طوائف فراوانى را گمراه نموده آیا شما تعقل نمىکنید؟
در این آیه پیروى از شیطان را گمراهى و اضلال تعبیر نموده است.
بنابراین بمقتضاى آیات سابق الذکر پیغمبران را خدا هدایت نموده و کسى را که خدا هدایت کند براى او گمراهکنندهاى نخواهد بود.
و گمراهى به مفاد این آیه عبارت است از پیروى شیطان،و معصیت و گناه و توجه بغیر حق،و متاثر شدن از القاآت نفس اماره،و چون پیمبران را مضلى نیست بنابراین براى آنان القاآت شیطانیه و تسویلات نفسیه و معصیت و گناه نیست،و این است معنى عصمت.
بنابراین از اجتماع این سه دسته از آیات قرآن بطور وضوح عصمت راه یافتگان بهدایتخدا ثابت و مبرهن گردید،و الحمدلله.
عصمت امیر المؤمنین علیه السلام
این استدلال راجع بعموم مقربان خداست ولى امیرالمؤمنین علیه السلام که یعسوب الدین و ولى المؤمنین و قائد الغر المحجلین استبنحو اولى و اتم دلالتبر عصمت آنحضرت دارد.
آنحضرت از کودکى در دامان حضرت رسول اکرم پرورش یافت،و در تحت تعلیم و تربیت رسول خدا بود. محمد بن طلحه شافعى مذهب متوفى بسال 654 هجری و ابن صباغ مالکى مذهب متوفى بسال 855 هجری مىگویند: که چون امیرالمؤمنین علیه السلام بسن تمیز رسیدند در مکه قحطى و غلاى بسیار سختى پدید آمد، بطورى که صاحبان عیال را از پاى در آورد، و ثروتمندان را نیز تهى دستساخت ابوطالب که بزرگ قریش بود و داراى عائله فراوان، نیز تهیدست شد، روزى رسول خدا نزد عباس که در آن هنگام ثروتمندترین از بنى هاشم بود آمده فرمودند:اى عم از وضع قحط و غلاى مکه باخبرى و ابوطالب داراى عائلهاى سنگین استبیا برویم قدرى از عائله او را با خود بمنزل آوریم و خود متفکل امور آنان گردیم تا بر او تخفیفى حاصل شود.
عباس قبول نمود، هر دو بخانه ابوطالب آمدند و گفتند: آمده ایم که تا قدرى از امور تو را متکفل گردیم، تا آنکه این قحط از مکه رختبربندد ابوطالب گفت: دو پسر بزرگ مرا، طالب و عقیل را براى من بگذارید و دیگر اختیار با شماست.
عباس، جعفر را برداشت و حضرت رسول الله، على را برداشته هر یک بخانه خود رفتند و پیوسته على در خانه آنحضرت و در تحت تربیت آنحضرت بود. تا زمانیکه خداوند آنحضرت را به رسالتبرانگیخت، در اینحال نیز على متابعت نموده ایمان آورده و تصدیق رسالت نمود، و سن آنحضرت در آنوقتسیزده سال بود و بعضى گفتهاند کمتر بوده، و بعضى گفتهاند بیشتر بوده، لکن اشهر و اکثر اقوال آنست که آن حضرت هنوز بحد علم و بلوغ نرسیده بودند، و آنحضرت اولین کسى است که از مردان بر رسول خدا ایمان آورده است.