نوشته شده در تاریخ 90/3/20 ساعت 8:39 ص توسط جواد قاسم آبادی
خطاب به فرزندان
شما را سفارش مى کنم به ترسیدن از خدا، و اینکه دنیا را مخواهید هر چه دنیا پى شما آید، و دریغ مخورید بر چیزى از آن که به دستتان نیاید، و حق را بگویید و براى پاداش - آن جهان - کار کنید و با ستمکار در پیکار باشید و ستمدیده را یار...
سپس مى فرماید: و اما سوال ، و آن اینکه فضل مشترک نامه هاى نورانى فوق چه بود؟
پس از قدرى تامل و اندیشه مى گویم : سفارش اکید به خدا ترسى و بهره مندى از تقواى الهى .
مى فرماید: آفرین ، این پاسخ همان سوال نخستین است .
سپس مى فرماید: در اغلب نامه هاى امام (علیه السلام ) سفارش به خدا ترسى ، پرهیزکارى و بهره مندى ز تقواى الهى به چشم مى خورد و این باعث شده که نامه هاى امام هم موید سیره ى عبادى حضرتش (ع ) باشد.
سپس مى افزاید: یکى دیگراز دلایلى که باعث مى شود نامه هاى امام (علیه السلام ) را نیز نمایاننده ى سیره ى عبدى حضرتش (علیه السلام ) بدانیم آن است که امر به ایجاد زیستگاه سالم داده اند.
مى پرسم : زیستگاه سالم چیست ؟
مى فرماید: شهر یا روستا یا زیستگاهى است آبادان با مردمى فرهیخته ، متدین ، ولایتمدار و برخوردار از روابط گسترده و پیچیده ى اجتماعى .
مى پرسم : ضرورت ایجاد آن چیست ؟
مى فرماید: تحصیل سعادت دنیا و عقبى در چنین محیطى راحت تر و فراگیرتر است .
مى پرسم : یعنى در چنین محیطى تعداد بیشترى از افراد توفیق دستیابى به سعادت را رفیق خویش مى یابند؟
مى فرماید: آرى .
مى پرسم : مهمتر مشخصه مردم در این محیط چیست ؟
مى فرماید: در طاعت خداى تعالى فراز پایه اند و از نافرمانى حضرتش (جل و علا) رویگردان .
میگویم : یعنى در انجام واجبات و مستحبات و رویگردانى از محرمات و مکروهات ساعى هستند؟
مى فرماید: آرى
مى گویم : پس از آبادانى زیستگاهشان ، دیندارى است .
مى فرماید: آرى ، البته دیندارى هم به معناى عام و هم به معناى خاص آن .
مى پرسم : دیندارى به معناى خاص و عام یعنى چه ؟
مى فرماید: یعنى اینکه مردم به ظاهر عبادات بسنده نمى کنند بلکه برکات آن را (با عمل به اعتقادات دینى ) در زندگى روزمره ى خویش آشکار مى سازند؛ از قبیل (کار و تلاش ، نظم ، وجدان کارى ، صداقت ، خیرخواهى و...)
سپس مى فرماید: آرى ، راز آبادانى زیستگاهشان دیندارى است ، چنانکه خداى تعالى در قرآن کریم فرمود: و لو ان اهل القرى امنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والارض (277) یعنى چنانکه مردم شهر و دیار همه ایمان آورده و پرهیزکار مى شدند همانا، رهاى برکات آسمان و زمین را بر روى آنها مى گشودیم .
مى گویم : این زیستگاه سالم ، همان مدینه ى فاضله است ؟
مى فرماید: آرى ، با یک تفاوت مهم .
مى پرسم : چه تفاوتى
مى فرماید: اینکه این زیستگاه سالم در حصر فرضیات و اندیشه و در حد شعار و دعوى باقى نماند و جامه ى عمل به خود پوشید
مى گویم : منظورتان مدینه النبى است ؟
مى فرماید: آرى ، منظورم شهر پیامبر (صلى الله علیه وآله ) است ، شهرى پاک سالم ، و آراسته که دیندارى آن را چنان آبادان و معمور ساخت که باور نکردنى مى نمود.
