بازدید امروز : 8
بازدید دیروز : 18
کل بازدید : 29376
کل یادداشتها ها : 182
اخلاص امام در گستره ى جهاد سپس مى فرماید: امام علیه السلام خود در این زمینه (وجود اخلاص در تمامى اعمالش از جمله جهاد) فرمود: ما- در میدان کارزار - با رسول خدا بودیم . پدران ، پسران ، برادران و عموهاى خویش را مى کشتیم و در خون مى آلودیم . این خویشاوندکشى - ما را ناخوش نمى نمود - بلکه بر ایمانمان مى افزود، که در راه راست پابرجا بودیم ، و در سختى ها شکیبا، و در جهاد با دشمن کوشا. گاه تنى از ما و تنى از سپاه دشمن به یکدیگر مى جستند، و چون دو گاو سر و تن هم را مى خستند. هر یک مى خواست جام مرگ را به دیگرى بپیماید و از شربت مرگش سیراب نماید. گاه نصرت از آن ما بود، و گاه دشمن گوى پیروزى را مى ربود. چون خداوند - ما را آزمود - و صدق ما را مشاهدت فرمود، دشمن ما را خوار ساخت ، و رایت پیروزى ما را برافروخت ، چندانکه اسلام به هر شهر و دیار رسید، و حکومت آن در آفاق پدیدار گردید... (258)
مى فرماید: به چند دلیل :
مى گویم : در بین مطالبى که بدان اشارت فرمودید از جسارت عمروبن عبدود به امیر مومنان علیه السلام و عکس العمل مناسب حضرت علیه السلام در مقابل وى یاد نمودید احساس مى کنم که این عمل بسیار والا و توصیف ناپذیر، موید یکى از درخشان ترین وجوه سیره ى عبادى ایشان علیه السلام باشد.
مى فرماید: همین طور است اخلاص زینت لحظه لحظه ى عمر پربرکت على علیه السلام بود حتى لحظات پرهیجان غلبه یافتن بر قهرمانى چونان عمرو که سخت شکست ناپذیر مى نمود:
امام و جهاد جوانمردانه
مى پرسم : بر جهادى که امام على علیه السلام بدان مى پرداخت چه ویژگیهایى مترتب بود؟
مى فرماید: على علیه السلام جهاد فى سبیل الله را طاعت خداى تعالى مى دانست و به هنگام رزم و قتال ، خویش را در محراب عبادت مى یافت از این رو در تبعیت محض از شرع و شارع مقدس صلى الله علیه و آله رعایت موارد ذیل را بر خود و لشکریانش واجب مى دانست .
- اقامه ى نماز در اول وقت (چنانکه حضرتش از پرداختن به نماز شب نیز فروگذار نمى فرمود.)
- انذار لشکر دشمن و اتمام حجت بر آنان
- پیشگام نبودن در آغاز جنگ
- نماز گزاردن بر اجساد مقتولین طرف مقابل و دست نیازیدن به اموال ایشان (آنجاکه جان باختگان را مسلمانان اغفال شده تشخیص مى داد.)
- دفن اجساد
- خوشرفتارى با اسیران
- پرهیز از آتش زدن چادرها و منازل
- پرهیز از قتل زنان ، کودکان ، سالخوردگان ، مجروحان ، پناهندگان ، اسیران ، فراریان .
- پرهیز از مثله کردن اجساد مقتولین
- پرهیز از مسموم ساختن مخازن آب آشامیدنى
- پرهیز از نابودى درختان و سایر منابع طبیعى
- پرهیز از کشتن حیوانات
- پرهیز از دشنام گویى
- پرهیز از پیمان شکنى
- دریغ نداشتن آب از طرف مقابل
- روى برنتافتن از جهاد فى سبیل الله (259)
مى پرسم : چرا على علیه السلام به عنوان امیر مومنان و خلیفه ى مسلمان شخصا در میدان جنگ حضور مى یافت در حالیکه حضرتش علیه السلام خلفاى قبل را از این کار بر حذر مى داشت ؟
الف . شهادت طلبى و شجاعت امام (علیه السلام ) چنانکه خود فرمودند: به خدا سوگند که شوق و ذوق على و انس فرزند ابى طالب نسبت به مرگ ، از شوق و انس طفل به پستان مادر بیشتر است . (261)
حکایت
روز خیبر، مصطفى (صلى الله علیه وآله ) (پس از مرعوب شدن چند تن از فرماندهان لشکر) گفت : لا عطین هذه لرایه غذا رجلا یفتح الله على یدیه ، یحب الله و رسوله یحبه الله و رسوله فردا این رایت نصرت اسلام را به دست مردى مى دهم که خدا و رسول را دوست دارد و خدا و رسول او را دوست دارند.
