پایگاه مقاومت شهدا
   مشخصات مدیر وبلاگ
 
    آمارو اطلاعات

بازدید امروز : 4
بازدید دیروز : 2
کل بازدید : 29323
کل یادداشتها ها : 182

نوشته شده در تاریخ 90/3/20 ساعت 8:36 ص توسط جواد قاسم آبادی


سپس مى افزاید: در سنه ى چهارم هجرى یهودیان قبیله ى بنى نظیر چون به واسطه ى پیمان شکنى و خیانت نسبت به مسلمانان از مدینه اخراج شدند به مکه رفته قریش را به نبرد با حکومت نوپاى اسلامى ترغیب نمودند و با اعطاى کمکهاى اقتصادى هنگفت و تطمیع قبایل و احزاب مختلف ، سپاهى مشتمل بر ده هزار جنگجو را به سمت مدینه گسیل داشت .
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله با اطلاع از این توطئه ى شوم با اصحاب خود به مشورت نشست و از میان پیشنهادات ارائه شده ، نظر و راى سلمان فارسى مبنى بر حفر کانال در اطراف شهر را پذیرفت و از فرداى همان روز قریب به سه هزار مرد مسلمان به حفر خندقى ژرف ، پهن و دراز مشغول شدند و با عنایات الهى قبل از على علیه السلام این جمله را بسیار بر زبان جارى مى ساخت که زندگى واقعى ، زندگى آخرت است ، پروردگارا مهاجر و انصار را بیاموز.
به هر حال پس از مدتى سپاه کفر از راه رسید و با اطلاع یافتن از نفوذ ناپذیرى شهر اقدام به محاصره ى آن نمود. حصر مدینه قریب به یک ماه طول کشید و کسى از مشرکان را یاراى عبور از خندق نبود. این امر آنان را بر آن داشت تا به انواع دسایس دست یازند، از جمله اینکه کوشیدند تا یهودیان قبیله ى بنى نظیر که هنوز در مدینه بودند را به ایجاد اغتشاش در شهر وادارند یا از آنان کمکهاى فنى و غذایى بگیرند اما در تمامى موارد عنایات الهى و فراست و دقت بى مانند رسول خدا صلى الله علیه و آله و على مرتضى علیه السلام باعث مى شد نقشه ها نقش بر آب شوند. هر روز که مى گذشت فتور و سستى بیشترى به سپاهیان کفر راه مى یافت ، کمى آذوقه و سرماى بى سابقه و شرایط بد جوى نیز این وضع را تشدید مى نمود تا اینکه بالاخره روزى پنج تن از نیرومندترین قهرمانان و جنگجویان سپاه کفر به رهبرى عمروبن عبدود قهرمان شهیر عرب با استفاده از فرصت ، خود را به آن سوى خندق رساندند.
عمرو که هماوردى را براى خویش منصور نبود، نعره زنان هماورد طلبید و بالاخره على علیه السلام را که پیامبر صلى الله علیه و آله عمامه ى خود را بر سرش نهاده و شمشیرش را بدو سپرده بود، در برابر خود یافت .
رسول اکرم صلى الله علیه و آله ابتدا على علیه السلام را دعا کرد، و سپس ‍ فرمود: همه ى ایمان در برابر همه ى شرک صف آراست .
بالاخره مصافى عظیم و حساس میان دو قهرمان درگرفت . نفسها در سینه حبس شده بود، کسى را یاراى لب گشودن نبود مگر پیامبر خدا صلى الله علیه و آله که در حق على علیه السلام دعا مى کرد.
رزم و رزمجو همچنان ادامه یافت تا اینکه آن ضربتى که رسول خدا صلى الله علیه و آله از عبادت جن و انس برترش دانست بر پیکر عمرو فرو آمد و بر خاک مذلتش افکند.
على علیه السلام در میان تکبر و بانگ شادى مسلمانان به داخل خندق رفت تا کار را یکسره سازد اما در این هنگام عمرو به صورت مبارکش آب دهان افکند.
حضرت علیه السلام لحظه اى درنگ کرد و چون اثرى از خشم شخصى در وجود خویش نیافت . با اتکا به خشمى آسمانى که در بیکران وجودش موج مى زد، عمرو را به درک واصل کرد.
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله از مرگ عمرو شادمان شد، چنانکه فرمود:
قدرت ایشان به پایان آمد و از این پس نه تنها دیگر به جنگ ما نخواهد آمد بلکه این ماییم که ان شاء الله به مصاف آنها خواهیم شتافت .
با مرگ ذلت بار سرکرده ى مشرکان و فرار همراهان وى ، ترسى عظیم در دل مشرکان خانه کرد و تحت تاثیر همین ترس و پاره ى دیگر از رویدادها (از جمله وزش تندبادى بسیار سرد که چادر و خیام مشرکان را از جا کند و دیگها را از روى اجاقها واژگون نمود) شیرازه ى امور لشکر ده هزار نفرى ضلالت از هم گسیخت و حصر مدینه درهم شکست .
بعدها هر وقت رسول خدا صلى الله علیه و آله به یاد این جنگ که خندق یا احزاب نام گرفت مى افتاد مى فرمود: ضربه على یوم الخندق افضل من عباده الثقلین ، یعنى ضربت على در روز خندق از عبادت جن و انس برتر بود.
(256)
سپس مى افزاید: اما سوال دوم شما چه بود؟
مى گویم : برترى نماز بر جهاد امرى است که اسلام بدان تصریح دارد، حال چگونه است که ضربت شکوهمند على علیه السلام در روز خندق بالاتر از عبادت جن و انس قرار مى گیرد؟
مى فرماید: درست است که ضربه ى على علیه السلام در روز خندق به برکت عنایات الهى و دعاى خیرالمرسلین صلى الله علیه و آله اسلام را از خطر بزرگ رهانید و گوى سبقت را از عبادت ثقلین ربود و اگر نمى بود آن ضربه ى نجاتبخش ، نه صلاتى بر جاى مى ماند، نه صومى و نه عبادتى دیگر، اما همین ضربه را کسى بر سر نماد قدرتمندى کفار فرود آورد که اولا دست پرورده ى فرهنگ نورانى نماز بود و ثانیا نماز را برتر از جهاد مى دانست .








طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