مى پرسم : آیا آبادانى در آن شهر و سرزمین هاى مرتبط با آن ماندگرا شد؟
مى فرماید: به طور شاسته و بایسته خیر.
مى پرسم : چرا؟
مى فرماید: به دلیل اشتباهى که در امر خطیر تعیین رهبرى روى داد و مردم پذیراى آن شدند.
میگویم : اشاره ى تان به واقعه ى غم انگیز محرومیت جامعه ى اسلامى از خلافت الهى امام على (علیه السلام ) است ؟
مى فرماید: آرى
مى گویم : پس در زیستگاه سالم رهبر الهى نقش تعیین کننده اى دارد.
مى فرماید: آرى ، هم در ایجاد، هم در بقا و هم در تداوم آن .
سپس مى فرماید: البته لازمه ى آنکه رهبر الهى یا کارگزار و نقش خود را چه در ایجاد و چه حفظ موجودیت زیستگاه سالم ایفا نماید آن است که مردم در صحنه وفادارانه و آگاهانه حضور داشته باشند.
مى پرسم : توصیه هاى امام على (علیه السلام ) جهت ایجاد زیستگاه سالم چیست .
مى فرماید: در نامه اى که حضرت (علیه السلام ) خطاب به مالک اشتر مرقوم فرمودند بدین مهم اشاره شده است و جا دارد هم شما و هم ما دیگر بار به مطالعه ى دقیق نهج البلاغه از جمله این عهدنامه ى شریف بپردازیم .
سپس مى فرماید: حضرت (علیه السلام ) در عهد نامه ى مزبور به موارد ذیل اشاره مى فرمایند:
- خدا ترسى و مقدم داشتن طاعت خدا بر دیگر کارها
- عمل به دستورات قرآن کریم
- تلاش براى اعتلاى دین خدا
- استمداد جستن و مدد گرفتن از ذات اقدس ربوبى (جل و جلاله )
- نیکوکارى و تسلط یافتن بر نفس بدفرمان و خشم و غضب نابجا
- دوستى ورزیدن و مهربانى نمودن با ملت
- رازدارى ، عیب پوشى و گذشت در تعامل با مردم
- خوشحال نشدن از کیفر دادن افراد خاطى و پشیمان نشدن از بخشش و گذشت .
- دورى جستن از تکبر و حس ناپسند خود برتر بینى
- عدالت ورزى و رسیدگى به دادخواهى ستمدیدگان
- برخورد جدى با ستمکاران (تا آنگاه که ز روش ناپسند خویش بازگردند.)
- توجه به افکار عمومى و خواست ملى
- عدم اعطاى امتیاز بر اساس ملاکهاى بى مورد نظیر خویشاوندى ، رفاقت و...
- برخورد جدى با آنان که نسبت به مردم عیب جویى مى کنند
- پرهیز از شتابزدگى در پذیرفتن اخبارى که بر سوء رفتار دلالت مى کند.
- عدم مشورت با افراد بخیل ، ترسو، حریص و گناهکار
- برابر نداشتن نیکوکاران و بدکاران (اعطاى امتیاز به نیکان و برخورد با بدان )
- روا داشتن نیکى در حق مردم
- تلاش در جهت جلب اعتماد و نظر مثبت مردم
- محترم داشتن آیین هاى ملى پسندیده و پرهیز از وضع قوانینى که سنتهاى نیک گذشته را آسیب مى رساند.