همه شب صحابه در این اندیشه بودند که فردا رسول خدا (صلى الله علیه وآله ) علم اسلام و رایت نصرت لا اله الا الله را به دست چه کسى خواهد سپرد. دیگر روز مصطفى گفت : این على بن ابى طالب (علیه السلام ) گفتند: یا رسول الله هر یشتکى عینیه چشمش به درد است . فرمود: او را بیاورید. بیاوردند. زبان مبارک خویش بیرون آورد و به چشم او زد. حضرت (علیه السلام ) شفا یافت و نورى نو در بینایى وى حاصل شد رایت نصرت به وى داد.
على (علیه السلام ) گفت : یا رسول الله اقاتلهم حتى یکونوا مثلنا ایشان را به تیغ چنان کنم که یا همچون ما شوند یا همه را هلاک کنم . رسول خدا (صلى الله علیه وآله ) فرمود: یا على آهسته باش و با ایشان جنگ براندازه ى ناکسى و بى قدرى ایشان کن ، نه بر قدرت و قوت و هیبت خویش (262) على (علیه السلام ) رفت و علم بر در حصار خیبر زد. جهودى بر بام حصار آمد و گفت : من انت تو کیستى ؟ گفت : من على ام جهود گفت : عالى شد این کار به حق موسى و تورات پس على به تایید الهى و قوت ربانى در حصار به دست گرفت و از بوم حصار برکنده و بینداخت چنانکه زلزره در حصار خیبر افتاد. بورافع گوید:.. با من هفت تن دیگر از مبارزان عرب بودند، خواستیم که در از یک جانب به جانب دیگر گردانیم ، نتوانستیم ... (263)
بب - رو در رو بودن با مسلمانان اغفال شده در جریان جنگهاى جمل ، صفین و نهروان و ضرورت انذار و اتمام حجت بر ایشان ، چنانکه خطاب به خوارج فرمود: شما را از آن مى ترسانم که کشته در کرانه ى این رود افتاده باشید و در پست و بلندیهاى این مغاک افکنده ، نه برهانى روشن از پروردگار داشته باشید و نه حجتى آشکار، آواره ى خانه و دیار، و به دام قضا گرفتار...
ج . سستى مردم دارالخلافه در شتافتن به جهاد و رزم و قتال ؛ چنانکه حضرت (علیه السلام ) خطاب به آنانکه عزیمت خود به میدان جنگ را مشروط به عزیمت ایشان (علیه السلام ) نمودند، فرمود: مرا نسزد که شهر و سپاه و بیت المال را بگذارم ، و خراج زمین ، و قضاوت و مسلمانان ، و نگریستن در حق طلبکاران را نادیده انگارم ، آنگاه با دسته اى بیرون شوم ، و به دنبال دسته اى به راه افتم ؛ و چون تیر ناتراشیده و سوفار نانهاده که تیردان تهى بود، از این سو و آن سو غلطم . حالى که من قطب آسیابم ، بر جاى ایستاده ، و آسیا سنگ به دورم در گردش افتاده ، اگر از آن جدا شوم ، مدار آن بلرزد و سنگ زیرین آسیا از جاى بگردد. به خدا که این رایى خطاست ، و بیرون شدن من چنین حال نه سزاست ، به خدا، اگر امید شهادتم هنگام دیدار دشمن نبود - واى کاش برایم مقدور بود - پاى در رکاب مى نهادم و ازجمع شما بیرون مى فتادم و شما را نمى طلبیدم ، چندانکه باد جنوب و شمال آید که مرا از دیدن شما ملال آید... (264)
سپس مى فرماید: صحبت کردن درباره ى مقوله ى جهاد و سیره ى عبادى امام على (علیه السلام ) نیز چونان مباحث قبل دراین وقت محدود (چنان که بایسته و شایسته است ) میسور نیست ، لذا بدین مختصر بسنده کرده و به سراغ تحفه اى دیگر مى رویم .