پایگاه مقاومت شهدا
   مشخصات مدیر وبلاگ
 
    آمارو اطلاعات

بازدید امروز : 10
بازدید دیروز : 2
کل بازدید : 29329
کل یادداشتها ها : 182

نوشته شده در تاریخ 90/3/19 ساعت 10:27 ص توسط آرش بیات


مرگ مادر 

 دیدار قبر شوهر، ضربه شدید خود را بر قلب آمنه وارد کرد و روح پرپر شده او را هرچه بیشتر دچار هیجان ساخت و همین هیجان و اضطراب بود که سرانجام او را مریض و بسترى کرد. خویشاوندان مصلحت چنین دیدند که هر چه زودتر او را به مکّه برگردانند، ولى قدرت مرگ بر آنها پیروز شد و جان آمنه را هم در بین راه مدینه و مکّه گرفت .محمّد در شش سالگى مادر را هم از دست داد. گویا مقدّر چنین بود که بدون داشتن هرگونه نقطه اتّکایى قدم به میدان زندگى گذارد.محمّد به همراه ام ایمن که همسفر مادرش بود به مکّه برگشت ، ولى رنج یتیمى اندام کوچک او را به سختى درهم مى فشرد. عبدالمطلب کوشش مى کرد تا با محبّتهاى فراوان خود، اندکى از این رنج توانفرسا بکاهد، هم براى او پدرى مى کرد و هم مادرى . ولى پیدا است که هیچ چیز و هیچ کس نمى تواند جاى خالى پدر و مادر را براى کودک پر کند. محمّد سنین هفت سالگى و هشت سالگى خود را با جدّش عبدالمطلب گذارند.عبدالمطلب دیگر پیرمردى هشتاد ساله شده بود. پیرمردى که باید هر لحظه در انتظار مرگ باشد. و سر انجام این انتظار هم به پایان رسید و عبدالمطلب هم از دیده محمّد پنهان شد. و از آن پس محمّد صلى الله علیه و آله تحت کفالت ابوطالب قرار گرفت

سفر شام:در سن نُه سالگى و یا در یازده سالگى به اتفاق ابوطالب سفرى به شام رفت و در همین سفر بوده است که به بحیرا برخورد کرد و بحیرا نشانه هاى نبوّت و پیغمبرى را در او تشخیص داده است .آقاى رهنما، گفتگوى محمّد صلى الله علیه و آله را با بحیرا چنین ضبط کرده است :بحیرا: پرسشى از تو دارم و تو را به لات و عزى قسم مى دهم که جواب بدهى .محمّد: مبغوضترین چیزها به نظر من این دو است .بحیرا: تو را به اللّه قسم که راست بگویى .محمّد: من همیشه راست مى گویم . سئوالت را بکن !بحیرا: چه چیز را بیشتر دوست دارى ؟محمّد: تنهایى .بحیرا: در میان چشم اندازها کدام را بیشتر دوست دارى








طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