- ارتباط مستمر با دانشمندان و خردورزان و بهره گیرى از آراء و نظرات ایشان
- رسیدگى دقیق به وضع کارکنان لشکرى و کشورى ، از جمله سپاهیان ، دبیران ، قاضیان ، کارگزاران ، بازرگانان ، صنعت گران و نیز نحوه ى عمل آنان
- گماردن افراد شایسته و صالح در پستهاى حکومتى
- از بین بردن زمینه هاى فساد در ارکان و اجزاء نظام
- دریافت بهینه و به دور از افراط و تفریط مالیات
- پرهیز از مال اندوزى و اشرافى گرى
- رفع تنگدستى و فقر از متن اجتماع
- کار آفرینى
- طرد چاپلوسان و ثناگویان از دستگاه حکومتى
- وضع آیین نامه و برنامه جهت اداره ى امور سیاسى ، اقتصادى ، فرهنگى ، اجتماعى و... کشور
- غافل نشدن از وضع مستمندان
- تدارک راهکارهاى حمایتى براى ایتام ، از کار افتادگان و...
- برقرارى ارتباط مستقیم با مردم و نظارت بر عملکرد کارگزاران
- برخوردارى از سعه ى صدر در مصاحبت با مردم
- اهتمام ویژه به اقامه باشکوه فرائض (نمازهاى جمعه و جماعات ، حج بیت الله الحرام ، روزه ى ماه مبارک رمضان و...)
- بهره مندى از صداقت در برخورد با مردم (عذرخواهى از ملت به خاطر کاستى هاى احتمالى ، اطلاع رسانى و پاسخگویى به ایشان و...)
- عدم غفلت از دشمنان داخلى و خارجى
- محترم شمردن وعده ها و قرار دادها
- پرهیز از خونریزى ناروا
- پرهیز از منت گذاردن بر مردم
- پرهیز از قائل شدن امتیازات ویژه براى خود
- تدبر در احوال حکام پیشین و پرهیز از اشتباهاتى که مرتکب شدند
- شهادت خواهى و مجاهده در راه حفظ تمامیت ارضى و حیثیت دینى کشور اسلامى
- حمایت از علم آموزى و دانش جویى
- حمایت از خودکفایى و استقلال واقعى ...
کلمات قصار
مى فرماید: جملات على (علیه السلام ) در این عرصه هم مزین است به آیات نورانى قرآن کریم و برخوردار از باطنى ژرف ، پرمحتوى ، هدایتگر، نجاتبخش و نیز ظاهرى بهره مند از آرایش و پیرایشى بسیار مطلوب و دل انگیز و صد البته توصیف ناپذیر
سپس مى فرماید: سیره ى عبادى على (علیه السلام ) اقتضا نموده که حضرت (علیه السلام ) از کلمات قصر خویش نیز جهت هدایت و راهنمایى افراد و ارتقاء سطح دیندارى و معرفت سالکان طریق حق و بالا بردن کیفیت عبادات و طاعات عباد خداى (عزوجل ) سود جوید
سپس مى افزاید: از سخنان آن حضرت است که :
محبوب ترین اعمال نزد خداى عزوجل نماز است و آن آخرین سفارش پیامبران است . (278)
گناهى که پس از آن مهلت دو رکعت نمازگزاردن داشته باشم . مرا اندوهگین نمى سازد. (279)
مردمى خدا را به امید بخشش پرستیدند، این پرستش بازرگانان است ، و گروهى او را روى ترس عبادت کردند و این عبادت بردگان است و گروهى وى را براى سپاس پرستیدند و این پرستش آزادگان است . (280)
اگر نمازگزار بداند که تا چه اندازه رحمت خدا او را گرفته ، البته سر از سجده برنخواهد داشت . (281)
نزدیک ترین حالت بنده به خدایش ، آن هنگامى است که برایش به سجده مى رود. (282)
هر که نماز را با معرفت بحق آن بپا دارد آمرزیده است . (283)
به کودکانتان نماز بیاموزید و آنان را به هنگام بلوغ بر ترک آن بازخواست نمایید. (284)
سپس (به عنوان حسن ختام این مبحث ) مى فرماید:
جمله هایت یا على روشنگرند
|
در شب اضلال و فتنه سنگرند
|
سنگرى کاندر میانش اینمنیم
|
گفته هایت هست یک یک رهنماى (285) |